دوره و شماره: دوره 22، شماره 80، تابستان 1405 

نقش بدرفتاری روان‌شناختی دوران کودکی و عواطف منفی بر اضطراب اجتماعی دانش‌آموزان قربانی زورگویی با نقش میانجی خودکنترلی

صفحه 1-35

https://doi.org/10.22054/jep.2026.89828.4308

علی شیخ الاسلامی، مهشید کیوانلو، سها حسینی فر

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش بدرفتاری روان‌شناختی دوران کودکی و عواطف منفی بر اضطراب اجتماعی در دانش‌آموزان قربانی زورگویی با نقش میانجی خودکنترلی انجام شد. این پژوهش از نوع توصیفی–همبستگی با رویکرد مدل‌یابی معادلات ساختاری و از نظر هدف، کاربردی بود. جامعه‌ی آماری پژوهش را تمامی دانش‌آموزان ۱۳ تا ۱۷ ساله‌ی مشغول به تحصیل در دوره‌ی اول و دوم متوسطه‌ی شهر سبزوار در سال‌تحصیلی ۱۴۰۴–۱۴۰۳ تشکیل دادند. که از میان آن‌ها 220 نفر از دانش‌آموزان قربانی زورگویی به روش نمونه‌گیری هدفمند و با همکاری مشاوران مدارس انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از پرسشنامه‌های بدرفتاری روان‌شناختی کواتس و مسمن (2014)، عاطفه‌ی منفی واتسون و همکاران (1988)، اضطراب اجتماعی لاجرسا (1998)، خودکنترلی تانجی و همکاران (2004) و زورگویی و قربانی زورگویی الویوس (1996) استفاده شد. تحلیل داده‌ها با بهره‌گیری از نرم‌افزارهای SPSS نسخه ۲۶ و SmartPLS نسخه ۴ انجام گرفت. نتایج شاخص‌های برازش مدل نشان داد که الگوی پیشنهادی از برازش مطلوبی با داده‌ها برخوردار است. یافته‌ها نشان داد که بدرفتاری روان‌شناختی دوران کودکی و عواطف منفی با اضطراب اجتماعی رابطه‌ای مستقیم و معنادار دارند. همچنین، این متغیرها از طریق خودکنترلی نیز به‌طور غیرمستقیم بر اضطراب اجتماعی اثر می‌گذارند؛ به‌طوری‌که بدرفتاری روان‌شناختی دوران کودکی و عواطف منفی رابطه‌ای منفی و معنادار با خودکنترلی، و خودکنترلی رابطه‌ای منفی و معنادار با اضطراب اجتماعی دارد. بر اساس نتایج، پیشنهاد می‌شود برنامه‌های آموزشی تقویت خودکنترلی در مدارس اجرا شود و مداخلات روان‌شناختی برای کاهش پیامدهای بدرفتاری روان‌شناختی و بهبود مدیریت عواطف منفی در دانش‌آموزان قربانی زورگویی طراحی و پیاده‌سازی گردد.

روانشناسی یادگیری

نقش مقایسه‌های ذهنی مادر از کودک بیش‌فعال خود با کودکان دیگر در احساسات و واکنش‌های وی نسبت به فرزند خود

صفحه 37-64

https://doi.org/10.22054/jep.2026.82922.4104

آسیه شریعتمدار، شهربانو قدیم خانی

چکیده هدف از این مطالعه بررسی نقش مقایسه‌های ذهنی مادر از کودک بیش‌فعال خود با کودکان دیگر در احساسات و واکنش‌های وی نسبت به فرزند خود بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش زمینه‌ای (گرندد) انجام گرفت. روش نمونه‌برداری به‌صورت هدفمند و ابزار پژوهش، مصاحبه نیمه‌ساختار یافته بود. میدان مطالعه در این پژوهش مادران کودکان مبتلا به نارسایی‌توجه/بیش‌فعالی ۵ تا ۱۲‌ساله شهر تهران در بازه زمانی سال ۱۴۰۰ بود. ۱۰ مشارکت‌کننده در این پژوهش شرکت کردند. تحلیل داده‌ها با روش استراوس و کربین؛ و کدگذاری‌ها به‌صورت سه مرحله‌ای موجب دستیابی به کد انتخابی زیر گردید: تحلیل داده‌ها یک الگوی تعاملی را نشان داد که در آن، مقایسه‌های ذهنی منفی مادران، به فعال‌سازی شناخت‌واره‌های منفی منجر می‌شد و این فرآیند به نوبه خود با نادیده گرفتن نیاز کودک به کسب وجهه و مقبولیت، رفتار نامطلوب وی و آشفتگی مادر را تشدید کرده است. این آشفتگی باعث احساسات و واکنش‌های منفی زیر در مادران شده است: غم و حسرت، فشارعصبی، سرزنش کودک، خشم و پرخاشگری، احساس گناه، احساس بی کفایتی، شرم، خستگی، تنفر از کودک و نگرانی از آینده کودک. تعداد کمی از مادران با استفاده از مشاوره و آموزش، افکار مقایسه را در خود کنترل کرده و پذیرش شرایط خاص کودک و آرامش حاصل از این پذیرش را جایگزین احساسات منفی کرده بودند. این یافته‌ها لزوم بالا بردن آگاهی در مورد این اختلال در سطح جامعه و آموزش به والدین و معلمان این کودکان را آشکار می‌سازد.

روانشناسی یادگیری

اثربخشی بازی‌های دبستانی بر مهارت‌های فراشناختی دانش-آموزان دوره دوم ابتدایی

صفحه 65-105

https://doi.org/10.22054/jep.2025.83828.4124

بتول سبزه، معصومه فتحی، افسانه رئیس دهقان

چکیده پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی بازیهای دبستانی بر مهارتهای فراشناختی دانش آموزان ابتدایی دوره دوم ابتدایی دختر انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و در زمره طرح های نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری کلیه دانش آموزان دختر پایه چهارم، پنجم و ششم ابتدایی منطقه 16 تهران در سال تحصیلی 1401-1402 بودند. نمونه ای به حجم 120 نفر با روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب و 60 نفر در گروه آزمایش و 60 نفر درگروه کنترل قرار گرفتند. شرکت کنندگان پرسشنامه فراشناختی شاطریان(1396) را پر کردند. برنامه بازیهای دبستانی منتخب طی 8 هفته و در مجموع 16 جلسه و هر جلسه به مدت 20 الی 30 دقیقه برای گروه های آزمایش ارائه گردید و در نهایت پس‌آزمون به عمل آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها نشان داد که بازیهای دبستانی بر مهارتهای فراشناختی(شامل متغیرهای خود آگاهی، هدف گذاری وبرنامه-ریزی، خودنظم‌دهی، حل مسئله و نظارت و ارزشیابی رفتار) موثر بوده است و در میانگین‌های پس آزمون دو گروه اختلاف معناداری وجود دارد. نتایج پژوهش نشان داد که بازیهای دبستانی می تواند باعث بهبود مهارتهای فراشناختی دانش آموزان ابتدایی گردد و تلویحات آن به ویژه برای معلمان ابتدایی مهم و کارآمد است.

روانشناسی یادگیری

اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر انگیزش تحصیلی و اهداف پیشرفت دانش‌آموزان دختر متوسطه دوم

صفحه 107-129

https://doi.org/10.22054/jep.2025.85667.4181

فریبا پژوهش، احمد غضنفری، رضا احمدی

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر اهداف پیشرفت(تسلطی، عملکردی گرایشی و اجتنابی) و انگیزش‌تحصیلی دانش‌آموزان دختردوره دوم متوسطه شهرکرد انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون ودوره پیگیری دو ماهه با گروه گواه بود. جامعه‌ی آماری شامل کلیه دانش‌آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهرکرد در سال تحصیلی 1402-1401 بودند. با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای و غربالگری(40) نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر)، گواه (20 نفر) جایگزین شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه‌های انگیزش تحصیلی هارتر (1981) و اهداف پیشرفت الیوت و مک‌گریگور (2001) استفاده شد. گروه آزمایش 8 جلسه‌ 60 دقیقه‌ای، هفته‌ای یک جلسه پروتکل شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن-آگاهی(سگال و تیزل و ویلیامز،2012) را دریافت کردند. از آزمون تحلیل کواریانس با اندازه‌گیری مکرر طرح آمیخته برای تحلیل داده ها استفاده شد.. نتایج پژوهش نشان داد، با کنترل اثر پیش‌آزمون بین دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح (001/0P<) بدست آمد و این اثر تا مرحله پیگیری پایدار بود.. بنابراین می‌توان از پروتکل شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی برای افزایش اهداف پیشرفت و انگیزش‌تحصیلی دانش‌آموزان دختر متوسطه دوم شهرکرد بهره برد.

روانشناسی یادگیری

طراحی آموزش مبتنی بر نظریه یادگیری زایشی و اثربخشی آن بر رغبت تحصیلی دانش‌آموزان کلاس چندپایه در درس ریاضی

صفحه 131-166

https://doi.org/10.22054/jep.2026.86849.4213

مریم پورجمشیدی، محیا نیکپور

چکیده هدف پژوهش، طراحی آموزشی مبتنی بر نظریه یادگیری زایشی و اثربخش آن بر رغبت تحصیلی دانش آموزان چندپایه در درس ریاضی بود. روش پژوهش از نوع آمیخته به شیوه اکتشافی متوالی است. بخش کیفی با روش مستند پژوهی انجام شد. اسناد به صورت هدفمند مبتنی بر ملاک انتخاب شدند. داده‌های بخش کیفی با روش تحلیل محتوا تحلیل شدند. در بخش کمی از شیوه نیمه آزمایشی استفاده شد. جامعه آماری این بخش کلیه دانش-آموزان چندپایه استان همدان بودکه از بین آنها 39 دانش‌آموز کلاس چندپایه (چهارم و پنجم) به شیوه نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به شکل تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگماری شدند. از پرسشنامه‌ی رغبت تحصیلی فردریکز و همکاران(2004) برای جمع‌آوری داده‌ها استفاده شد. پایایی این پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ 78/0 بدست آمد. یافته‌های بخش کیفی منجر به ده مولفه‌ی اصلی در سه مرحله از تدریس شامل فعالیت‌های قبل از تدریس (طراحی آموزشی تحلیل یادگیرنده، تعیین اهداف و بازده های یادگیری، آماده سازی فضای فیزیکی کلاس)، حین تدریس (طرح مسأله، درگیرسازی و اکتشاف، فعال سازی دانش پیشین، ارائه فرصت های یادگیری، ارائه بازخورد، زایش و خلق معنا) و بعد از تدریس (ارزشیابی) شد. یافته‌های بخش کمی نیز نشان داد میانگین گروه آزمایش در پس آزمون بیشتر از گروه کنترل است و این افزایش از طریق آزمون تحلیل کواریانس معنادار مشاهده شد. در نتیجه می‌توان از طراحی آموزشی مبتنی بر الگوی یادگیری زایشی برای افزایش رغبت تحصیلی دانش‌آموزان کلاس‌های چندپایه به ریاضی بهره گرفت.
کلید واژه‌ها: یادگیری زایشی، طراحی آموزشی، کلاس چندپایه، ریاضی، رغبت تحصیلی

روانشناسی یادگیری

بازطراحی و بازتفسیر الگوی بومشناختی آموزش خواندن در دوره ابتدایی ایران: رویکردی آمیخته بر پایه تعامل عوامل آموزشی و غیرآموزشی

صفحه 167-208

https://doi.org/10.22054/jep.2026.88461.4275

علی اصغر سورتیجی اوکرکایی، زهرا جامه بزرگ، مهدی دستجردی کاظمی، علی دلاور

چکیده هدف این پژوهش، بازطراحی و تفسیر یک الگوی جامع و بومی برای آموزش خواندن در دوره ابتدایی ایران بر اساس رویکرد بومشناختی است. ضرورت انجام این تحقیق از آنجا ناشی میشود که نتایج ارزیابیهای بینالمللی مانند پرلز، ضعف قابل توجه دانشآموزان ایرانی در سطوح بالای درک مطلب را آشکار ساخته است. این مطالعه با بهرهگیری از روش تحقیق آمیخته و طرح اکتشافی–توصیفی انجام شد. در بخش کیفی، دادهها از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با معلمان، کارشناسان و پژوهشگران حوزه سواد خواندن گردآوری و با تحلیل مضمون بررسی شد. بخش کمی شامل طراحی پرسشنامه مبتنی بر یافتههای کیفی، بررسی روایی محتوایی و سازه، و سنجش پایایی با آلفای کرونباخ بود. نتایج سؤال اول نشان داد که ادراک خواندن حاصل تعامل شش مؤلفه کلان است: بافتاری–زمینهای، انگیزشی–خواننده، شناختی، زبانی، بافتاری غیرآموزشی و آموزشی. یافتههای سؤال دوم این مؤلفهها را در قالب چهار دسته اصلی (آموزشی، غیرآموزشی، شناختی، زبانی) با روابط متقابل شبکهای بازتعریف کرد. تحلیل مقایسهای نشان داد که مدل پیشنهادی نسبت به الگوهای رایج مانند RAND، DIME و نظریه بومشناختی برونفنبرنر، همراستایی مفهومی دارد اما با تأکید بر تعامل اکولوژیک عوامل، دیدگاهی جامعتر ارائه میدهد.نتیجهگیری این پژوهش بیانگر آن است که مداخلات مؤثر در آموزش خواندن باید چندبعدی، یکپارچه و همزمان عوامل مدرسهای و برونمدرسهای را پوشش دهند. این الگو میتواند مبنایی برای سیاستگذاری، بهبود تدریس معلمان و ارتقای عدالت آموزشی باشد.

روانشناسی یادگیری

بررسی تاثیر بازی وارسازی بر انگیزش تحصیلی دانش آموزان

صفحه 209-236

https://doi.org/10.22054/jep.2026.89185.4297

زهرا یزدانی، فرزانه مرادی فرد، ریحانه رحیمی، زهرا زادسیرجان

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش مبتنی بر بازی‌وارسازی بر انگیزش دانش‌آموزان انجام شده ‌است. روش پژوهش نیمه‌آزمایشی از نوع طرح پیش‌آزمون _ پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه‌ی دانش‌آموزان پایه‌ی پنجم ابتدایی شهرستان استهبان که در سال تحصیلی 1403_1404مشغول به تحصیل بودند.44 نفر از آن‌ها با نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل(22 نفردر گروه آزمایش و 22 نفر درگروه کنترل) قرا‌رگرفتند. ابزار گردآوری داده‌ها شامل پرسشنامه استاندارد انگیزش تحصیلی هارتر بود. جهت آزمون فرضیه‌ها از روش آمار استنباطی تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد. جلسات آموزشی طی 8 جلسه 45 دقیقه‌‌ در کلاس درس صورت گرفته است. دانش‌آموزان گروه آزمایش از طریق آموزش مبتنی بر بازی‌وارسازی، مفهوم اعداد اعشار را آموزش دیدند و دانش‌آموزان گروه کنترل با استفاده از آموزش سنتی، مفهوم اعداد اعشار آموزش دیدند. یافته‌های تحقیق نشان داد؛آموزش مبتنی بر بازی‌وارسازی بر انگیزش درونی دانش‌آموزان ابتدایی تاثیر مثبت دارد اما بر انگیزش بیرونی دانش‌آموزان تاثیر معنا‌دار ندارد. بر مبنای یافته‌های به‌دست آمده، با به کارگیری آموزش مبتنی بر بازی‌وارسازی می‌توان انگیزش درونی دانش‌آموزان را در مقاطع مختلف افزایش داد.

روانشناسی یادگیری

تحلیل عملکرد مراکز مشکلات ویژه یادگیری در تسهیل یادگیری: نتایج کمی از دیدگاه معلمان

صفحه 237-270

https://doi.org/10.22054/jep.2026.88968.4292

پروین صولتی اصل، محسن قدیری، بهروز نظری بوژانی، سعید انصاری

چکیده هدف از این پژوهش، بررسی عملکرد مراکز مشکلات ویژه یادگیری و نقش آن‌ها در تسهیل فرآیند یادگیری دانش‌آموزان دوره ابتدایی استان اصفهان است. این پژوهش با رویکرد آمیخته (کیفی–کمی) انجام شد و داده‌ها از طریق مصاحبه با ۱۵ نفر از خبرگان، بررسی اسناد و به‌کارگیری پرسشنامه محقق‌ساخته گردآوری گردید. در بخش کمی، ۴۳۷ پرسشنامه بین معلمان توزیع شد که از این تعداد ۳۷۱ پرسشنامه قابل تحلیل بازگردانده شد (نرخ بازگشت حدود ۸۵ درصد). بر این اساس، تمامی تحلیل‌های آماری با حجم نمونه n =371 انجام گرفت. نتایج تحلیل داده‌های کمی نشان داد که میانگین عملکرد کلی مراکز مشکلات ویژه یادگیری از دیدگاه معلمان، در مقیاس لیکرت چهاردرجه‌ای (۰ تا ۳)، کمتر از حد متوسط نظری (5/1) است. همچنین نتایج آزمون t تک‌نمونه‌ای حاکی از آن بود که عملکرد کلی و اغلب مؤلفه‌ها به‌طور معناداری پایین‌تر از سطح متوسط قرار دارند. یافته‌های بخش کیفی نیز نشان داد که این مراکز با چالش‌هایی از جمله ضعف در ارتباط با مدارس، محدودیت در همکاری با والدین و وجود موانع ساختاری و اجرایی مواجه هستند. در مجموع، نتایج پژوهش بیانگر آن است که اگرچه مراکز مشکلات ویژه یادگیری از ظرفیت بالقوه برای تسهیل یادگیری دانش‌آموزان برخوردارند، اما بهبود عملکرد آن‌ها مستلزم بازنگری در شیوه ارائه خدمات، تقویت تعاملات بین‌بخشی و رفع موانع اجرایی است.

روانشناسی یادگیری

اثربخشی مداخله مبتنی بر توانبخشی شناختی رایانه‌ای (آرام) بر حافظه فعال دیداری و شنیداری در دانش‌آموزان مبتلا به اختلال یادگیری خاص

صفحه 271-301

https://doi.org/10.22054/jep.2026.88865.4287

حیدر شیرزادی، محبوبه حجتی

چکیده اختلال یادگیری خاص یکی از شایع‌ترین مشکلات تحصیلی در کودکان است که می‌تواند عملکرد شناختی و پیشرفت تحصیلی آنان را تحت تأثیر قرار دهد. هدف این مطالعه نیمه‌تجربی بررسی اثربخشی مداخله مبتنی بر توانبخشی شناختی رایانه‌ای (آرام) بر حافظه فعال دیداری و شنیداری دانش‌آموزان مبتلا به اختلال یادگیری خاص بود. جامعه آماری شامل دانش‌آموزان پسر ۹ تا ۱۰ ساله مراجعه‌کننده به مرکز مشاوره کودک و نوجوان درخشش نجف‌آباد در نیمه دوم سال ۱۴۰۳ بود. از میان آن‌ها ۳۰ نفر به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به‌طور تصادفی در گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) قرار گرفتند. پس از ریزش نمونه، تحلیل نهایی روی ۲۷ نفر انجام شد. ابزار پژوهش شامل خرده‌مقیاس‌های مرتبط از WISC-V بود: خرده‌مقیاس فراخنای تصویر برای حافظه فعال دیداری و فراخنای ارقام و توالی حرف–عدد برای حافظه فعال شنیداری. گروه آزمایش طی ۱۲ جلسه ۴۵ دقیقه‌ای (سه جلسه در هفته) مداخله رایانه‌ای آرام را دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخله‌ای دریافت نکرد. داده‌ها با SPSS-27 و آزمون‌های تحلیل کوواریانس چندمتغیری و تک‌متغیره تحلیل شدند. نتایج نشان داد اثر گروه بر حافظه فعال دیداری و شنیداری معنادار بود (p < 0.001)، همچنین تمامی خرده‌مقیاس‌ها بهبود قابل‌توجهی نشان دادند. این یافته‌ها نشان می‌دهد که مداخله رایانه‌ای آرام به‌طور مؤثری حافظه فعال دیداری و شنیداری دانش‌آموزان مبتلا به اختلال یادگیری خاص را بهبود می‌بخشد و استفاده از آن در مدارس و مراکز آموزشی توصیه می‌شود.