<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه روان شناسی تربیتی</title>
    <link>https://jep.atu.ac.ir/</link>
    <description>فصلنامه روان شناسی تربیتی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>نقش بدرفتاری روان‌شناختی دوران کودکی و عواطف منفی بر اضطراب اجتماعی دانش‌آموزان قربانی زورگویی با نقش میانجی خودکنترلی</title>
      <link>https://jep.atu.ac.ir/article_21287.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش بدرفتاری روان‌شناختی دوران کودکی و عواطف منفی بر اضطراب اجتماعی در دانش‌آموزان قربانی زورگویی با نقش میانجی خودکنترلی انجام شد. این پژوهش از نوع توصیفی - همبستگی با رویکرد مدل‌یابی معادلات ساختاری و ازنظر هدف، کاربردی بود. جامعة آماری پژوهش را تمامی دانش‌آموزان ۱۳ تا ۱۷ سالة مشغول به تحصیل در دورة اول و دوم متوسطة شهر سبزوار در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ تشکیل دادند؛ که از میان آن‌ها ۲۲۰ نفر از دانش‌آموزان قربانی زورگویی به روش نمونه‌گیری هدفمند و با همکاری مشاوران مدارس انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از پرسش‌نامه‌های بدرفتاری روان‌شناختی کواتس و مسمن (2014)، عاطفة منفی واتسون و همکاران (1988)، اضطراب اجتماعی لاجرسا (1998)، خودکنترلی تانجی و همکاران (2004) و زورگویی و قربانی زورگویی الویوس (1996) استفاده شد. تحلیل داده‌ها با بهره‌گیری از نرم‌افزارهای SPSS نسخه ۲۶ و SmartPLS نسخه ۴ انجام گرفت. نتایج شاخص‌های برازش مدل نشان داد که الگوی پیشنهادی از برازش مطلوبی با داده‌ها برخوردار است. یافته‌ها نشان داد که بدرفتاری روان‌شناختی دوران کودکی و عواطف منفی با اضطراب اجتماعی رابطه‌ای مستقیم و معنادار دارند. همچنین، این متغیرها از طریق خودکنترلی نیز به‌طور غیرمستقیم بر اضطراب اجتماعی اثر می‌گذارند؛ به‌طوری که بدرفتاری روان‌شناختی دوران کودکی و عواطف منفی رابطه‌ای منفی و معنادار با خودکنترلی، و خودکنترلی رابطه‌ای منفی و معنادار با اضطراب اجتماعی دارد. بر اساس نتایج، پیشنهاد می‌شود برنامه‌های آموزشی تقویت خودکنترلی در مدارس اجرا شود و مداخلات روان‌شناختی برای کاهش پیامدهای بدرفتاری روان‌شناختی و بهبود مدیریت عواطف منفی در دانش‌آموزان قربانی زورگویی طراحی و پیاده‌سازی گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش واسطه‌ای نیازهای بنیادین روان‌شناختی در رابطه والدگری توانمندساز و رفتارهای تحصیلی مولد وغیرمولد در نوجوانان.</title>
      <link>https://jep.atu.ac.ir/article_21217.html</link>
      <description>نوجوانی به‌عنوان یکی از مراحل حساس رشد انسانی، نقشی حیاتی در شکل‌دهی شخصیت، انگیزه‌ها و رفتارهای فرد ایفا می‌کند. نقش نیازهای بنیادین روان‌شناختی به‌عنوان میانجی در‌رابطه والدگری توانمندساز و رفتارهای تحصیلی، موضوعی است که می‌تواند به درک بهتر فرایندهای تأثیرگذار والدگری بر رفتارهای تحصیلی نوجوانان کمک کند. در این پژوهش از نوع همبستگی و به روش مدل‌یابی معادلات ساختاری انجام گرفت. جامعه آماری شامل کلیه دانش&amp;amp;lrm;آموزان دوره متوسطه دوم منطقه یک تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ بودند که از این تعداد ۳۷۵ نفر (۱۹۳ دختر و ۱۸۲ پسر) به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. شرکت‌کنندگان به مقیاس والدگری توانمندساز (Jach et al., 2018)، مقیاس نیازهای بنیادین روان‌شناختی (La Guardia et al., 2000) و مقیاس رفتارهای سبک زندگی تحصیلی سلامت‌محور (صالح‌زاده‌ و همکاران، 1396ب) پاسخ داده‌اند. یافته‌ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری تحلیل شد و نتایج نشان داد که مدل مفروض از برازش مطلوبی با داده‌ها برخوردار است. همچنین، نیازهای بنیادین روان‌شناختی نقش میانجی معناداری در ارتباط بین والدگری توانمندساز و هر دو نوع رفتار تحصیلی مولد و غیرمولد ایفا می‌کنند؛ به‌گونه‌ای که والدگری توانمندساز از طریق ارضای نیازهای بنیادین روان‌شناختی موجب تقویت رفتارهای تحصیلی مولد و کاهش رفتارهای تحصیلی غیرمولد می‌شود. به‌طور کلی، یافته‌های پژوهش تأکید می‌کند که والدگری توانمندساز از طریق ارتقای نیازهای بنیادین روان‌شناختی نوجوانان، می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در بهبود عملکرد و سلامت تحصیلی آنان ایفا کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش مقایسه‌های ذهنی مادر از کودک بیش‌فعال خود با کودکان دیگر در احساسات و واکنش‌های وی نسبت به فرزند خود</title>
      <link>https://jep.atu.ac.ir/article_21219.html</link>
      <description>هدف از این مطالعه بررسی نقش مقایسه‌های ذهنی مادر از کودک بیش‌فعال خود با کودکان دیگر در احساسات و واکنش‌های وی نسبت به فرزند خود بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش زمینه‌ای (گراندد) انجام گرفت. روش نمونه‌برداری به‌صورت هدفمند و ابزار پژوهش، مصاحبه نیمه‌ساختاریافته بود. میدان مطالعه در این پژوهش مادران کودکان مبتلا به نارسایی توجه/بیش‌فعالی ۵ تا ۱۲ ساله شهر تهران در بازه زمانی سال ۱۴۰۰ بود. ۱۰ مشارکت‌کننده در این پژوهش شرکت کردند. تحلیل داده‌ها با روش استراوس و کربین؛ و کدگذاری‌ها به‌صورت سه‌مرحله‌ای موجب دستیابی به کد انتخابی زیر گردید: تحلیل داده‌ها یک الگوی تعاملی را نشان داد که در آن، مقایسه‌های ذهنی منفی مادران، به فعال‌سازی شناخت‌واره‌های منفی منجر می‌شد و این فرایند به‌نوبه خود با نادیده‌گرفتن نیاز کودک به کسب وجهه و مقبولیت، رفتار نامطلوب وی و آشفتگی مادر را تشدید کرده است. این آشفتگی باعث احساسات و واکنش‌های منفی زیر در مادران شده است: غم و حسرت، فشار عصبی، سرزنش کودک، خشم و پرخاشگری، احساس گناه، احساس بی‌کفایتی، شرم، خستگی، تنفر از کودک و نگرانی از آینده کودک. تعداد کمی از مادران با استفاده از مشاوره و آموزش، افکار مقایسه را در خود کنترل کرده و پذیرش شرایط خاص کودک و آرامش حاصل از این پذیرش را جایگزین احساسات منفی کرده بودند. این یافته‌ها لزوم بالابردن آگاهی در مورد این اختلال در سطح جامعه و آموزش به والدین و معلمان این کودکان را آشکار می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی بازی‌های دبستانی بر مهارت‌های فراشناختی دانش-آموزان دوره دوم ابتدایی</title>
      <link>https://jep.atu.ac.ir/article_21220.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تأثیر بازی‌های دبستانی بر مهارت‌های فراشناختی دانش‌آموزان ابتدایی دوره دوم ابتدایی دختر انجام شد. این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و در زمره طرح‌های نیمه آزمایشی با پیش‌آزمون و پس‌آزمون و گروه کنترل است. جامعه آماری کلیه دانش‌آموزان دختر پایه چهارم، پنجم و ششم ابتدایی منطقه 16 تهران در سال تحصیلی 1401-1402 بودند. نمونه‌ای به حجم 120 نفر با روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای انتخاب و 60 نفر در گروه آزمایش و 60 نفر در گروه کنترل قرار گرفتند. از پرسشنامه فراشناختی شاطریان (1396) استفاده شد. برنامه بازی‌های دبستانی منتخب طی 8 هفته و درمجموع 16 جلسه و هر جلسه به مدت 20 الی 30 دقیقه برای گروه‌های آزمایش ارائه گردید و درنهایت از هر دو گروه پس&amp;amp;rlm;آزمون به عمل آمد. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته‌ها نشان داد که بازی‌های دبستانی بر مهارت‌های فراشناختی (خودآگاهی، هدف‌گذاری وبرنامه-ریزی، خودنظم&amp;amp;rlm;دهی، حل مسئله و نظارت و ارزشیابی رفتار) مؤثر بوده است و در میانگین پس‌آزمون دو گروه اختلاف معناداری وجود دارد. نتایج پژوهش تأثیر مثبت بازی‌های دبستانی بر بهبود مهارت‌های فراشناختی دانش‌آموزان نشان داده و تلویحات آن به‌ویژه برای معلمان ابتدایی مهم و کارآمد است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر انگیزش تحصیلی و اهداف پیشرفت دانش‌آموزان دختر متوسطه دوم</title>
      <link>https://jep.atu.ac.ir/article_21221.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی شناخت&amp;amp;rlm;درمانی مبتنی بر ذهن&amp;amp;rlm;آگاهی بر اهداف پیشرفت (تسلطی، عملکردی گرایشی و اجتنابی) و انگیزش تحصیلی دانش&amp;amp;rlm;آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهرکرد انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش&amp;amp;rlm;آزمون، پس&amp;amp;rlm;آزمون و دوره پیگیری دوماهه با گروه گواه بود. جامعه&amp;amp;rlm;ی آماری شامل کلیه دانش&amp;amp;rlm;آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهرکرد در سال تحصیلی 1402-1401 بودند. با استفاده از روش نمونه&amp;amp;rlm;گیری خوشه&amp;amp;rlm;ای چندمرحله‌ای و غربالگری (40) نفر انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر)، گواه (20 نفر) جایگزین شدند. برای جمع‌آوری اطلاعات از پرسشنامه&amp;amp;rlm;های انگیزش تحصیلی هارتر (1981) و اهداف پیشرفت الیوت و مک-گریگور (2001) استفاده شد. گروه آزمایش 8 جلسه 60 دقیقه&amp;amp;rlm;ای، هفته&amp;amp;rlm;ای یک جلسه پروتکل شناخت-درمانی مبتنی بر ذهن&amp;amp;rlm;آگاهی (سگال و تیزل و ویلیامز، 2012) را دریافت کردند. از آزمون تحلیل کوواریانس با اندازه&amp;amp;rlm;گیری مکرر طرح آمیخته برای تحلیل داده‌ها استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد، با کنترل اثر پیش&amp;amp;rlm;آزمون بین دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح (001/0&amp;amp;gt;P) به دست آمد و این اثر تا مرحله پیگیری پایدار بود؛ بنابراین می&amp;amp;rlm;توان از پروتکل شناخت&amp;amp;rlm;درمانی مبتنی بر ذهن&amp;amp;rlm;آگاهی برای افزایش اهداف پیشرفت و انگیزش تحصیلی دانش&amp;amp;rlm;آموزان دختر متوسطه دوم شهرکرد بهره برد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی آموزش مبتنی بر نظریه یادگیری زایشی و اثربخشی آن بر رغبت تحصیلی دانش‌آموزان کلاس چندپایه در درس ریاضی</title>
      <link>https://jep.atu.ac.ir/article_21218.html</link>
      <description>هدف پژوهش، طراحی آموزشی مبتنی بر نظریه یادگیری زایشی و اثربخش آن بر رغبت تحصیلی دانش آموزان چندپایه در درس ریاضی بود. روش پژوهش از نوع آمیخته به شیوه اکتشافی متوالی است. بخش کیفی با روش مستند پژوهی انجام شد. اسناد به صورت هدفمند مبتنی بر ملاک انتخاب شدند. داده‌های بخش کیفی با روش تحلیل محتوا تحلیل شدند. در بخش کمی از شیوه نیمه آزمایشی استفاده شد. جامعه آماری این بخش کلیه دانش-آموزان چندپایه استان همدان بودکه از بین آنها 39 دانش‌آموز کلاس چندپایه (چهارم و پنجم) به شیوه نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به شکل تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگماری شدند. از پرسشنامه‌ی رغبت تحصیلی فردریکز و همکاران(2004) برای جمع‌آوری داده‌ها استفاده شد. پایایی این پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ 78/0 بدست آمد. یافته‌های بخش کیفی منجر به ده مولفه‌ی اصلی در سه مرحله از تدریس شامل فعالیت‌های قبل از تدریس (طراحی آموزشی تحلیل یادگیرنده، تعیین اهداف و بازده های یادگیری، آماده سازی فضای فیزیکی کلاس)، حین تدریس (طرح مسأله، درگیرسازی و اکتشاف، فعال سازی دانش پیشین، ارائه فرصت های یادگیری، ارائه بازخورد، زایش و خلق معنا) و بعد از تدریس (ارزشیابی) شد. یافته‌های بخش کمی نیز نشان داد میانگین گروه آزمایش در پس آزمون بیشتر از گروه کنترل است و این افزایش از طریق آزمون تحلیل کواریانس معنادار مشاهده شد. در نتیجه می‌توان از طراحی آموزشی مبتنی بر الگوی یادگیری زایشی برای افزایش رغبت تحصیلی دانش‌آموزان کلاس‌های چندپایه به ریاضی بهره گرفت.کلید واژه‌ها: یادگیری زایشی، طراحی آموزشی، کلاس چندپایه، ریاضی، رغبت تحصیلی</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازطراحی و بازتفسیر الگوی بوم‌شناختی آموزش خواندن در دوره ابتدایی ایران: رویکردی آمیخته بر پایه تعامل عوامل آموزشی و غیرآموزشی</title>
      <link>https://jep.atu.ac.ir/article_21339.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، بازطراحی و تفسیر یک الگوی جامع و بومی برای آموزش خواندن در دوره ابتدایی ایران بر اساس رویکرد بوم‌شناختی است. ضرورت انجام این تحقیق از آنجا ناشی می‌شود که نتایج ارزیابی‌های بین‌المللی مانند پرلز، ضعف قابل توجه دانش‌آموزان ایرانی در سطوح بالای درک مطلب را آشکار ساخته است. این مطالعه با بهره‌گیری از روش تحقیق آمیخته و طرح اکتشافی&amp;amp;ndash;توصیفی انجام شد. در بخش کیفی، داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با معلمان، کارشناسان و پژوهشگران حوزه سواد خواندن گردآوری و با تحلیل مضمون بررسی شد. بخش کمی شامل طراحی پرسشنامه مبتنی بر یافته‌های کیفی، بررسی روایی محتوایی و سازه، و سنجش پایایی با آلفای کرونباخ بود. نتایج سؤال اول نشان داد که ادراک خواندن حاصل تعامل شش مؤلفه کلان است: بافتاری&amp;amp;ndash;زمینهای، انگیزشی&amp;amp;ndash;خواننده، شناختی، زبانی، بافتاری غیرآموزشی و آموزشی. یافته‌های سؤال دوم این مؤلفه‌ها را در قالب چهار دسته اصلی &amp;amp;laquo;آموزشی، غیرآموزشی، شناختی، زبانی&amp;amp;raquo; با روابط متقابل شبکه‌ای بازتعریف کرد. تحلیل مقایسه‌ای نشان داد که مدل پیشنهادی نسبت به الگوهای رایج مانند RAND، DIME و نظریه بوم‌شناختی برونفن برنر، هم‌راستایی مفهومی دارد اما با تأکید بر تعامل اکولوژیک عوامل، دیدگاهی جامع‌تر ارائه می‌دهد. نتیجه‌گیری این پژوهش بیانگر آن است که مداخلات مؤثر در آموزش خواندن باید چندبعدی، یکپارچه و هم‌زمان عوامل مدرسه‌ای و برون مدرسه‌ای را پوشش دهند. این الگو می‌تواند مبنایی برای سیاست‌گذاری، بهبود تدریس معلمان و ارتقای عدالت آموزشی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر آموزش مبتنی بر بازی &amp;rlm;وارسازی بر انگیزش تحصیلی دانش‌آموزان</title>
      <link>https://jep.atu.ac.ir/article_21286.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش مبتنی بر بازی‌وارسازی بر انگیزش دانش‌آموزان انجام شده است. روش پژوهش نیمه&amp;amp;rlm;آزمایشی از نوع طرح پیش&amp;amp;rlm;آزمون - پس&amp;amp;rlm;آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیة دانش&amp;amp;rlm;آموزان پایة پنجم ابتدایی شهرستان استهبان که در سال تحصیلی 1403_1404 مشغول به تحصیل بودند. از میان جامه آماری تعداد 44 نفر با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و در ادامه به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (22 نفر در گروه آزمایش و 22 نفر در گروه کنترل) قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده&amp;amp;rlm;ها شامل پرسش‌نامه استاندارد انگیزش تحصیلی هارتر (1980) بود. به‌منظور تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. گروه آزمایش طی 8 جلسه 45 دقیقه‌ای تحت آموزش مبتنی بر بازی‌وارسازی قرار گرفتند. یافته&amp;amp;rlm;های پژوهش نشان داد؛ آموزش مبتنی بر بازی‌وارسازی بر انگیزش درونی دانش‌آموزان ابتدایی با سطح اطمینان %95 تأثیر مثبت دارد؛ اما بر انگیزش بیرونی دانش&amp;amp;rlm;آموزان تأثیر معنادار ندارد. بر مبنای یافته&amp;amp;rlm;های به‌دست‌آمده، با به‌کارگیری آموزش مبتنی بر بازی&amp;amp;rlm;وارسازی می&amp;amp;rlm;توان انگیزش درونی دانش&amp;amp;rlm;آموزان را در مقاطع مختلف افزایش داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل عملکرد مراکز مشکلات ویژه یادگیری در تسهیل یادگیری: نتایج کمی از دیدگاه معلمان</title>
      <link>https://jep.atu.ac.ir/article_21285.html</link>
      <description>هدف از این پژوهش، بررسی عملکرد مراکز مشکلات ویژه یادگیری و تأثیر آن بر تسهیل فرآیند یادگیری دانش‌آموزان دوره ابتدایی استان اصفهان است. این پژوهش با استفاده از روش آمیخته (کیفی و کمی) انجام شد و داده‌ها از طریق مصاحبه با ۱۵ نفر از خبرگان، بررسی اسناد و استفاده از پرسشنامه محقق‌ساخته گردآوری شدند. تعداد 371 پرسشنامه بین معلمان توزیع شد که نرخ بازگشت آن‌ها ۸۵ درصد بود. نتایج نشان می‌دهد که عملکرد مراکز ویژه یادگیری نیاز به بهبود دارد، به‌ویژه در زمینه ارتباط با مدارس و همکاری با والدین. تحلیل داده‌های کمی نشان داد که میانگین رضایت والدین و معلمان از خدمات ارائه‌شده 4/3 از ۵ بود که نشان‌دهنده عملکرد بالاتر از متوسط این مراکز است. یافته‌های پژوهش حاکی از این است که این مراکز توانایی بهبود فرآیند یادگیری دانش‌آموزان با نیازهای ویژه را دارند، اما نیازمند اصلاحات بیشتری در نحوه ارائه خدمات و هماهنگی با سایر عوامل مرتبط هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی مداخله مبتنی بر توان‌بخشی شناختی رایانه‌ای (آرام) بر حافظه فعال دیداری و شنیداری در دانش‌آموزان مبتلا به اختلال یادگیری خاص</title>
      <link>https://jep.atu.ac.ir/article_21284.html</link>
      <description>اختلال یادگیری خاص از شایع‌ترین مشکلات تحصیلی دوران کودکی است که می‌تواند عملکردهای شناختی و پیشرفت آموزشی را به‌طور معناداری تحت تأثیر قرار دهد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله مبتنی بر توان‌بخشی شناختی رایانه‌ای (آرام) بر حافظه فعال دیداری و شنیداری در دانش‌آموزان مبتلا به اختلال یادگیری خاص انجام شد. این مطالعه نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون&amp;amp;ndash;پس‌آزمون همراه با وضعیت عدم دریافت مداخله اجرا گردید. جامعه آماری شامل دانش‌آموزان پسر پایه‌های سوم و چهارم ابتدایی (۹ تا ۱۰ ساله) مبتلا به اختلال یادگیری خاص مراجعه‌کننده به مرکز مشاوره کودک و نوجوان درخشش شهرستان نجف‌آباد در نیمه دوم سال ۱۴۰۳ بود. ملاک‌های ورود شامل تشخیص اختلال یادگیری خاص (خواندن، نوشتن یا ریاضی) بر اساس مصاحبه بالینی منطبق با DSM-5 و تأیید مرکز، بهره هوشی ۹۰ و بالاتر بر اساس آزمون ماتریس‌های پیش‌رونده رنگی ریون، نداشتن همبودی با سایر اختلالات عصب‌تحولی و عدم دریافت خدمات مداخله‌ای یا درمان روان‌پزشکی طی شش ماه گذشته بود. ملاک‌های خروج شامل غیبت بیش از دو جلسه متوالی، انصراف از ادامه همکاری یا دریافت هم‌زمان خدمات آموزشی دیگر بود. از میان افراد واجد شرایط، ۳۰ نفر به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به‌صورت تصادفی در وضعیت دریافت مداخله (گروه آزمایش) و عدم دریافت مداخله (گروه کنترل) گمارده شدند. ابزار پژوهش شامل خرده‌مقیاس‌های مرتبط از نسخه پنجم مقیاس هوش وکسلر کودکان (WISC-V) بود: خرده مقیاس فراخنای تصویر برای سنجش حافظه فعال دیداری، فراخنای ارقام و توالی حروف/ عدد برای سنجش حافظه فعال شنیداری. شرکت‌کنندگان گروه آزمایش طی ۱۲ جلسه ۴۵ دقیقه‌ای (سه جلسه در هفته) به‌صورت انفرادی برنامه آرام را دریافت کردند. داده‌ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری و تک‌متغیری تحلیل شد. نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد که پس از کنترل نمرات پیش‌آزمون، مداخله آرام بر حافظه فعال دیداری و شنیداری اثر معناداری دارد (مقدار لامبدای ویلکز برابر ۰٫۰۸۷، مقدار F برابر ۱۱۶٫۰۹، سطح معناداری کمتر از ۰٫۰۰۱ و اندازه اثر اتای مجذور برابر ۰٫۹۱۳). همچنین تحلیل‌های تک‌متغیری نشان داد این مداخله بر فراخنای ارقام روبه‌جلو (اندازه اثر برابر ۰٫۸۴۲ و سطح معناداری کمتر از ۰٫۰۰۱)، فراخنای ارقام رو به عقب (اندازه اثر برابر ۰٫۷۴۸ و سطح معناداری کمتر از ۰٫۰۰۱)، فراخنای ارقام توالی (اندازه اثر برابر ۰٫۷۸۰ و سطح معناداری کمتر از ۰٫۰۰۱)، توالی حرف&amp;amp;ndash;عدد (اندازه اثر برابر ۰٫۸۵۳ و سطح معناداری کمتر از ۰٫۰۰۱) و فراخنای تصویر (اندازه اثر برابر ۰٫۵۲۴ و سطح معناداری کمتر از ۰٫۰۰۱) اثر معنادار دارد. بر اساس یافته‌ها، مداخله مبتنی بر توان‌بخشی شناختی رایانه‌ای (آرام) با اندازه اثر بالا موجب بهبود معنادار حافظه فعال دیداری و شنیداری در دانش‌آموزان مبتلا به اختلال یادگیری خاص می‌شود؛ ازاین‌رو، به‌کارگیری این رویکرد در مدارس و مراکز آموزشی پیشنهاد می‌گردد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
