تدوین و اعتباریابی بستۀ آموزشی یادگیری سازگار با مغز مبتنی بر نظریۀ کائن و اثربخشی آن بر مجذوبیّت تحصیلی دانش آموزان
صفحه 7-44
https://doi.org/10.22054/jep.2025.80626.4031
حوریه باقری، فریبرز درتاج، اسماعیل سعدی پور، حسن اسدزاده
چکیده این پژوهش با هدف تدوین و اعتباریابی بستة آموزشیِ یادگیری سازگار با مغز مبتنی بر نظریۀ کائن و اثربخشی آن بر مجذوبیّت تحصیلی دانشآموزان دختر مقطع ابتدایی انجام شد. نمونة آماری بهمنظور اعتباریابی بستة آموزشی تولیدشده شامل 15 نفر از صاحبنظرانی بود که در موضوع یادگیری سازگار با مغز دارای تخصص بودند که به روش هدفمند انتخاب شدند. نمونة آماری در بخش کمّی 4۰ نفر از دانشآموزان دورۀ مقطع ابتدایی منطقة 2 تهران بود که با روش نمونهگیری چندمرحلهای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامۀ مجذوبیّت تحصیلی (ریو، 2013) بود. این پرسشنامه پیش و پس از اجرای بستة آموزشی، از دو گروه آزمایش و کنترل بهعنوان پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری پس از 3 ماه گرفته شد. تجزیهوتحلیل آماری در بخش کمّی، با استفاده از تحلیل کوواریانس در نرمافزار SPSS25 انجام شد. نتایج در بخش کیفی نشان داد که بستة آموزشیِ یادگیری سازگار با مغز مبتنی بر نظریۀ کائن از روایی مناسبی برخوردار است. در بخش کمّی، نتایج آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که میانگین مجذوبیّت تحصیلی گروه دریافتکنندۀ آموزش یادگیری سازگار با مغز مبتنی بر نظریۀ کائن از دانشآموزان در گروه کنترل بیشتر بود (001/0sig=). تأثیر این مداخلۀ آموزشی پس از گذشت سه ماه نیز پایدار بود؛ بنابراین بستة آموزشیِ یادگیری سازگار با مغز مبتنی بر نظریۀ کائن بر مجذوبیّت تحصیلی دانشآموزان دختر مقطع ابتدایی مؤثّر بود. این بستة آموزشی میتواند ابزار مؤثّر و کاربردی در راستای ایجاد یادگیری معنیدار و عملکرد تحصیلی دانشآموزان دختر باشد.
تأثیر استفاده از بازیهای آموزشی دیجیتال بر سرعت پردازش اطلاعات و انتقال یادگیری دانشآموزان
صفحه 45-77
https://doi.org/10.22054/jep.2025.77640.3967
حمیدرضا مقامی، فاطمه دهقانی، یوسف مهدوی نسب
چکیده هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر استفاده از بازیهای آموزشی دیجیتال (چندکاربره و تککاربره) بر سرعت پردازش اطلاعات و انتقال یادگیری مفهوم ضرب در دانشآموزان دختر پایه چهارم دبستان است. روش پژوهش حاضر، شبهآزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش شامل دانشآموزان دختر پایه چهارم ابتدایی استان تهران بود. نمونه تحقیق 45 نفر از دانشآموزان دختر پایه چهارم ابتدایی که به شیوه نمونهگیری هدفمند و در دسترس از مدارس استان تهران (بهارستان ناحیه 2) انتخاب شد و در سه گروه 15 نفره یعنی دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند. بدین منظور از آزمون سرعت پردازش ZVT و آزمون محققساخته ریاضی جهت سنجش انتقال یادگیری بر روی هر سه گروه از دانشآموزان اجرا گردید. گروههای آزمایش هرکدام یکی از بازی آموزشی Penguin Jump و بازی آموزشی Tricks Workout Math را به مدت هشت جلسهی یکساعته را انجام دادند. تفاوت دو گروه آزمایش در ویژگی و نوع بازیهای انتخابی است بهطوریکه یکی از گروههای آزمایش بازی آموزشی Penguin Jump که یک بازی چندکاربره (تعامل انسان با انسان) است که بهصورت آنلاین مورداستفاده قرار میگیرد؛ برای گروه آزمایش دوم، بازی آموزشی Tricks Workout Math که یک بازی تککاربره (تعامل انسان با رایانه) است و بهصورت آفلاین ارائه شد. همچنین برای آزمون آماری فرضیههای پژوهش از تحلیل کوواریانس با نرمافزار SPSS26 استفاده گردید. نسبت F تحلیل کوواریانس برای انتقال یادگیری (05/0>P و 03/19 F=) و برای سرعت پردازش اطلاعات (05/0>P و 28/8 F=) به دست آمد. یافتهها: در متغیرهای وابسته شامل سرعت پردازش اطلاعات، انتقال یادگیری بین گروههای گواه و آزمایش تفاوت معناداری دیده میشود. هر دو بازی آموزشی دیجیتال (تککاربره و چندکاربره) بر بهبود سرعت پردازش اطلاعات و انتقال یادگیری درس ریاضی در دانشآموزان دختر پایه چهارم دبستان اثرگذار بوده است؛ اما بین دو گروه آزمایشی تفاوت معنادار مشاهده نشد بنابراین میتوان ادعا کرد که هر دو بازی به یک اندازه در بهبود سرعت پردازش اطلاعات و بهبود انتقال یادگیری اثرگذار بودند.
اثربخشی آموزش فرزندپروری با رویکرد آدلر - درایکورس بر همدلی و جرأتورزی دانشآموزان
صفحه 79-110
https://doi.org/10.22054/jep.2025.75059.3931
مهدی خانجانی، مریم السادات لاریجانیان، احمد برجعلی
چکیده پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی آموزش فرزندپروری با رویکرد آدلر - درایکورس بر همدلی و جرأتورزی دانشآموزان دبستان دخترانه زهرا مردانی 2 با طرح پژوهشی نیمهآزمایشی از نوع پیشآزمون - پسآزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه مادرانِ دانشآموزان مقطع دبستان زهرا مردانی 2 شهر تهران در سال تحصیلی 1398-1399 بود و از روش نمونهگیری در دسترس استفاده گردید. گروه نمونه شامل ۳۰ نفر از مادران، بهصورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند و به پرسشنامه علاقه اجتماعی علیزاده و همکاران (1394) پاسخ دادند. گروه آزمایش، در یک دورهی 10 جلسهای 60 دقیقهای فرزندپروری با رویکرد آدلر - درایکورس شرکت داده شدند و در پایان دورهی آموزشی، گروه کنترل و آزمایش 15 نفره مورد پسآزمون قرار گرفتند. کلیه آموزشها و آزمونها بهصورت مجازی صورت گرفت. دادهها به کمک SPSS تحلیل شد. نتایج تحلیل کوواریانس برای مقایسه همدلی و جرأتورزی در گروههای آزمایش و کنترل در مرحله پسآزمون نشان داد به ترتیب سطح معناداری با مقدار 001/ 0 و 011/0 در دو گروه دارای تفاوت معنادار هستند. با توجه به بالاتر بودن میانگین نمرات گروه آزمایش در پسآزمون، میتوان نتیجه گرفت که آموزش فرزندپروری با رویکرد آدلر درایکورس بر همدلی و جرأتورزی کودکان تأثیر معناداری داشته و باعث افزایش همدلی و جرأتورزی در کودکان شده است.
نقش واسطهای حساسیت اخلاقی در رابطه بین کمالگرایی مثبت و بیصداقتی تحصیلی
صفحه 111-145
https://doi.org/10.22054/jep.2025.84893.4159
زهرا حجتی قلاتی، فریبرز نیکدل، محمدرضا فیروزی، سارا طراویان
چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطهای حساسیت اخلاقی در رابطه بین کمالگرایی مثبت و بیصداقتی تحصیلی دانشجویان دانشگاه یاسوج بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانشجویان دانشگاه یاسوج بود که از این جامعه نمونهای به حجم 365 نفر به روش نمونهگیری خوشهای تصادفی چندمرحلهای انتخاب شدند و پرسشنامههای کمالگرایی مثبت Terry Short و همکاران (1995)، حساسیت اخلاقی Narvaez (2001) و بیصداقتی تحصیلی McCabe and Treviño (1996) میان افراد نمونه توزیع گردید. ارزیابی مدل پیشنهادی با استفاده از مدلیابی معادلات ساختاری انجام گرفت. یافتهها نشان داد الگوی پیشنهادی از برازش خوبی با دادهها برخوردار است. در خصوص اثرات مستقیم یافتهها نشان دادند کمالگرایی مثبت بر حساسیت اخلاقی اثر مثبت و معنادار و بر بیصداقتی تحصیلی اثر منفی و معنیدار دارد. همچنین حساسیت اخلاقی بر بیصداقتی تحصیلی اثر معنادار نداشت. دیگر یافتهها نشان داد حساسیت اخلاقی در رابطه میان کمالگرایی مثبت و بیصداقتی تحصیلی نقش واسطهای ندارد؛ لذا پیشنهاد میشود برای افزایش حساسیت اخلاقی و درنتیجه کاهش بیصداقتی تحصیلیِ دانشجویان، پرورش کمالگرایی مثبت آنها موردتوجه قرار گیرد.
بررسی روابط بین کارکردهای اجرایی، انگیزه تحصیلی، اضطراب و افسردگی در بین دانشآموزان دارای اختلالات یادگیری
صفحه 147-169
https://doi.org/10.22054/jep.2025.82086.4078
محمدحسن آقائی، محمد باقر حسنوند، علی تاری
چکیده مطالعه حاضر با هدف بررسی روابط بین کارکردهای اجرایی، انگیزه تحصیلی، اضطراب و افسردگی در بین دانشآموزان دارای اختلالات یادگیری انجام شد. پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر نحوه گردآوری دادهها توصیفی–همبستگی و با رویکرد مدلسازی تحلیل مسیر انجام شد. جامعه آماری تمامی دانشآموزان دوره اول متوسطه دارای اختلال یادگیری در سال 1403 در شهر تهران بود که با استفاده از نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای ابتدا بهصورت تصادفی شهر موردبررسی به چهار خوشه شمال، جنوب، شرق و غرب تقسیم شد و از هر ناحیه 15 مدرسه و از هر مدرسه چهار کلاس از دوره اول متوسطه انتخاب شد با بهرهگیری از ملاکهای DSM-IV دانشآموزان دارای اختلال یادگیری در حدود 300 نفر طبق چکلیستهای ریاضیات، خواندن و نوشتن تشخیص داده شدند که از بین این تعداد 170 نفر بهصورت تصادفی ساده انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها پرسشنامههای استفاده شد که روایی و پایایی این ابزارها در مطالعات قبلی مورد تأیید بودند در این مطالعه نیز با بهرهگیری از روایی صوری و همچنین با استفاده از روش آلفای کرونباخ روایی و پایایی تأیید شد. یافتههای این تحقیق نشان داد که کارکردهای اجرایی اثر مستقیمی بر انگیزش درونی و بیرونی دارد؛ همچنین نتایج نشان داد افسردگی و اضطراب هر دو بر انگیزش درونی و بیرونی اثر دارند. این یافتهها اهمیت کارکردهای اجرایی در انگیزش تحصیلی و همچنین اثر منفی افسردگی و اضطراب در کاهش انگیزش تحصیلی را در بین دانشآموزان دارای اختلال یادگیری را نشان میدهد.
اثربخشی شبیه سازی ذهنی فرآیندی و فرآورده ای بر انعطافپذیری شناختی، اهمالکاری تحصیلی و عملکرد تحصیلی دانشآموزان
صفحه 171-198
https://doi.org/10.22054/jep.2025.84627.4152
فاطمه حسین پورزاد، فاطمه بهجتی اردکانی، آزاده چوب فروش زاده
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی شبیهسازی ذهنی فرآیندی و فرآوردهای بر انعطافپذیری شناختی، اهمالکاری تحصیلی و عملکرد تحصیلی دانشآموزان متوسطهی دورهی دوم انجام شد. این پژوهش، نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل همهی دانشآموزان متوسطهی دوم شهر بادرود در سال 1403 بودند که از میان آنها، 30 نفر به روش نمونهگیری غیرتصادفی از نوع در دسترس انتخاب شدند. سپس، آزمودنیهای گروه آزمایش، به مدت 8 جلسهی یکساعته آموزش پروتکل شبیهسازی ذهنی فرآیندی و فرآوردهای دریافت کردند. جهت ارزیابی آزمودنیها نیز از پرسشنامههای انعطافپذیری شناختی Dennis and VanderWaal (2010)، اهمالکاری تحصیلی Solomon and Rothblom (1984) و عملکرد تحصیلی Taylor and Pham (1999) استفاده شد. دادههای گردآوریشده با استفاده از آزمودن تحلیل کوواریانس چندمتغیری در نرمافزار SPSS-27 مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند. یافتههای پژوهش نشان داد که شبیهسازی ذهنی فرآیندی و فرآوردهای بر انعطافپذیری شناختی و عملکرد تحصیلی دانشآموزان متوسطه دوره دوم اثر مثبت و معناداری داشت (05/0>P). بااینوجود، این مداخله بر اهمالکاری تحصیلی این گروه از دانشآموزان اثر معناداری نداشته است (05/0<P). برنامه آموزش شبیهسازی ذهنی فرآیندی و فرآوردهای میتواند بهعنوان یک مداخلهی سودمند برای بهبود انعطافپذیری شناختی و عملکرد تحصیلی دانشآموزان متوسطهی دوره دوم مورداستفاده قرار گیرد.
آزمون مدل ساختاری بیصداقتی تحصیلی بر اساس باورهای ضمنی هوش با نقش میانجی هویت اخلاقی در دانشآموزان
صفحه 199-227
https://doi.org/10.22054/jep.2025.80834.4037
کامران بالسینی، بهمن کرد، آرزو اسکویی شمال
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی آزمون مدل ساختاری بیصداقتی تحصیلی بر اساس باورهای ضمنی هوش با نقش میانجی هویت اخلاقی در دانشآموزان شهر تهران انجامشده است. نوع پژوهش کاربردی و روش انجام آن همبستگی مبتنی بر معادلات ساختاری بود. این پژوهش با حضور 500 نفر به روش نمونهگیری در دسترس از بین دانشآموزان دوره اول متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1400 به روش آنلاین انجام شد. برای اندازهگیری متغیرهای پژوهش از مقیاس بیصداقتی تحصیلی (ویترسپون و همکاران، 2010)، مقیاس نظریه تلویحی هوش (عبدالفتاح و یاتس، 2006) و پرسشنامه هویت اخلاقی (بلک و رینودلدز، 2016) استفاده شد. دادهها با ضریب همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری و با استفاده از نرمافزار SPSS و AMOS نسخه 24 تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین باورهای ضمنی هوش و هویت اخلاقی با بیصداقتی تحصیلی رابطه معناداری وجود دارد (01/0>P). همچنین نتایج یافتهها نشان داد مسیرهای مستقیم این پژوهش معنادار شدند و مسیرهای غیرمستقیم باورهای ضمنی هوش از طریق نقش میانجی هویت اخلاقی بر بیصداقتی تحصیلی دانش-آموزان معنادار بود. بر اساس یافتههای این پژوهش، مدل نهایی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (073/0=RMSEA و 05/0>P-value) و مدل نهایی ارزیابیشده از برازندگی مطلوبی برخوردار است و گام مهمی در جهت شناخت عوامل مؤثر بر بیصداقتی تحصیلی در بین دانشآموزان دوره اول متوسطه شهر تهران است؛ بنابراین این یافتهها میتوانند به درک عمیقتر و جامعتر عوامل مؤثر بر بیصداقتی تحصیلی کمک کرده و درنهایت به طراحی و بهبود راهکارهای آموزشی مؤثر و هدفمند در مدارس منجر شوند که به ارتقاء سلامت اخلاقی و تحصیلی دانشآموزان کمک خواهد کرد.
رابطهی مهارتهای فراشناختی با خلاقیت هیجانی: مقایسهای میان دانشجویان حضوری و غیرحضوری دانشگاه اصفهان
صفحه 229-253
https://doi.org/10.22054/jep.2025.84747.4154
منیر مصور، یاسمین عابدینی، اعظم اسفیجانی
چکیده هدف پژوهش، بررسی رابطهی مهارتهای فراشناختی با خلاقیت هیجانی در دانشجویان حضوری و غیرحضوری دانشگاه اصفهان بود. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی و جامعهی آماری آن شامل کلیهی دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد حضوری و غیرحضوری در این دانشگاه بود. نمونهی پژوهش شامل 235 نفر (83 نفر غیرحضوری و 152 نفر حضوری) بود که به روش نمونهگیری تمام شمار (برای دانشجویان غیرحضوری) و نمونهگیری طبقهای با اختصاص متناسب (برای دانشجویان حضوری) انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه مهارتهای فراشناختی ولز (1997) و پرسشنامه خلاقیت هیجانی آوریل (1999) بود. دادهها با استفاده از آزمون کالموگروف-اسمیرنف، ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون و آزمون تی تحلیل شدند. نتایج نشان داد بین کلیهی مؤلفههای مهارتهای فراشناختی و خلاقیت هیجانی در هر دو گروه دانشجویان رابطهی معناداری وجود دارد (05/0p≤). درحالیکه بین برخی از مؤلفههای مهارتهای فراشناختی با خلاقیت هیجانی دانشجویان غیرحضوری رابطه معنیدار وجود داشت (05/0p≤). همچنین تفاوتهای جنسیتی معناداری در مهارتهای فراشناختی و همچنین خلاقیت هیجانی دانشجویان مشاهده شد
اثربخشی آموزش مهارت حل مسئله بر اضطراب: مروری نظاممند و فراتحلیل
صفحه 255-280
https://doi.org/10.22054/jep.2025.81689.4070
لیلا میرزایی، مریم بیک خورمیزی، زهرا گلی زاده، محبوبه میرزایی
چکیده پژوهش حاضر باهدف مرور اثربخشی آموزش مهارت حل مسئله بر اضطراب در قالب فرا تحلیل انجام گرفت. جامعه آماری فرا تحلیل حاضر، پژوهشهای در دسترس مرتبط با اثربخشی آموزش مهارت حل مسئله بر اضطراب در بانکهای اطلاعاتی رایانهای در دسترس در ایران، از قبیل پایگاه علمی جهاد دانشگاهی (SID)، بانک اطلاعات نشریات کشور (مگیران)، پایگاه مجلات تخصصی نور (نورمگز) در بین سالهای 1380 تا 1401 و همچنین پایگاههای علمی خارجی Science Direct، PubMed و Google Scholar که در سالهای 2000 تا 2022 منتشرشدهاند، بود. بر اساس ملاکهای تعریفشده ورود و خروج پژوهشهای اولیه، 21 اندازه اثر از 22 مطالعه اولیه توسط نرمافزار CMA موردبررسی و تحلیل قرار گرفتند. میزان اندازه اثر ترکیبی کل با توجه به معیار کوهن بزرگ ارزیابی شد و بیانگر اثر مثبت آموزش مهارت حل مسئله بر اضطراب است. ازآنجاکه روش آمــوزش حــل مســئله بــه ارتقــاء مهــارت بالینــی، کاهــش اضطــراب و اســترس منجر میشود، بنابرایــن پیشــنهاد میشود آموزش مهارتهای حــل مســئله در برنامه آموزشی مدارس گنجانده شود.
