محل نشر ایران - تهران
ناشر دانشگاه علامه طباطبائی
شروع انتشار پاییز 1384
وضعیت چاپ الکترونیکی و چاپی
درصد همانندجویی 15%
زبان نشریه فارسی (چکیده انگلیسی)
هزینه انتشار بلی
نوع نشریه علمی
نوع داوری داوری بسته (حداقل 2 داور)
زمان داوری 9 هفته تا 6 ماه
          -
تعداد دوره‌ها 22
تعداد شماره‌ها 81
تعداد مقالات 719
تعداد نویسندگان 1,507
تعداد مشاهده مقاله 1778308
تعداد دریافت فایل اصل مقاله 1,520,593
نسبت مشاهده بر مقاله 2473.31
نسبت دریافت فایل بر مقاله 2114.87
          -
تعداد مقالات ارسال شده 3,515
تعداد مقالات رد شده 2,567
درصد عدم پذیرش 73
تعداد مقالات پذیرفته شده 363
درصد پذیرش 10
زمان پذیرش (روز) 450
تعداد پایگاه های نمایه شده 1
تعداد داوران 212

فصلنامه روان شناسی تربیتی یک نشریه با داوری بسته و دوسو ناشناس و با دسترسی آزاد است که از سوی دانشگاه علّامه طباطبائی به عنوان دانشگاه پیشرو در علوم انسانی و اجتماعی در ایران منتشر می شود. این نشریه به منظور فراهم نمودن محیط فکری برای پژوهشگران ملّی و بین المللی با تمرکز بر مباحث روان شناسی تربیتی پایه گذاری شده است. این نشریه در پاسخ به پیشرفت های صورت گرفته در حوزه روان شناسی تربیتی انتشار یافته و هدف آن انتشار مقالات با کیفیت که یافته های مرتبط با موضوعات مهم روان شناسی تربیتی را گزارش می دهند می باشد. به منظور دسترسی آسان و جهانی به آخرین یافته های پژوهشی، این نشریه به عنوان یک نشریه دسترسی-آزاد پایه گذاری شده است. این نشریه در ارزیابی سال 1404 کمیسیون نشریات وزارت علوم، تحقیقات و فناوری موفق به کسب رتبه الف شد.  نشریه مبلغ پنج میلیون ریال بابت جبران بخشی از هزینه داوری دریافت می کند و در صورت پذیرفته شدن مقاله مبلغ ده میلیون ریال بابت بخشی از هزینه‌های پردازش مقالات از نویسندگان دریافت میگردد، مابقی هزینه‌ها از سوی دانشگاه علامه طباطبائی پشتیبانی مالی می شود. نشریه با همکاری انجمن روان شناسی تربیتی ایران (با رتبه A) منتشر می‌شود.  

 

روانشناسی یادگیری

پیش‌بینی اضطرابِ ظاهر اجتماعی بر اساس سندروم سندروم ترس از دست دادن با نقش میانجی گری احساس تنهایی در بین دانشجویان

صفحه 1-34

https://doi.org/10.22054/jep.2026.92310.4383

مریم هاشمی، زهرا فندختی، مهشید پورحسین، صغری ابراهیمی قوام

چکیده با گسترش سریع شبکه‌های اجتماعی و افزایش زمان صرف شده در آن‌ها، کاربران با فشارهای اجتماعی، مقایسه مداوم با دیگران و حساسیت نسبت به ظاهر جسمانی مواجه می‌شوند. دانشجویان به‌عنوان یکی از گروه‌های فعال کاربران، بیشترین آسیب‌پذیری را در این زمینه دارند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش سندروم ترس از دست دادن در پیش‌بینی اضطراب ظاهر اجتماعی دانشجویان و تحلیل نقش میانجی احساس تنهایی اجتماعی انجام شد.
روش پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود و ۴۳۰ دانشجو از دانشگاه‌های تهران به‌صورت نمونه در دسترس انتخاب شدند. داده‌ها با پرسشنامه‌های معتبر سندروم ترس از دست دادن، احساس تنهایی اجتماعی و اضطراب ظاهر اجتماعی جمع‌آوری و با استفاده از تحلیل مسیر مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که سندروم ترس از دست دادن علاوه بر اثر مستقیم، از طریق افزایش احساس تنهایی اجتماعی نیز اضطراب ظاهر اجتماعی را افزایش می‌دهد. شاخص‌های برازش مدل و آزمون بوت‌استرپ معناداری مسیرها را تأیید کردند.
یافته‌های پژوهش اهمیت سازوکارهای هیجانی بین‌فردی در پیامدهای روان‌شناختی رسانه‌های اجتماعی را نشان می‌دهد و تأکید می‌کند که کاهش ترس از دست دادن و تقویت روابط اجتماعی می‌تواند در پیشگیری از اضطراب ظاهر اجتماعی مؤثر باشد. این پژوهش با ارائه مدل یکپارچه ترس از دست دادن، احساس تنهایی و اضطراب ظاهر اجتماعی، می‌تواند مبنای علمی مناسبی برای طراحی مداخلات پیشگیرانه و آموزشی در دانشگاه‌های ایران فراهم کند.

روانشناسی یادگیری

نقش میانجی انگیزۀ پیشرفت در رابطۀ حمایت اجتماعی و تاب‌آوری تحصیلی

صفحه 35-62

https://doi.org/10.22054/jep.2026.90843.4343

محدثه دره‌کی، احمد خامسان، لیلا طالب زاده شوشتری

چکیده تاب‌آوری تحصیلی، یکی از عواملی است که در فرآیند تحصیل، به عنوان عامل محافظتی عمل می‌کند و باعث حفظ انگیزش تحصیلی و سرسختی در برابر شرایط دشوار می‌‌شود. برای افزایش تاب‌آوری تحصیلی دانشجویان، لازم است علل و عواملی که بر تاب‌آوری تحصیلی اثرگذارند، واکاوی و تحلیل شوند. پژوهش حاضر، با هدف بررسی مدل ساختاری نفش میانجی انگیزۀ پیشرفت در رابطۀ حمایت اجتماعی و تاب‌آوری تحصیلی دانشجویان انجام شد. طرح پژوهش حاضر همبستگی (بر اساس مدل معادلات ساختاری) بود. 456 دانشجو دانشگاه بیرجند به سؤالات ابزار پژوهش که شامل تاب‌آوری تحصیلی ساموئلز (2009)، انگیزش پیشرفت هرمنس (1970) و مقیاس چند بعدی حمایت اجتماعی ادراک‌شده زیمت و همکاران (1988) پاسخ دادند. نتایج پژوهش نشان دادند حمایت اجتماعی به‌طور معنی‌داری تاب‌آوری تحصیلی و انگیزۀ پیشرفت، و انگیزۀ پیشرفت نیز، به طور معنی‌دار تاب‌آوری تحصیلی را تبیین می‌کند (0001/0> p). همچنین انگیزۀ پیشرفت، در ارتباط میان حمایت اجتماعی و تاب‌آوری تحصیلی، نقش میانجی دارد.

رابطه صفات سه‌گانه تاریک شخصیت با محق پنداری تحصیلی به میانجی‌گری اخلاق تحصیلی

صفحه 63-88

https://doi.org/10.22054/jep.2026.89711.4305

فاطمه معروفی، فرید نشاط قراملکی، ریحانه معروفی

چکیده هدف پژوهش انجام شده بررسی رابطه صفات سه‌گانه تاریک شخصیت (جامعه‌ستیزی، ماکیاولیسم، خودشیفتگی) با محق‌پنداری تحصیلی به میانجی‌گری اخلاق تحصیلی بود. پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بوده که با استفاده از روش تحلیل مسیر صورت گرفته است. جامعه‌ی آماری این پژوهش تمامی دانشجویان دانشگاه‌های شهر تبریز در طول سال تحصیلی 1404 بود، تعداد 400 نفر به روش نمونه-گیری در دسترس انتخاب شد و با استفاده از پرسشنامه‌های صفات پنجگانه تاریک شخصیت (یوسفی و همکاران، 2021)، محق پنداری تحصیلی (چونینگ و کمبل،2009) و اخلاق تحصیلی (گل‌پرور، 2010) مورد سنجش قرار گرفتند. پس از تحلیل داده‌های پژوهش، یافته‌ها حاکی از آن بود که صفات جامعه-ستیزی و ماکیاولیسم با اخلاق تحصیلی رابطه‌ای منفی و معنادار دارند و به همراه صفت خودشیفتگی پیش-بینی‌کننده‌ی مثبت محق‌پنداری تحصیلی می‌باشند. همچنین اخلاق تحصیلی نیز رابطه‌ای منفی و معنی‌دار با محق‌پنداری تحصیلی داشته و توانسته بود رابطه بین دو صفت تاریک جامعه‌ستیزی و ماکیاولیسم با محق-پنداری تحصیلی را میانجی‌گری نماید. این نتایج نشان داد که صفات تاریک شخصیت از طریق ضعیف نگاشتن اخلاق تحصیلی می‌توانند منجر به بروز رفتارهای ناسازگار تحصیلی مانند محق‌پنداری شوند. لذا بر این اساس، آموزش ارزش‌های آکادمیک و تقویت اخلاق تحصیلی در میان دانشجویان ، می‌تواند به عنوان راهبردی مؤثر بر کاهش نگرش‌های محق‌پندارانه‌ی آنان باشد.

روانشناسی یادگیری

واکنش‌های هیجانی و رفتاری دانشجویان ایرانی کارشناسی به بی‌عدالتی‌ مدرسان زبان

https://doi.org/10.22054/jep.2026.89294.4299

کیانا ژاله، معصومه استاجی

چکیده این پژوهش با تکیه بر نظریه‌های عدالت سازمانی و پاسخ هیجانی، به بررسی واکنش‌های هیجانی و رفتاری دانشجویان به بی‌عدالتی مدرسان در بافت کاوش نشده آموزش زبان انگلیسی می‌پردازد. با رویکرد پدیدارشناسی، پژوهشگران داده‌ها را از نمونه‌ای ناهمگن شامل ۵۵ دانشجوی کارشناسی رشته‌ زبان انگلیسی در ایران، از طریق پرسشنامه‌ی پاسخ آزاد گردآوری‌کردند. تحلیل داده‌های کیفی در نرم‌افزار مکس‌کیودا با رویکرد استقرایی در تحلیل مضمونی، به شناسایی دو مضمون منجرشد: 1) واکنش‌های هیجانی 2) واکنش‌های رفتاری به بی‌عدالتی کلاسی. آنچه هیجانات منفی دانشجویان را برانگیخت، تجربه‌ی بی‌عدالتی بود؛ تجربه‌ای که بازتابی از تصویر روانی تضعیف‌شده آنها از خود (بی‌ارزشی، ضعف)، احساسات درونی نامطلوب (ناامیدی، سرخوردگی، اضطراب)، ناامیدی از نحوه برخورد مدرس با آن‌ها در روابط بین‌فردی (دلسردی، بی‌اعتنایی، خجالت) و نیز دیدگاه منفی نسبت به درس، مدرس و نظام آموزشی بود. بعلاوه، بی‌عدالتی مدرس به اندازه کافی تاثیرگذار بود که رفتار تحصیلی دانش‌آموزان را تحت‌الشعاع قراردهد، به‌طوری که آن‌ها طیف وسیعی از رفتارهای منفعلانه (سکوت، پذیرش، بی‌عملی)، تضعیف‌کننده (شکایت، بی‌انگیزگی، صحبت‌کردن با عصبانیت) و تسهیل‌کننده (دفاع از حقوق خود، رفتار محترمانه) نشان‌دادند. یافته‌های این پژوهش نشان‌می‌دهد که عدالت، به‌عنوان یک ویژگی حرفه‌ای بنیادین، باید تمامی ابعاد رفتار مدرس را دربرگیرد؛ چراکه فقدان آن، جوّ عاطفی و اجتماعی کلاس درس را تضعیف‌می‌کند. ازاین‌رو، ضروری است که مدیران آموزشی، نظامی منسجم برای پایش نمره‌دهی ناپایدار، جانب‌داری و سوگیری مدرسان ایجادکنند که هدف آن توسعه‌ی حرفه‌ای باشد نه کنترل تنبیهی. در نتیجه، می‌توان برای مدرسانی که در پایبندی به اصول عدالت تعیین‌شده از سوی نهاد آموزشی ناکام می‌مانند، دوره‌های منظم آموزش مدرسان برگزارکرد.

اثربخشی آموزش خلاقیت روایتی بر تصمیم‌گیری و خودکارآمدی دانش‌آموزان با نشانه‌های اختلال نارسایی‌توجه/فزون‌کنشی

https://doi.org/10.22054/jep.2026.88510.4276

عباس ابوالقاسمی، حمیده اکبرزاده پیرموسائی، عباسعلی حسین‌خانزاده

چکیده پژوهش حاضر باهدف اثربخشی آموزش خلاقیت روایتی بر تصمیم‌گیری و خودکارآمدی این دانش‌آموزان در شهرستان آستانه اشرفیه درسال تحصیلی 04-1403 انجام شد. طرح پژوهش حاضر، از نوع شبه‌آزمایشی بود که با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. نمونه پژوهش شامل 24 دانش‌آموز دارای نشانه‌های اختلال نارسایی‌توجه/فزون‌کنشی بود که به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایدهی شدند. گروه آزمایش، آموزش خلاقیت روایتی را در 5 جلسه 45 دقیقه‌ای به صورت گروهی و حضوری دریافت کردند و گروه کنترل هیچ آموزش و مداخله‌ای را دریافت نکرد. دراین پژوهش از پرسشنامه‌ کانرز فرم والد (1970)، پرسشنامه خودکارآمدی موریس (2001) و آزمون برد و باخت آیوا (1999)، در پیش‌آزمون و پس‌آزمون استفاده شد. داده‌های پژوهش با تحلیل کوواریانس تک و چند متغیری تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد آموزش خلاقیت روایتی موجب بهبود تصمیم‌گیری و افزایش خودکارآمدی دردانش‌آموزان با نشانه‌های نارسایی‌توجه/فزون‌کنشی گردید. یافته‌ها حاکی از آن است که می‌توان از آموزش خلاقیت روایتی به منظور بهبود تصمیم‌گیری و کاهش نشانه‌های اختلال نارسایی‌توجه/فزون‌کنشی و افزایش خودکارآمدی در دانش‎آموزان در کنار سایر روش‌های درمانی استفاده کرد.

روانشناسی یادگیری

شناسایی و تحلیل دلایل و پیامدهای شیفتگی شغلی مدیران و معلمان مدارس استان ایلام با روش FCM

https://doi.org/10.22054/jep.2026.88281.4267

محمد حکاک، صغری عباس پور، حیدر عباس پور

چکیده شیفتگی شغلی، به عنوان حالت انگیزشی مثبتی که با سرزندگی، وقف و غرقگی در کار توصیف می‌شود، در میان مدیران و معلمان مدارس، عاملی کلیدی در بهبود عملکرد فردی و سازمانی است. این حالت روانشناختی مثبت، نه تنها به افزایش بهره‌وری و خلاقیت منجر می‌شود، بلکه به ایجاد فضایی الهام‌بخش و پرانرژی در مدارس کمک می‌کند. ازاین‎رو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل دلایل و پیامدهای شیفتگی شغلی مدیران و معلمان مدارس استان ایلام انجام پذیرفت. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی از حیث گردآوری اطلاعات در زمره پژوهش های اکتشافی است. همچنین این پژوهش از نوع تحقیقات آمیخته به صورت کیفی و کمی و بر مبنای فلسفه قیاسی استقرایی است. جامعه‌آماری پژوهش خبرگان در حوزه مدیریت و منابع انسانی هستند که با روش نمونه-گیری هدفمند و بر اساس اصل کفایت نظری انتخاب‌شده‌اند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و روایی نظری و روش پایایی سنجی درون‌کدگذار و میان‌کدگذار تایید شد. همچنین ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کمی پرسشنامه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و پایایی بازآزمون تایید شد. داده های کیفی با روش تحلیل محتوا و داده های کمی با روش نقشه شناختی فازی تحلیل گردید. نتایج پژوهش حاکی از آن است که موئلفه‌های اشاعه فرهنگ انگیزشی و حمایتی در سازمان، وجود فضای خلاقیت و نوآوری در سازمان و توانمندسازی روان‌شناختی مهم‎ترین دلایل شیفتگی شغلی مدیران و معلمان مدارس هستند.

روانشناسی یادگیری

تأثیر اجرای طرح تحولی خوانا بر مهارت خواندن و نوشتن دانش‌آموزان

https://doi.org/10.22054/jep.2026.88074.4258

محمدرضا پاشایی، مریم نادری، مائده اکبریان

چکیده هدف این پژوهش بررسی تأثیر اجرای طرح تحولی خوانا بر مهارت‌های خواندن و نوشتن دانش‌آموزان پایه دوم ابتدایی بود. روش پژوهش، نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون - پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش‌آموزان دختر پایه دوم ابتدایی ناحیه چهار شهر کرج در سال تحصیلی 1402–1403 بود که از میان آن‌ها 50 نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش (25 نفر) و کنترل (25 نفر) قرار گرفتند. ابزار پژوهش، شامل آزمون‌های محقق‌ساخته مهارت خواندن و نوشتن بود که مؤلفه‌های خواندن (روخوانی، روان‌خوانی و درک مطلب) و مؤلفه‌های نوشتن (کلمه‌نویسی و جمله‌نویسی) را می‌سنجید. پس از اجرای پیش‌آزمون برای هر دو گروه، طرح تحولی خوانا طی هشت جلسه آموزشی در گروه آزمایش اجرا شد، درحالی‌که گروه کنترل آموزش‌های معمول کلاس را دریافت کرد. در پایان دوره، پس‌آزمون از هر دو گروه به عمل آمد و داده‌ها با استفاده از تحلیل کوواریانس مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که اجرای طرح تحولی خوانا تأثیر معناداری بر بهبود مهارت‌های خواندن و نوشتن دانش‌آموزان دارد؛ به‌طوری‌که دانش‌آموزان گروه آزمایش در مؤلفه‌های روخوانی، روان‌خوانی، درک مطلب، کلمه‌نویسی و جمله‌نویسی عملکرد بهتری نسبت به گروه کنترل نشان دادند. همچنین بررسی اندازه اثرها نشان داد بیشترین تأثیر مربوط به درک مطلب و روخوانی بوده است. در مجموع، نتایج پژوهش بیانگر آن است که اجرای برنامه‌های آموزشی مبتنی بر طرح مدرسه خوانا می‌تواند نقش مؤثری در تقویت سواد پایه دانش‌آموزان دوره ابتدایی ایفا کند.

روانشناسی یادگیری

نقش واسطه‌ای نیازهای بنیادین روان‌شناختی در رابطه والدگری توانمندساز و رفتارهای تحصیلی مولد وغیرمولد در نوجوانان.

https://doi.org/10.22054/jep.2026.87302.4227

زهرا مهدوی، امید شکری، مسعود شریفی

چکیده نوجوانی به‌عنوان یکی از مراحل حساس رشد انسانی، نقشی حیاتی در شکل‌دهی شخصیت، انگیزه‌ها و رفتارهای فرد ایفا می‌کند. نقش نیازهای بنیادین روان‌شناختی به‌عنوان میانجی در‌رابطه والدگری توانمندساز و رفتارهای تحصیلی، موضوعی است که می‌تواند به درک بهتر فرایندهای تأثیرگذار والدگری بر رفتارهای تحصیلی نوجوانان کمک کند. در این پژوهش از نوع همبستگی و به روش مدل‌یابی معادلات ساختاری انجام گرفت. جامعه آماری شامل کلیه دانش‎آموزان دوره متوسطه دوم منطقه یک تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ بودند که از این تعداد ۳۷۵ نفر (۱۹۳ دختر و ۱۸۲ پسر) به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. شرکت‌کنندگان به مقیاس والدگری توانمندساز (Jach et al., 2018)، مقیاس نیازهای بنیادین روان‌شناختی (La Guardia et al., 2000) و مقیاس رفتارهای سبک زندگی تحصیلی سلامت‌محور (صالح‌زاده‌ و همکاران، 1396ب) پاسخ داده‌اند. یافته‌ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری تحلیل شد و نتایج نشان داد که مدل مفروض از برازش مطلوبی با داده‌ها برخوردار است. همچنین، نیازهای بنیادین روان‌شناختی نقش میانجی معناداری در ارتباط بین والدگری توانمندساز و هر دو نوع رفتار تحصیلی مولد و غیرمولد ایفا می‌کنند؛ به‌گونه‌ای که والدگری توانمندساز از طریق ارضای نیازهای بنیادین روان‌شناختی موجب تقویت رفتارهای تحصیلی مولد و کاهش رفتارهای تحصیلی غیرمولد می‌شود. به‌طور کلی، یافته‌های پژوهش تأکید می‌کند که والدگری توانمندساز از طریق ارتقای نیازهای بنیادین روان‌شناختی نوجوانان، می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در بهبود عملکرد و سلامت تحصیلی آنان ایفا کند.

تدوین الگوی معنایابی نوجوانان مبتنی بر ساز‌و‌کارهای خانوادگی.

https://doi.org/10.22054/jep.2026.91602.4362

محمدرضا کریمی، سید محمدمهدی ساداتی هریکنده، سیدمحمد تحویلداری، سیدعلیرضا تحویلداری، ابراهیم نعیمی

چکیده هدف این پژوهش تدوین الگوی معنایابی نوجوانان بر اساس سازوکارهای خانوادگی بود. با توجه به اهمیت دوره نوجوانی در شکل‌گیری هویت فردی و اجتماعی، تلاش شد الگویی جامع از فرایندهای معنابخش ارائه شود. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و به روش نظریه داده‌بنیاد بر اساس الگوی اشتراس و کوربین انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۲۲ نوجوان ۱۵ تا ۱۸ ساله شامل ۱۲ پسر و ۱۰ دختر گردآوری گردید. نمونه‌گیری به صورت هدفمند انجام شد و تحلیل داده‌ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت. یافته‌ها نشان داد که کدهای محوری استخراج‌شده شامل فرایندهای معنابخش خانوادگی، بستر معنابخش خانوادگی، بستر معنابخش فرهنگی–اجتماعی، ظرفیت‌های درونی تداوم معنا، استحاله تعاملات خانوادگی، فرسایش نظام ارزشی–فرهنگی خانوادگی، فرسایش معنایی و رکود درونی نوجوانان، فشارهای محیطی–اجتماعی، بازآفرینی درونی معنا، فرایندهای خانوادگی معنا‌محور، پیوندهای اجتماعی و فرهنگی معنا‌محور، پیامدهای فردی معنایابی، پیامدهای خانوادگی معنایابی و پیامدهای فرهنگی–اجتماعی معنایابی بودند. این مقوله‌ها الگویی را ترسیم کردند که نشان می‌دهد معنایابی نوجوانان فرآیندی پویا و چندلایه است که تحت تأثیر سازوکارهای خانوادگی، بستر فرهنگی–اجتماعی و ظرفیت‌های درونی قرار دارد. نتیجه‌گیری کلی پژوهش بیانگر آن است که خانواده به‌عنوان بستر اصلی معنایابی نوجوانان عمل می‌کند و توجه به سازوکارهای خانوادگی می‌تواند راهکارهای مؤثری برای ارتقای سلامت روانی، انسجام هویتی و سرمایه اجتماعی نسل جوان فراهم آورد.

روانشناسی یادگیری

تدوین واعتباریابی بسته‌ی آموزشی مدیریت تعارض والد-نوجوان مبتنی بر مثنوی معنوی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 26 شهریور 1405

https://doi.org/10.22054/jep.2026.87327.4228

فاطمه امینی، محمدباقر حسنوند، فضل الله حسنوند

چکیده این مطالعه با هدف تدوین و اعتباریابی محتوایی بسته آموزشی مدیریت تعارض والدـنوجوان بر اساس مفاهیم استخراج‌شده از مثنوی معنوی انجام شد. پژوهش حاضر از نظر ماهیت، یک مطالعه کیفی با رویکرد تحلیل مضمون بود. جامعه آماری پژوهش، متن شرح جامع مثنوی معنوی (تألیف کریم زمانی، دوره هفت‌جلدی) را شامل می‌شد. در مرحله اول، داده‌ها با استفاده از کدگذاری باز (بر پایه واحد تحلیلِ خلاصه داستان‌ها) استخراج شدند. در مرحله دوم، کدگذاری محوری انجام گرفت و مؤلفه‌های هم‌سان در قالب محورهای مفهومی دسته‌بندی شدند. سپس در مرحله کدگذاری ترکیبی، مضامین شناسایی‌شده در قالب طبقات مفهومی گسترش یافته و سازماندهی شدند و مؤلفه‌های بنیادین مدیریت تعارض والدـنوجوان تبیین گردیدند. سرانجام، بسته آموزشی در قالب ۱۸ کاربرگ طراحی شد. اعتبار محتوایی بسته با استفاده از نظرات متخصصان (در حیطه‌های روان‌شناسی کودک و نوجوان، روان‌شناسی تربیتی، روان‌سنجی و ادبیات) و از طریق شاخص روایی محتوا (CVI) ارزیابی شد که برای تمامی تمرینات مقدار ۱ (حداکثر روایی) به‌دست آمد. یافته‌های پژوهش نشان داد که مدل مدیریت تعارض والدـنوجوان مبتنی بر مثنوی معنوی، شامل ۶ حوزه اصلی و ۶۹ خرده‌مؤلفه است. این حوزه‌ها عبارتند از: رشد شناختی (27 خرده‌مؤلفه)، ارتباط اجتماعی (15 خرده‌مؤلفه)، رشد معنوی (4 خرده‌مؤلفه)، رشد رفتار فردی (۸ خرده‌مؤلفه)، رشد اخلاقی (8 خرده‌مؤلفه) و رشد هیجانی (۷ خرده‌مؤلفه). با توجه به اعتبار محتوایی مطلوب، این بسته می‌تواند به عنوان یک ابزار مداخله‌ایِ مبتنی بر فرهنگ ایرانی-اسلامی در حوزه بهبود تعاملات والدـنوجوان به کار گرفته شود. با این حال، انجام مطالعات آینده‌نگر (مثل کارآزمایی‌های کنترل‌شده) برای سنجش اثربخشی عملی این بسته ضروری است.

تأثیر بازی های آموزشی بر رشد اجتماعی کودکان پیش دبستانی

دوره 10، شماره 33، پاییز 1393، صفحه 71-85

علیرضا جعفری

چکیده زمینه: زندگی اجتماعی دارای شاخص ها و نمادهایی است. بدون شناخت نمادهای اجتماعی، نمی‌توان در اجتماع زیست. در واقع، مقدمه ی زندگی اجتماعی،«اجتماعی شدن» است؛ و دانشمندان تعلیم و تربیت برای استفاده از ابزارهای لازم جهت بهینه سازی بستر مناسب به منظور افزایش و ارتقاء رشد اجتماعی کودکان در دوران رشد تلاش می کنند.
هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر بازیهای آموزشی بر رشد اجتماعی کودکان پیش دبستانی صورت گرفت.
روش:پژوهش از نوع تجربی پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. بدین منظور از بین کلیه کودکان مشغول به تحصیل در دوره پیش دبستانی شهر تهران در سال تحصیلی 91-1390،60 کودک دختر و پسر با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای بعنوان نمونه پژوهش انتخاب و بطور تصادفی به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند؛ سپس آزمون رشد اجتماعی واینلند بعنوان پیش آزمون در مورد هر دو گروه مورد اجرا قرار گرفت. پس از آن به گروه آزمایش  به مدت 8 هفته(هر هفته دو جلسه 45-30 دقیقه ای) بازیهای آموزشی ارائه شد. در پایان مجدد آزمون رشد اجتماعی واینلند در مورد هر دو گروه بعنوان پس آزمون مورد اجرا قرار گرفت. سپس داده های حاصل از اجرای پیش آزمون و پس آزمون با استفاده از آزمون t مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج حاصل نشان داد که بین میانگین رشد اجتماعی دانش آموزانی که بازیهای آموزشی انجام داده اند با دانش آموزانی که این بازیها را انجام نداده اند تفاوت معنی دار وجود دارد.
نتیجه گیری: با توجه به یافته های حاصل از پژوهش حاضر می توان گفت بازی های آموزشی موجب افزایش رشد اجتماعی کودکان پیش دبستانی می شود.

بررسی رابطه روش های تدریس (مباحثه گروهی،پرسش وپاسخ،نمایش علمی وسخنرانی) باانگیزه پیشرفت در دانشجویان

دوره 12، شماره 39، بهار 1395، صفحه 1-24

https://doi.org/10.22054/jep.2016.4079

مریم رحیمی مند، عباس عباس‌پور

چکیده هدف این پژوهش بررسی تاثیر روش های آموزشی مباحثه گروهی،پرسش و پاسخ،نمایش علمی و سخنرانی بر انگیزه پیشرفت دانشجویان بود.جامعه آماری این پژوهش همه دانشجویان مراکز تربیت معلم استان البرز بودند.در یک طرح نیمه آزمایشی 270 دانشجو به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب انتخاب ودرچهار گروه جایگزین شدند.د انشجویان نمونه تحقیق پس از قرارگرفتن در گروه های چهارگانه روش تدریس (مباحثه گروهی، پرسش و پاسخ،نمایش علمی و سخنرانی )به مدت یک ترم تحصیلی درس مشترکی(روانشناسی تربیتی)را با روش های تدریس اختصاصی گروه خود گذراندند.در خاتمه ترم انگیزه پیشرفت گروه ها بوسیله پرسشنامه انگیزه پیشرفت هرمنس(1970) و با در نظر گرفتن چهارمولفه اصلی انگیزه پیشرفت هرمنس یعنی اعتماد به نفس،پشتکار،آینده نگری وسخت کوشی، اندازه گیری شد.برای تحلیل داده ها ازروش آماری تحلیل واریانس چندمتغیری (مانوا)،تحلیل واریانس یک راهه (آنوا) وآزمون تعقیبی توکی استفاده شد. یافته هانشان دادکه میزان انگیزه پیشرفت دانشجویان باتوجه به روش های مختلف تدریس (مباحثه گروهی ،پرسش وپاسخ،نمایش علمی وسخنرانی) متفاوت است. همچنین نتایج تحلیل ها نشان داد دانشجویانی که باروش مباحثه گروهی آموزش می بینند انگیزه پیشرفت بیشتری ازخود نشان می دهند.بر همین اساس به ترتیب روش های نمایش علمی،پرسش وپاسخ بر انگیزه پیشرفت دانشجویان تاثیر گذاربودند بنابراین دانشجویانی که با شیوه های نوین آموزش می بینند به انگیزه پیشرفت بیشتری دست میابند.

پیامدهای روان‌شناختی و آموزشی بیماری کرونا در دانش‌آموزان و راهکارهای مقابله با آنها

دوره 16، شماره 55، بهار 1399، صفحه 157-193

https://doi.org/10.22054/jep.2020.52371.2993

خدیجه ابوالمعالی الحسینی

چکیده هدف از این مطالعه شناسایی پیامدهای روان‌شناختی و آموزشی بیماری کرونا در دانش‌آموزان و راهکارهای مقابله با آن بود. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی بود. در مجموع 23 مقاله در حوزه کرونا مندرج در بانک‌های اطلاعاتیPubMed, Scopus،SID،Google Scholar ،Science Direct ، Civilica بررسی و تحلیل شدند. یافته‌ها بیانگر این بود که دانش‌‌آموزان در نتیجه بیماری کرونا و قرنطینه، در بعد فردی مشکلات روان‌شناختی مانند اضطراب، افسردگی، اختلال استرس پس از آسیب، استرس، ناکامی، ترس، خشم، احساس تنهایی و بی‌حوصلگی را تجربه کرده‌اند. در بعد بین فردی، دانش‌آموزان با مشکلاتی مانند مشکل در ارتباط با اعضاء خانواده، محدودیت ارتباطی با دوستان و معلمان، حمایت‌های اجتماعی ناکافی، کاهش درآمد خانواده را تجربه کرده‌اند. در بعد آموزشی مشکلاتی، مانند حضور شناختی و اجتماعی ضعیف دانش‌آموزان در فرآیند آموزش آنلاین، افزایش بار شناختی، ضعف انگیزه، مشکلاتی در مدیریت زمان، و نگرانی از ارزشیابی شناسایی شد. بر اساس یافته‌های این پژوهش پیشنهاد می‌شود که در بحران‌های سلامت، مهارت‌های حل مسئله اجتماعی، تاب‌آوری، مهارت‌های ارتباطی، مدیریت زمان، و خودمراقتبی به دانش‌آموزان آموزش داده شود. همچنین پیشنهاد می‌شود که به والدین نیز مهارت‌های ارتباطی و راهبردهای مقابله با استرس آموزش داده شود. پیشنهاد می‌شود در آموزش ضمن خدمت به معلمان، بر افزایش حضور تدریس و استفاده از یادگیری مشارکتی در فرآیند آموزش آنلاین تأکید شود.

نقش خانواده در پیشرفت تحصیلی دانش‏آموزان: دوره راهنمایی شهر تهران

دوره 10، شماره 31، بهار 1393، صفحه 211-222

محمد معتقد لاریجانی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش خانواده در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دوره راهنمایی شهر تهران صورت گرفت. پژوهش از پس رویدادی بود. بدین منظور از بین کلیه دانش آموزان دوره راهنمایی شهر تهران که در سال تحصیلی 87- 86 در مدارس این شهر مشغول به تحصیلی بودند 740  دانش آموز دختر و پسر با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. سپس پرسشنامه های اطلاعات دموگرافیک و ابزار سنجش خانواده(FAD) جهت بررسی عملکرد خانواده های گروه نمونه مورد اجرا قرار گرفت و  شاخص های به دست آمده از اجرای پرسشنامه ها با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان که بر پایه معدل دانش آموزان در نظر گرفته شده بود، با استفاده از آزمون t و تحلیل واریانس یکراهه بوسیله نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل و مقایسه قرار گرفت. یافته های به دست آمده از تحلیل داده ها حاکی از آن بود که دانش آموزان با جو خانوادگی ناکارآمد به طور معناداری از نظر وضعیت تحصیلی وضعیت بدتری دارند. وضعیت تحصیلی دانش آموزان خانواده هایی با وضعیت اقتصادی ضعیف در مقایسه با دانش آموزان با وضعیت اقتصادی بالا بیشتر بود. بین وضعیت تحصیلی دانش آموزان و سطح تحصیلات مادران تفاوت معناداری مشاهده نشد و دانش آموزان دختر از نظر وضعیت تحصیلی بهتر از دانش آموزان پسر بودند. بطور کلی نتایج به دست آمده حاصل از پژوهش حاضر نشان داد که بین کارکرد پایین خانواده با کارایی ضعیف تحصیلی نوجوانان دوره راهنمایی رابطه معناداری وجود دارد.

بررسی رابطه بین درگیری تحصیلی و افت تحصیلی در دانش‌آموزان پسر و دختر سال اول دبیرستان‌های شهر اصفهان (پیش‌بینی افت تحصیلی بر اساس درگیری تحصیلی)

دوره 10، شماره 34، زمستان 1393، صفحه 233-247

عزت اله قدم پور، داود میرزایی فر، سعیده سبزیان

چکیده هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین درگیری تحصیلی (شناختی، رفتاری و عاطفی) و افت تحصیلی در دانش‌آموزان پسر و دختر سال اول دبیرستان­­های شهر اصفهان بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش­آموزان پسر و دختر سال اول دبیرستان­های شهر اصفهان در سال تحصیلی 91-1390 بود. نمونه آماری برابر با 360 نفر که به روش نمونه­گیری تصادفی مرحله­ای انتخاب گردید. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. داده­های مورد نیاز از طریق پرسشنامه محقق ‌ساخته با درجه­بندی لیکرت جمع­آوری گردید. برای تجزیه و تحلیل داده­ها از آزمون­های آماری مناسب در سطوح توصیفی و استنباطی استفاده شد. نتایج نشان داد بین ابعاد درگیری تحصیلی (شناختی، عاطفی و رفتاری) و افت تحصیلی رابطه منفی وجود دارد (01/0P<)، از طرفی دیگر، درگیری تحصیلی توان پیش­بینی افت ­تحصیلی را دارد.

نورون های آیینه ای و یادگیریِ مشاهده ای

دوره 6، شماره 19، زمستان 1389، صفحه 89-114

https://doi.org/10.22054/jep.2011.6028

علی اکبر سیف، فرحناز کیان ارثی

چکیده در گذشته، رابطۀ بین نظریه های سنتی یادگیری در روان شناسی و نظریه های نوروفیزیولوژی رابطۀ نزدیکی نبود. اما به تازگی یافته های نو در علوم عصب شناسی برای پدیده های یادگیریِ گاه پیچیده، مانند یادگیری مشاهده ای، مکانیسم های عصبی نسبتاً ساده ای کشف کرده اند که یکی از آنها نورون های آیینه ای است. این نورون ها نشان می دهند که مغز چگونه فعالیتی را که ما انسان ها مشاهده می کنیم در خود ثبت می نماید و انجام آن فعالیت را در همان لحظه یا در آینده آسان می سازد. نقش این نورون ها آن است که، در تعاملات اجتماعی، عمل فرد مشاهده کننده را با عمل فرد مورد مشاهده مطابقت می دهد و از این طریق به فرد مشاهده کننده کمک می کند تا از طریق همسو نمودن رفتار خود با رفتار فرد مورد مشاهده آن رفتار را بفهمد. در مورد منشأ نورون های آیینه ای سه دیدگاه وجود دارند: (1) دیدگاه تکاملی که وجود نورون های آیینه ای را بخشی از سازگاری می داند که در طول عمر نوع جاندار در او تکامل یافه است؛ (2) دیدگاه تداعی که بر توانایی ذاتی در شکل دهی به نورون های آیینه ای با تأکید بر تجربه استوار است؛ و (3) دیدگاه اندیشه- عمل که طبق آن تصویری که ما از برخوردهای حسی مرتبط با یک عمل می سازیم اساس اجرای درست آن عمل است. پیش از کشف نورون های آیینه ای دو تبیین عمده برای یادگیری مشاهده ای از سوی روان شناسان رفتاری و شناختی ارائه شده بود. رفتارگرایان به رهبریت بی اف اسکینر، واضع شرطی سازی کنشگر، برای یادگیری از راه مشاهده و تقلید آموزی سه عنصر مشاهدۀ الگو، انجام رفتار مطابق با الگو، و دریافت تقویت را ضروری می دانستند. در مقابل، شناخت گرایان، به سرکردگی آلبرت بندورا، یادگیری مشاهده ای را عمدتاً پدیده ای کاملاً شناختی و خبر پردازانه معرفی کردند و برای یادگیری آن به چهر فرایندِ توجه، به یادسپاری، بازآفرینی حرکتی، و انگیزش متوسل می شدند. کشفیات مربوط به نورون های آیینه ای هم دیدگاه رفتارگرایان و هم اندیشۀ شناخت گرایان را مورد چالش قرار می دهد.

تاثیر آموزش برنامه‏ ی کاهش استرس مبتنی بر ذهن ‏آگاهی بر تعلّل ‏ورزی دانش ‏آموزان

دوره 10، شماره 34، زمستان 1393، صفحه 94-109

علی شیخ الاسلامی، فریبرز درتاج، علی دلاور، صغری ابراهیمی قوام

چکیده هدف پژوهش حاضر عبارت است از بررسی تاثیر آموزش برنامه‏ی کاهش استرس مبتنی بر ذهن‏آگاهی در کاهش تعلّل‏ورزی دانش‏آموزان. روش پژوهش از نوع آزمایشی با طرح پیش‏آزمون-پس‏آزمون با گروه کنترل می‏باشد. جامعه‏ی‏ پژوهش ازکلّیه‏ی دانش‏آموزان پسر مقطع پیش‏دانشگاهی شهر شهریار در سال‏تحصیلی 92-1391 تشکیل شده است که از بین آنها با استفاده از روش نمونه‏گیری تصادفی ساده، دانش‏آموزانی که نمرات تعلّل‏ورزی بالایی داشتند (یک انحراف معیار بالاتر از میانگین گروه)، 30 نفر انتخاب و به‏صورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15) جایگزین شدند. به گروه آزمایش، 8 جلسه برنامه‏ی کاهش استرس مبتنی بر ذهن‏آگاهی آموزش داده شد. ‏برای جمع‏آوری داده‏ها از پرسشنامه‏ی تعلّل‏ورزی تاکمن استفاده شد. داده‏ها از طریق آزمون آماری کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته‌ها نشان داد که فرضیه‏ی پژوهش مبنی بر تأثیر آموزش برنامه‏ی کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر تعلّل‏ورزی دانش‌آموزان مورد تأیید قرار گرفته است و دانش‌آموزان گروه آزمایش نسبت به دانش‌آموزان گروه کنترل در پس‌آزمون به‏طور معناداری، تعلّل‏ورزی کمتری داشتند. پس می‌توان نتیجه گرفت که آموزش برنامه‏ی کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی در کاهش تعلّل‏ورزی دانش‌آموزان تأثیر معناداری دارد.

ارزشیابی از آموخته های دانشجویان در دوران کرونا: چالش ها و راهکارها

دوره 16، شماره 55، بهار 1399، صفحه 179-214

https://doi.org/10.22054/jep.2020.52660.3012

علی محمد رضایی

چکیده چکیده: هدف از مقاله حاضر بررسی شیوه های ارزشیابی از آموخته های دانشجویان در دوران کرونا: چالش ها و راهکارها با تاکید بر عدالت ارزشیابی بود. به منظور نیل به هدف پژوهش از روش تحقیق کیفی و به منظور تحلیل اطلاعات گردآوری شده از تحلیل محتوا استفاده شد. شرکت‌کنندگان پژوهش را "صاحبنظران" تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. جمع آوری اطلاعات با روش مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. علاوه بر آن به منظور جمع آوری اطلاعات از سایر منابع، نظرات دانشجویان کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری با استفاده از نمونه گیری در دسترس و از طریق پرسشنامه باز پاسخ مورد بررسی قرار گرفت. در کل نظرات 14 صاحبنظر و 66 دانشجو مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد مهمترین شیوه های ارزشیابی از آموخته های دانشجویان در دوران شیوع ویروس کرونا (آموزش مجازی) عبارتند از امتحان حضوری (در صورت مجوز مبادی ذیربط)، امتحان کتبی مجازی، امتحان شفاهی مجازی، پرسش و پاسخ شفاهی، ارائه های مجازی، کارپوشه الکترونیکی و ارزشیابی چندگانه (تلفیقی). در این مقاله چالش ها و مزایای هر کدام از روش های ذکر شده بررسی و راهکارهای لازم برای کاهش پیامدهای منفی هر کدام از روش ها ارائه شد. با توجه به نظرات پاسخگویان، بسنده کردن به یک روش ارزشیابی، اعتبار ارزشیابی را کاهش می دهد و لذا لازم است متناسب با محتوا و اهداف از روش های چندگانه (تلفیقی) برای ارزشیابی آموخته های فراگیران استفاده کرد.

رتبه علمی نشریه در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری

شناسنامه نشریه
بانک ها و نمایه نامه ها

ابر واژگان