بررسی رابطه احساس تعلق به مدرسه و درگیری تحصیلی با نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی و سرسختی تحصیلی در بین دانش آموزان
صفحه 7-33
https://doi.org/10.22054/jep.2025.86140.4192
عزت اله قدمپور، حسنعلی ویسکرمی، محبوبه گل صنم لو، داود کاظمی فرد
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین احساس تعلق به مدرسه و درگیری تحصیلی با خودکارآمدی تحصیلی و سرسختی تحصیلی در بین دانشآموزان دورهی متوسطه دوم شهر خرمآباد انجام شد. پژوهش حاضر ازنظر هدف بنیادی و ازنظر نحوه گردآوری دادهها، توصیفی از نوع همبستگی و بهطور خاص از نوع مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشآموزان دورهی متوسطه دوم شهر خرمآباد در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که از میان آنها نمونهای به حجم 357 نفر به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چندمرحلهای انتخاب و وارد تحلیل شدند. دادهها از طریق پرسشنامههای درگیری تحصیلی (Reeve, 2013)؛ احساس تعلق به مدرسه (Brew & Beatty, 2004)؛ خودکارآمدی تحصیلی (Patrick and et.al, 1997) و سرسختی تحصیلی (Benishek & Lopez, 2005) جمعآوری گردید. بهمنظور ارزیابی روابط بین متغیرها از روش مدلیابی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که احساس تعلق به مدرسه اثر مستقیم، مثبت و پیشبینیکنندهای بر میزان درگیری تحصیلی دانشآموزان دارد (01/0<p). علاوه بر این، احساس تعلق به مدرسه توانست درگیری تحصیلی دانشآموزان را از طریق خودکارآمدی تحصیلی و سرسختی تحصیلی پیشبینی کند (05/0p<). نتایج پژوهش حاضر از اثر مستقیم احساس تعلق به مدرسه بر درگیری تحصیلی دانشآموزان و نقش میانجیگری خودکارآمدی تحصیلی و سرسختی تحصیلی در رابطه بین احساس تعلق به مدرسه و درگیری تحصیلی حمایت میکند.
مدلسازی معادله ساختاری هیجان پذیری در تدریس بر اساس سبکهای اسنادی و سرمایه اجتماعی: نقش تعدیلکننده فرسودگی شغلی
صفحه 35-64
https://doi.org/10.22054/jep.2025.80552.4027
مریم درویشی، مریم بخشش
چکیده این پژوهش باهدف مدلسازی معادله ساختاری هیجان پذیری در تدریس بر اساس سبکهای اسنادی و سرمایه اجتماعی با نقش تعدیلکننده فرسودگی شغلی انجام شد. نمونه پژوهش ۳۴۱ نفر از معلمان مقطع متوسطه اول و دوم شهر تهران در سال تحصیلی 1403- 1402 بود که به روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. دادهها با استفاده از فهرست هیجانهای معلم Chen (2016)، پرسشنامه سبکهای اسنادی Peterson et al (1982)، پرسشنامه سرمایه اجتماعی Nahapiet & Ghoshal (1998) و فهرست فرسودگی شغلی Maslach et al (1997) جمعآوری شد. تجزیهوتحلیل آماری با استفاده از نرمافزار 4-Smart-PLS انجام شد. نتایج نشان داد که سبکهای اسنادی بدبینانه و فرسودگی شغلی تأثیر مستقیم معنادار مثبت و سرمایه اجتماعی تأثیر مستقیم معنادار معکوس بر هیجان پذیری منفی در تدریس یعنی تجربه غم، خشم و ترس دارند. همچنین، تمام مؤلفههای مشاهدهشده فرسودگی شغلی بر شدت رابطه بین سبکهای اسنادی و سرمایه اجتماعی با هیجان پذیری در تدریس در دو جهت مختلف اثر مثبت و معکوس معنادار داشت. این نتایج پیامدهای عملی برای مداخله و برنامههای مبتنی بر جامعه برای معلمان مبتلا به سبکهای اسنادی بدبینانه، فرسودگی شغلی و هیجان پذیری منفی دارد.
مدلیابی رابطه ساختاری بین استرس ادراکشده و تلاش برای برتری با نقش میانجی امید در دانشآموزان کنکوری
صفحه 65-86
https://doi.org/10.22054/jep.2025.80952.4038
نسترن نکوکار، زهره خسروی
چکیده هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین استرس ادراکشده و تلاش برای برتری با نقش میانجی امید در دانشآموزان کنکوری بود. بدین منظور، در یک روش توصیفی از نوع همبستگی، 386 دانشآموز کنکوری از طریق فرمول کوکران و از طریق نمونهگیری در دسترس و داوطلبانه انتخاب شدند. تمامی شرکتکنندگان پرسشنامههای استرس ادراکشده (کوهن و همکاران، 1983)، پرسشنامه امیدواری (اشنایدر و همکاران، 1991)، پرسشنامه نیاز (استیرز و پورتر، 1979) و تلاش برای برتری در کنکور را پرکردهاند. برای تحلیل دادهها از همبستگی اسپیرمن و معادلات ساختاری استفاده شد. نوآوری این تحقیق به استفاده از متغیر تلاش برای برتری بود، چراکه کنکور، دانشآموزان را به سمتوسوی برتر بودن از دیگران سوق میدهد. نتایج نشاندهنده آن بود که در دانشآموزان کنکوری، بین متغیرهای استرس ادراکشده و امید، استرس ادراک شده و تلاش برای برتری رابطه معکوس و معناداری وجود داشت. همچنین بین متغیرهای امید و تلاش برای برتری، رابطه مثبت و معنادار وجود داشت. علاوه بر این، امید در رابطه بین استرس ادراکشده و تلاش برای برتری نقش میانجی را داشت. بر این اساس میتوان گفت که تلاش برای برتری میتواند بهصورت مستقیم و همچنین بهصورت غیرمستقیم و از طریق متغیر امید، بر استرس ادراکشده تأثیر بگذارد.
تأثیر آموزش توانمندیهای منش بر بهزیستی روانشناختی و عواطف مثبت و منفی کودکان
صفحه 87-114
https://doi.org/10.22054/jep.2025.84523.4142
زهرا خسروجردی، شهریار شهیدی
چکیده هدف پژوهش بررسی تأثیر آموزش توانمندیهای منش بر بهزیستی روانشناختی و عواطف مثبت و منفی کودکان بود. پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانشآموزان دختر دبستانی در سال تحصیلی 1403-1404 بودند. 78 دانشآموز پایه پنجم (39 نفر در گروه آزمایش و 39 نفر در گروه کنترل) از منطقه چهار تهران با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. هر دو گروه قبل و بعد از اجرای برنامه و یک ماه پس از آموزش به پرسشنامه بهزیستی روانشناختی (PWBS) و عواطف مثبت و منفی برای کودکان (PANAS-C- SF) پاسخ دادند. برنامه آموزش توانمندیهای منش به شیوۀ گروهی در نه جلسه نود دقیقۀ اجرا شد. تجزیهوتحلیل دادهها با t مستقل و تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر انجام شد. یافتهها نشان داد که آموزش توانمندیهای منش بر بهزیستی روانشناختی و عواطف مثبت و منفی کودکان بهطور معناداری تأثیر دارد. این تأثیر در پیگیری یک ماه پایدار مانده بود؛ بنابراین میتوان نتیجهگیری کرد که آموزش توانمندیهای منش، بهزیستی روانشناختی و عواطف مثبت کودکان را افزایش و عواطف منفی آنان را کاهش میدهد. لذا، مربیان برای افزایش بهزیستی و تقویت عواطف مثبت کودکان و کاهش عواطف منفی آنها میتوانند مداخلات توانمندیهای منش را در مدرسه طراحی و توسعه دهند.
رابطه سطح تفکیک خود و احترام به خود با شکلگیری هویت در دانشآموزان دختر نوجوان با توجه به نقش واسطه گری انسجام خانواده
صفحه 115-137
https://doi.org/10.22054/jep.2025.84581.4144
ابراهیم نامنی، نرجس شربتی
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی انسجام خانواده در رابطه سطح تفکیک خود و احترام به خود با شکلگیری هویت انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش، شامل تمامی دانشآموزان دختر دبیرستانی شهر سبزوار در نیم سال تحصیلی 1402-1403 بود. از بین جامعه مذکور 140 دانشآموز بهعنوان نمونهی پژوهش به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه ﺧﻮﺩﺗﻤﺎﻳﺰﻳﺎفتگی (ﻓﺮﻡ کوﺗﺎﻩ ﺷﺪﻩ) دریک، مقیاس احترام به خود روزنبرگ، پرﺳﺸﻨﺎﻣﻪ سبکهای هویت ﺑﺮزونسکی و پرسشنامه انسجام خانواده سامانی بود. جهت تجزیهوتحلیل دادهها، از روش آماری پیرسون و معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که رابطه مؤلفههای تفکیک خود و احترام به خود با شکلگیری هویت معنیدار است (05/0>P-value). همچنین نتایج حاصل از آزمون معادلات ساختاری نشان داد، نقش میانجی انسجام خانواده در رابطه تفکیک خود و احترام به خود با سبکهای هویت معنیدار است (05/0>p-value). با توجه به نتایج پژوهش میتوان اینگونه نتیجه گرفت که تقویت انسجام خانواده یک روش کارآمد برای افزایش سطح تفکیک خود و احترام به خود بهمنظور شکلگیری سبک هویت بهنجار در نوجوانان است.
بررسی ارتباط بهزیستی روانشناختی با خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان روانشناسی تربیتی با نقش میانجی عزتنفس
صفحه 139-162
https://doi.org/10.22054/jep.2025.86696.4208
نوشین درخشان
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط بهزیستی روانشناختی با خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان روانشناسی تربیتی با نقش میانجی عزتنفس انجام شد. این تحقیق از نوع کاربردی، کمی و همبستگی است. جامعه آماری پژوهش دانشجویان روانشناسی تربیتی دانشگاه تبریز بود که تعداد نمونه با استفاده از نرمافزار جیپاور، 119 نفر تعیین شد که با روش تصادفی طبقهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف (۱۹۸۹)، پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی جینکز و مورگان (1999) و پرسشنامه عزتنفس روزنبرگ (1965) بود. بهمنظور تجزیهوتحلیل دادهها، علاوه بر بررسی توصیفی، از آزمونهای کولموگروف اسمیرنوف، مدلسازی معادلات ساختاری و سوبل در نرمافزارهای spss نسخه 23 و smartpls نسخه 3.1.1 و در سطح معنیداری 05/0 استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که مدل پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است و بهزیستی روانشناختی با عزتنفس (086/23=t؛ 001/0=p) و خودکارآمدی تحصیلی (306/6=t؛ 001/0=p) ارتباط معنیداری دارد و عزتنفس نیز با خودکارآمدی تحصیلی (118/4=t؛ 001/0=p) ارتباط معنیداری دارد. نتایج تحقیق همچنین نشان داد که عزتنفس در ارتباط بهزیستی روانشناختی با خودکارآمدی تحصیلی (718/6=z؛ 001/0=p) نقش میانجی ایفا میکند؛ بنابراین عملکرد روانشناختی بهینه و عزتنفس بالا موجب میشود تا دانشجویان احساس کنند در مواجهه با چالشها توانمند هستند و در مقابله با مشکلات تحصیلی موفق عمل کنند.
تاثیر آموزش برنامه حسی بر مهارتهای پیشکلامی کودکان اتیستیک
صفحه 163-190
https://doi.org/10.22054/jep.2025.83615.4119
سعید رضائی
چکیده تحقیق با هدف آموزش برنامه حسی بر مهارتهای پیشکلامی کودکان با اختلال اتیسم انجام شده است. روش پژوهش به لحاظ گرداوری اطلاعات، از نوع آزمایشی با طرح تکآزمودنی از نوع AB و به لحاظ هدف، کاربردی است. جامعهی آماری پژوهش، شامل؛ کلیه کودکان با اختلال اتیسم مراکز توانبخشی شهر تهران در سال 1403 میباشند از کل جامعه هدف، سه نفر، به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. برنامه مداخلهای به مدت دو ماه، سه جلسه در هفته به شکل انفرادی آموزش داده شد. نتایج به-صورت چشمی و نگارهای بررسی و تحلیل شدند و در قالب جداول و نمودارها، بر اساس اطلاعات مندرج در برگه ثبت دادهها، ترسیم شدند. در این طرح، مرحله A، مرحله ترسیم خط پایه، و مرحله B، مرحله مداخلهای است. نتایج بهدستآمده نشان داد که برنامه مداخله توانبخشی حسی بر مهارتهای پیش کلامی کودکان با اختلال اتیسم مؤثر است با توجه به مؤثر بودن برنامه مداخله، کاربرد این نوع برنامه بهمنظور تسهیل و تقویت رشد کلامی کودکان با اختلال اتیسم پیشنهاد میشود.
تجربهی زیستهی نوجوانان ممتاز از بسترها، راهبردها و پیامدهای موفقیت تحصیل
صفحه 191-230
https://doi.org/10.22054/jep.2025.84780.4153
محمدرضا کریمی، جواد خدادادی سنگده
چکیده این پژوهش با هدف شناسایی بسترها، راهبردها و پیامدهای موفقیت تحصیلی نوجوانان ممتاز در بستر فرهنگی–اجتماعی ایران انجام شد. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون بود. جامعه آماری شامل ۲۱ نوجوان دختر و پسر با معدل بالای ۱۹ در امتحانات نهایی ۱۴۰۳ شهر قزوین بود که بهصورت هدفمند انتخاب و از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته موردمطالعه قرار گرفتند. تحلیل دادهها منجر به استخراج سه مضمون اصلی شد: شایستگیهای روانشناختی، فضیلتهای خانوادگی، و تسهیلگرهای مدرسهای. یافتهها نشان دادند موفقیت تحصیلی صرفاً نتیجه تواناییهای شناختی نیست، بلکه در تعامل میان عوامل فردی، خانوادگی و آموزشی شکل میگیرد. نوجوانان ممتاز از راهبردهایی همچون خودشناسی تحصیلی، یادگیری فعال و تنظیم هیجانی بهره بردهاند که پیامدهایی چندبعدی در سطوح فردی (اعتمادبهنفس، تابآوری، انگیزش پایدار)، خانوادگی (افزایش اعتماد والدین، انسجام خانوادگی)، اجتماعی–فرهنگی (ارتقای مشارکت مدنی، پیشگیری از آسیبها) و اقتصادی (افزایش فرصتهای شغلی، رشد کارآفرینی) به همراه داشته است. نتایج این مطالعه نشان میدهد موفقیت تحصیلی فرآیندی پویا و چندلایه است که نمیتوان آن را به دستاوردهای کمی تقلیل داد؛ بلکه در پیوندی پیچیده میان معناهای فردی، انتظارات اجتماعی و حمایتهای محیطی تحقق مییابد. بر این اساس، توجه همزمان به ابعاد روانشناختی، خانوادگی و مدرسهای، چشماندازی جامعتر برای سیاستگذاران آموزشی فراهم میکند.
کاهش اضطراب آزمون؛ آموزش تنظیم شناختی یا رفتاری هیجان؟
صفحه 231-257
https://doi.org/10.22054/jep.2024.81244.4046
زهرا جهانبخش، مهدی ,وفایی زاده
چکیده هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در قیاس با آموزش راهبردهای تنظیم رفتاری هیجان در کاهش اضطراب آزمون دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان بود. طرح پژوهش مورداستفاده در این مطالعه آزمایشی از نوع پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجو-معلمان مقطع کارشناسی دانشگاه فرهنگیان استان تهران در سال 1402 بود که نمونهای متشکل از 400 نفر بهصورت داوطلب و به شیوه دسترس به پرسشنامههای موردپژوهش به شیوه آنلاین پاسخ دادند. ملاک ورود به پژوهش کسب نمره اضطراب امتحان بالای 20 (بهعنوان فرد دارای اضطراب امتحان شدید) بود؛ که بر این اساس از بین این افراد 80 نفر تفکیک شدند. درنهایت 36 نفر بهصورت داوطلبانه برای همکاری در پژوهش انتخاب شدند و پس از جایگزینی تصادفی در سه گروه آموزش راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، آموزش راهبردهای تنظیم رفتاری هیجان و گروه کنترل (هر گروه 12 نفر)، این افراد برای اجرای آموزش دعوت شدند و در گروههای آزمایشی در 10 جلسه 150 دقیقهای آموزشهای مربوط راهبردهای تنظیم شناختی و رفتاری هیجان را دریافت کردند. قابلذکر است که افراد نمونه 23 نفر دختر (88/63 درصد) و 13 نفر پسر (11/36 درصد) بودند. بهمنظور گردآوری دادهها از پرسشنامه اضطراب امتحان ساراسون (1957) استفاده شد. بهمنظور تحلیل دادههای گردآوریشده از روش تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج این پژوهش حاکی از آن بود که اضطراب آزمون شرکتکنندگان در هر دو گروه تنظیم شناختی و تنظیم رفتاری هیجان در مرحله پسآزمون و پیگیری در مقایسه با مرحله پیشآزمون کاهش پیدا کرده بود. بهعلاوه آموزش راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در مرحله پیگیری در مقایسه با آموزش راهبردهای تنظیم رفتاری هیجان کاهش بیشتری داشته است. از تلویحات کاربردی این پژوهش بر مبنای تئوری کنترل- ارزش میتوان از تکنیکهای ارزیابیمحور در معادل راهبردهای شناختی و تکنیکهای هیجانمحور و مسئلهمحور معادل استراتژیهای رفتاری یادکرد.
