ادراک دانش آموزان دوره دوم متوسطه از آموزش ریاضی در ایران
صفحه 7-35
https://doi.org/10.22054/jep.2025.85438.4176
پروانه محمودیان، علیرضا صادقی، زهرا رحیمی، محمد نیرو
چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین درک دانشآموزان دوره دوم متوسطه در ایران از آموزش ریاضی انجام شده است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش مصاحبه پدیدارشناسی و به شکل نیمه ساختاریافته، تا رسیدن به اشباع نظری صورت پذیرفته است. میدان پژوهش، متشکل از دانشآموزان دوره دوم متوسطه ایران، که از میان آنها ده نفر بهعنوان مشارکتکنندگان پژوهش به روش نمونهگیری هدفمند و از نوع معیارمدار انتخاب گردید و تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از روش موستاکاس انجام پذیرفته است. پس از تجزیهوتحلیل دادهها 331 مفهوم، 61 مضمون و 31 کد توصیفی و درنهایت برای چهار سؤال مطرحشده 12 کد ساختاری استخراج شده است. کدهای ساختاری استخراج شده عبارتاند از: تجربه پیشین از درس ریاضی؛ وابستگی به رفتارهای معلم؛ اشکالات محتوایی ریاضی روایی آزمون با محتوای کتاب؛ مهارتهای حرفهای و شخصیتی معلم؛ استقلال دانشآموزان؛ دقت پیشینی در استخدام معلمان و برنامههای درسی؛ طراحی هدفمند تدریس؛ آموزش معلممحور؛ روایی ارزشیابی؛ تعاملات انسانی و میان فردی؛ اخلاقمداری دانشآموزان.
فراتحلیل مطالعات انجام شده در مورد متغیرهای مرتبط با سرزندگی تحصیلی در دانش آموزان بر اساس پژوهش های انجام شده در ایران
صفحه 37-61
https://doi.org/10.22054/jep.2025.81466.4055
افشین افضلی، ابوالقاسم یعقوبی، خسرو رشید، سید حسام موسوی، محمدعارف پیله ورپور
چکیده در سالهای اخیر پژوهشگران زیادی به بررسی رابطهی متغیرهای مختلف با سرزندگی تحصیلی پرداختهاند. این پژوهش به تحلیل و بررسی فراتحلیلی رابطهی متغیرهای مختلف با سرزندگی تحصیلی در دانشآموزان مقطع متوسطه دوم میپردازد. در این پژوهش از بین مقالات ایرانی (1403-1393) که از روش آماری همبستگی استفاده شده است، 50 مقاله بر اساس عنوان و چکیده موردبررسی قرار گرفت و درنهایت ۱۶ مقاله با توجه به معیارهای کیفی و محتوایی بهعنوان نمونه نهایی انتخاب شد و تحلیل دادههای مربوط بهاندازه اثر، تعداد نمونه و متغیرهای تعدیلکننده از هر مقاله استخراج شد. برای ترکیب اندازه اثرها از مدل اثرات تصادفی استفاده شد و تفاوتهای بین مطالعات با آزمون Q و شاخص I² بررسی شد کنترل سوگیری انتشار با استفاده از نمودارهای قیفی بررسی شد. آزمون اصلاح برازش دووال توئیدی در مدلهای اثرات ثابت و تصادفی نشان داد که سوگیری انتشار وجود ندارد. مقدار Q بهدستآمده در آزمون ناهمگنی مطالعات، حاکی از معنیداری آن در سطح 05/0 بود؛ ازاینرو، فرضیه صفر با ۹۵ درصد اطمینان رد میشود و میتوان نتیجه گرفت که پژوهشهای انجامشده ناهمگون هستند. بر اساس نتایج فراتحلیل، متغیرهای سازماندهی کلاس، تابآوری تحصیلی، خودکارآمدی تحصیلی و بهزیستی مدرسه، بالاترین اندازه اثر را با متغیر سرزندگی تحصیلی دارند. این یافتهها نشاندهنده رابطه قوی میان این متغیرها و سرزندگی تحصیلی است. متغیرهای مؤلفه عاطفی، ارزش مدرسه، خردمندی و جو عاطفی خانواده، کمترین اندازه اثر را نسبت به متغیر سرزندگی تحصیلی دارند. این امر بیانگر رابطه ضعیف میان این متغیرها و سرزندگی تحصیلی است.
اثربخشی بازیدرمانی شناختی- رفتاری بر توجه پایدار، بازداری پاسخ و انعطافپذیری شناختی کودکان دارای اختلال نارسایی توجه / بیشفعالی
صفحه 63-101
https://doi.org/10.22054/jep.2025.86969.4217
معصومه حسنی عبد، زهرا نقش، حامد مصلحی
چکیده کارکردهای اجرایی مفهومی جامع است که به فرآیندهای مدیریتی ذهن ارتباط دارد و نقش اساسی در کنترل زیستی، شناختی و هیجانی ایفا میکند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی بازیدرمانیشناختی-رفتاری بر مؤلفههای کارکردهای اجرایی کودکان دارای اختلال نقص توجه بیشفعالی است. این پژوهش، بهصورت نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون و پسآزمون همراه با گروه کنترل انجام شد. در این مطالعه، 22 پسر مبتلا به اختلال نقصتوجه-بیشفعالی در بازه سنی 7 تا 12، بهصورت در دسترس نمونه بهصورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. گروه آزمایش در ده جلسهی 45 دقیقهای تحت مداخله بازیدرمانیشناختی-رفتاری قرار گرفتند، درحالیکه گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکرد. در ابتدای پژوهش، تعداد شرکتکنندگان در هر گروه، 11 نفر بود؛ اما بر اساس معیارهای خروج تعیینشده، 2 نفر از آنها حذف شدند و نهایتاً تعداد افراد در هر گروه به 10 نفر کاهش یافت. برای سنجش بازداری پاسخ و توجه پایدار از نرمافزار IVA2 و انعطافپذیری شناختی از نرمافزار آزمون کارتهای ویسکانسین استفاده شد. با توجه به بالاتر بودن میانگین نمرات گروه آزمایش در مرحلۀ پسآزمون و نتایج آزمونهای مانکوا و سپس انکوا برای هر یک از مؤلفههای کارکردهای اجرایی ذکرشده، چنین نتیجه میشود که بازیدرمانیشناختی-رفتاری بر توجه پایدار، بازداری پاسخ و انعطافپذیری شناختی کودکان دارای نقص توجه بیشفعالی مؤثر بود. بازیدرمانیشناختی-رفتاری، با آموزش مدیریت و تغییر استراتژیهای حل مسئله، انعطافپذیری شناختی را افزایش میدهد. همچنین، بازیدرمانیشناختی-رفتاری از طریق فعالیتهای هدفمند به بهبود تمرکز و انجام تکالیف کمک میکند. با بهکارگیری تکنیکهای بازداری پاسخ، کودکان کنترل بیشتری بر رفتارها و تقویت عادات مثبت را میآموزند.
رابطه جهتگیریهای هدف و کانون کنترل درونی با اشتیاق تحصیلی: نقش واسطهای ادراکات خودکارآمدی در دانش-آموزان دختر
صفحه 103-131
https://doi.org/10.22054/jep.2025.84004.4129
نسرین مظفرثانی آذر، تورج هاشمی نصرت آباد
چکیده پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش واسطهای ادراکات خودکارآمدی در رابطه جهتگیریهای هدف و کانون کنترل درونی با اشتیاق تحصیلی انجام شد. از جامعه دانشآموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر تبریز در سال تحصیلی ۱۴۰3-۱۴۰2 تعداد 235 نفر با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه جهتگیری هدف الیوت و مک گریگور (2001)، پرسشنامه کانون کنترل راتر (1966)، پرسشنامه خودکارآمدی عمومی شرر (1982) و پرسشنامه اشتیاق تحصیلی فردریکز و همکاران (2004) استفاده شد. تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل مسیر نشان داد که اثر مستقیم جهتگیریهای عملکردی-گرایشی، تسلطی-گرایشی، عملکردی-اجتنابی، کانون کنترل درونی و ادراکات خودکارآمدی بر اشتیاق تحصیلی مثبت و معنادار است. در مقابل، جهتگیری تسلطی-اجتنابی اثر مستقیم معناداری بر اشتیاق تحصیلی نداشت. همچنین، اثر مستقیم جهتگیریهای عملکردی-گرایشی، تسلطی-گرایشی، عملکردی-اجتنابی و کانون کنترل درونی بر ادراکات خودکارآمدی مثبت و معنادار است؛ درحالیکه اثر مستقیم جهتگیری تسلطی-اجتنابی بر ادراکات خودکارآمدی معنادار نبود. بعلاوه اثر غیرمستقیم جهتگیریهای عملکردی-گرایشی، تسلطی-گرایشی، عملکردی-اجتنابی، کانون کنترل درونی بر اشتیاق تحصیلی بهواسطه ادراکات خودکارآمدی مثبت و معنادار است؛ اما جهتگیری تسلطی-اجتنابی ازلحاظ آماری اثر غیرمستقیم معناداری بر اشتیاق تحصیلی از مسیر ادراکات خودکارآمدی نداشت. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که تقویت ادراک خودکارآمدی و جهتگیری هدف مثبت میتواند نقش مؤثری در افزایش اشتیاق تحصیلی دانشآموزان ایفا کند. بهویژه، ایجاد حس کنترل و تسلط در امور تحصیلی میتواند انگیزه و تعهد تحصیلی آنها را ارتقا بخشد و زمینهساز موفقیت بیشتر شود.
بررسی مدل علی رابطه سبکهای دلبستگی، ویژگیهای شخصیت و مدیریت اوقات فراغت با اعتیاد به شبکههای اجتماعی در دختران نوجوان
صفحه 133-163
https://doi.org/10.22054/jep.2025.84061.4133
نسیبه مظفر، زهراسادات پورسید آقایی
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی مدل علی رابطه سبکهای دلبستگی، ویژگیهای شخصیت و مدیریت اوقات فراغت با اعتیاد به شبکههای اجتماعی در دختران نوجوان منطقه 7 شهر تهران بود. روش پژوهش، همبستگی و از نوع مطالعات پیشبین بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دختران نوجوان 15 تا 18 سال منطقه 7 شهر تهران در سال 1402-1403 تشکیل دادند. حجم نمونه 306 نفر با استفاده از فرمول کوکران به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شد. ابزارهای اندازهگیری در این پژوهش پرسشنامههای اعتیاد به شبکههای اجتماعی خواجه احمدی و همکاران (1395)، سبکهای دلبستگی سیمپسون (1990)، مدیریت اوقات فراغت وانگ (2019) و مقیاس پنج عاملی شخصیت کاستا و مک کری (1985) بودند. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون انجام شد. یافتهها نشان داد بین ابعاد سبکهای دلبستگی، ویژگیهای شخصیت و مدیریت اوقات فراغت با اعتیاد به شبکههای اجتماعی در دختران نوجوان رابطه معنیدار وجود دارد (05/0>P). همچنین بر اساس یافتههای به دست آمده، متغیرهای سبکهای دلبستگی، ویژگیهای شخصیت و مدیریت اوقات فراغت در میزان اعتیاد به شبکههای اجتماعی تاثیر معنادار دارند و تاثیر متغیر مدیریت اوقات فراغت بر اعتیاد به شبکههای اجتماعی بیشتر است. بر این اساس، پیشنهاد میشود از نتایج پژوهش حاضر در طراحی برنامه-های درمانی آموزشی اعتیاد به اینترنت نوجوانان استفاده گردد و با افزایش آگاهی در زمینه تاثیرات سبکهای دلبستگی، ویژگیهای شخصیت و مهارت مدیریت اوقات فراغت در جهت کاهش اثرات نامطلوب آنها و کاهش استفاده اعتیادگونه از شبکههای اجتماعی مجازی به نوجوانان یاری رساند.
تبیین شادکامی در مدارس بر اساس کیفیت رابطه معلم- دانشآموز و پیوند با مدرسه با نقش واسطهای شایستگی هیجانی
صفحه 165-189
https://doi.org/10.22054/jep.2025.84166.4137
لیلا حیدریانی، مهدی برزگربفرویی، امین یوسف وند
چکیده هدف مطالعه حاضر تبیین شادکامی در مدارس بر اساس کیفیت رابطه معلم- دانشآموز و پیوند با مدرسه با نقش واسطهای شایستگی هیجانی بود. روش پژوهش، همبستگی از نوع مدلسازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری دانشآموزان متوسطه دوم شهرستان میبد در سال تحصیلی 1404-1403 بود. حجم نمونه تعداد 276 نفر به روش نمونهگیری خوشهای تکمرحلهای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده، پرسشنامههای ارتباط معلم دانشآموز، پیوند با مدرسه، شادکامی و شایستگی هیجانی بود. برای تحلیل دادهها از روش مدل معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است و کیفیت رابطه معلم – دانشآموز و پیوند با مدرسه اثر مستقیم بر شادکامی دانش-آموزان دارند. کیفیت رابطه معلم – دانشآموز و پیوند با مدرسه از طریق شایستگی هیجانی بر شادکامی دانشآموزان تأثیر معنادار دارند. پیشنهاد میشود بهمنظور تقویت و بهبود شادکامی دانشآموزان، به بهبود کیفیت رابطه معلم دانشآموز، پیوند با مدرسه و شایستگی هیجانی دانشآموزان توجه گردد.
طراحی کارگاه آموزشی فنون کلاس داری امور تربیتی و تاثیر آن بر مدیریت کلاس معلمان پرورشی
صفحه 171-205
https://doi.org/10.22054/jep.2025.84242.4139
محمود زیوری رحمان
چکیده این تحقیق با هدف طراحی یک کارگاه آموزشی برای فنون کلاسداری در امور تربیتی و بررسی تأثیر آن بر مدیریت کلاس معلمان پرورشی انجام شد. روش تحقیق ترکیبی با رویکرد اکتشافی (کیفی و کمی) بود. در مرحله اول، برای طراحی کارگاه آموزشی از روش توصیفی-تحلیلی استفاده شد. در مرحله دوم، تأثیر کارگاه بر مدیریت کلاس معلمان با طرح پیشآزمون – پسآزمون با گروه کنترل ارزیابی شد. جامعه آماری شامل تمامی معلمان پرورشی مقطع متوسطه اول شهر بهار در سال تحصیلی 1403-1402 بود که از بین آنها 33 نفر (17 نفر گروه کنترل و 16 نفر گروه آزمایش) بهطور تصادفی انتخاب شدند. هر دو گروه ابتدا در پیشآزمون پرسشنامه مدیریت کلاس عالی و امین یزدی (1387) را پاسخ دادند. سپس، گروه آزمایش در 10 جلسه 45 دقیقهای فنون کلاسداری را یاد گرفتند و گروه کنترل هیچگونه آموزشی دریافت نکرد. پس از پایان آموزش، پسآزمون مدیریت کلاس برای هر دو گروه انجام شد. دادهها با تحلیل کوواریانس و کوواریانس چندمتغیری در نرمافزار SPSS25 تحلیل شد. نتایج نشان داد که کارگاه آموزشی فنون کلاسداری بر توانایی مدیریت کلاس معلمان تأثیر معناداری داشته است. همچنین تأثیر آن بر ترکیب خطی مدیریت آموزش، مدیریت رفتار و مدیریت افراد نیز معنادار بود. یافتههای این پژوهش حاکی از آن است که برای افزایش اثربخشی آموزشهای مدیریت کلاس، باید روشهای تعاملی، فناوریهای آموزشی و فعالیتهای عملی بیشتری در دورههای آموزشی معلمان پرورشی گنجانده شود تا آنان بتوانند با چالشهای جدید کلاسهای تربیتی بهطور مؤثرتری مواجه شوند.
مدل ساختاری اهمالکاری تصمیمگیری بر اساس نیاز به شناخت: نقش واسطهای راهبردهای یادگیری خودتنظیمی
صفحه 207-236
https://doi.org/10.22054/jep.2025.84713.4149
سعید جعفرى، کاظم برزگر بفروئی
چکیده پژوهش حاضر، به بررسی نقش واسطهگری خودتنظیمی در یادگیری در رابطة بین نیاز به شناخت و اهمالکاری تصمیمگیری با رویکردی شناختی-انگیزشی پرداخته است. روش پژوهش حاضر، توصیفی-همبستگی و با بهرهگیری از مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعة آماری پژوهش (11200 نفر)، شامل تمامی دانشآموزان پسر مشغول به تحصیل در دورة متوسطة دوم نظری نواحی 1 و 2 شهرستان یزد در سال تحصیلی 1403-1402 بود. 377 نفر از دانشآموزانی که با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چندمرحلهای انتخاب شده بودند، پرسشنامههایی را تکمیل کردند که سطوح نیاز به شناخت (Cacioppo et al., 1996)، خودتنظیمی در یادگیری (Weinstein & Palmer, 2002) و اهمالکاری تصمیمگیری (Mann et al., 1997) آنها را اندازهگیری میکردند. ضریب پایایی و شاخصهای روایی تمامی ابزارها مطلوب گزارش شدند. بر اساس یافتههای مدل ساختاری نهایی، اگرچه اثر مستقیم نیاز به شناخت بر اهمالکاری تصمیمگیری معنیدار نشد، اما نیاز به شناخت، بر خودتنظیمی در پردازش اطلاعات، انگیزش و مدیریت زمان و نیز، مؤلفههای سهگانة خودتنظیمی در یادگیری، بر اهمالکاری تصمیمگیری اثر مستقیم معنیداری داشتند. همچنین، خودتنظیمی در یادگیری، در رابطة بین نیاز به شناخت و اهمالکاری تصمیمگیری نقش واسطهگری ایفا کرد. بهطورکلی، یافتههای پژوهش حاضر با مدل نظری تعارض تصمیمگیری همخوانی داشته و نیز، با ارائة نشانههایی از اهمیت و نقش اساسی انگیزش شناختی و راهبردهای خودتنظیمی در درک چگونگی رویارویی دانشآموزان با تعارض تصمیمگیری در موقعیتهای تحصیلی، مبنایی نظری و تجربی را برای سبکهای تصمیمگیری متعارض فراهم کردند.
مدل علّی اشتیاق تحصیلی دانش آموزان: نقش انسجام کلاسی با نقش واسطهای رضایت تحصیلی
صفحه 237-267
https://doi.org/10.22054/jep.2025.84814.4155
سید علیرضا قاسمی، نگین نیک بین، سید مصطفی صفاری، مینو میری
چکیده هدف از پژوهش حاضر، تدوین یک مدل علّی برای اشتیاق تحصیلی دانشآموزان بر اساس انسجام کلاسی، با نقش واسطهای رضایت تحصیلی بود. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و مبتنی بر مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشآموزان مقطع ابتدایی استان خراسان جنوبی بود. با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای، نمونهای متشکل از ۳۵۰ دانشآموز از شهرستان درمیان انتخاب شد. دادهها از طریق پرسشنامه انسجام کلاسی، مقیاس رضایت تحصیلی و مقیاس اشتیاق تحصیلی گردآوری شد. تحلیل دادهها با استفاده از همبستگی پیرسون و مدلیابی معادلات ساختاری از طریق نرمافزارهای SPSS.27 و AMOS.24 انجام گرفت. یافتهها نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است. نتایج بیانگر آن بود که انسجام کلاسی تأثیر مستقیم و معناداری بر اشتیاق تحصیلی دارد. علاوه بر این، رضایت تحصیلی نقش واسطهای معناداری در رابطه بین انسجام کلاسی و اشتیاق تحصیلی ایفا کرد. این یافتهها بر اهمیت ایجاد محیطهای کلاسی منسجم و حمایتی در جهت افزایش اشتیاق و رضایت تحصیلی دانشآموزان تأکید دارند.
