راهبردهای یادگیری زبان دوم:در جستجوی نمایهای برای زبان فارسی
صفحه 3-30
رضامراد صحرایی، شراره خالقی زاده
چکیده پژوهشحاضر از نوع کاربردی
میباشد و به شناسایی راهبردهای یادگیری زبانفارسی (به عنوان زبان دوم) در میان
فارسیآموزان خارجی میپردازد. راهبردهای یادگیری زبان عملکردهایی هستندکه
استفاده از آنها از سوی دانشآموز فرآیند یادگیری را آسانتر، سریعتر، لذت بخشتر
و موثرتر ساخته، انتقال یادگیری به موقعیتهای جدید را ممکن میسازد (آکسفورد،
1990). بر اساس پژوهشهای مختلف، استفاده
از این راهبردها در یادگیری مهارتهای زبان تاثیر بسزایی دارد. در حوزه آموزش و
یادگیری زبان انگلیسی و همچنین در زبانهای مختلف راهبردهای یادگیری زبان مورد
بررسی و شناسایی قرار گرفتهاند ولی در زبان فارسی به بررسی راهبردهای شناختی و
فراشناختی (و اکثرا در میان فارسیزبانان) اکتفا شده است. لذا ضروری به نظر میرسید
که در حوزه آموزش زبان
مدل یادگیری معنادار دانشجویان در تبدیلات لاپلاس
صفحه 36-45
الهه امینیفر، کبری بهاءلو هوره
چکیده هدف: پژوهش حاضر به منظور
یافتن مفاهیم تشکیلدهنده تبدیلات لاپلاس و رابطه بین آنها جهت ارائه مناسب آموزش
این مبحث و یادگیری معنادار
دانشجویان انجام گرفته است.روش:
این پژوهش از نوع بنیادی بهشمار میآید. جامعه
آماری تحقیق کلیه دانشجویان رشتههای علوم پایه و فنی- مهندسی دانشگاه آزاد نجف
آباد در سال تحصیلی 90-89 است. با استفاده از نمونهگیری تصادفی خوشهای 108
دانشجو انتخاب و در آزمون شرکت کردند. مطابق با سطوح یادگیری بلوم، جدول هدف- محتوا
تنظیم و سؤالات آزمون براساس این جدول طراحی گردید. روایی سؤالات آزمون توسط سه
نفر از اساتیدی که تجربه تدریس مبحث مربوطه را داشتند، مورد تأیید قرار گرفت. پایایی
این سؤالات با توجه به آلفای کرونباخ(817/0) برای هماهنگی درونی سؤالات مورد
بازنگری برنامه درسی رشته علوم تربیتی گرایش تکنولوژی آموزشی
صفحه 46-67
خدیجه علی آبادی
چکیده سرعت افزایش اطلاعات در کلیه رشتهها نیاز به بازنگری مداوم در برنامههای درسی را امری حیاتی نموده است. از آنجا که معمولا توقع میرود دانشگاهها در به روز بودن اطلاعات جزء نهادهای پیش کسوت باشند بازنگری در برنامههای درسی دانشگاهها یک باید است. مخصوصاً در رشته تکنولوژی آموزشی که مجبور است در نوآوری و استفاده از امکانات جدید پیشرو باشد. بازنگری برنامه درسی گرایش تکنولوژی آموزشی به منظور دستیابی به اهداف زیر صورت گرفته است: 1. بررسی برنامه موجود و تعیین واحدهای دروس پیش دانشگاهی، عمومی، اصلی، تخصصی، اختیاری، و پیش نیازهر کدام .2. تعیین اطلاعات مربوط به دروس تخصصی، اختیاری و پیش دانشگاهی 3.برای هدف اول برنامه درسی دوره کارشناسی علوم تربیتی، گرایش تکنولوژی آموزشی بررسی شد.برای رسیدن به هدف دوم اقدامات زیر صورت گرفت: 1.جستجوی کتابخانهای و اینترنتی برای جمعآوری اطلاعات درباره دورههای تحصیلی تکنولوژی آموزشی از دانشگاههای معتبر جهان. 2.نظر سنجی از اساتید دانشگاهی متخصص در رشته 3. نظر سنجی از دانشجویان کارشناسی ارشد 4. نظر سنجی از دانشجویان شاغل به تحصیل در این رشته 5. بررسی نتایج سمینارهای تکنولوژی آموزشی 6. بررسی صورت جلسات شورای عالی برنامه ریزی و نتیجه به صورت فهرست دروس ارائه شده است.
ارتباط خود تنظیمی تحصیلی و خود اثربخشی با گرایش به تکالیف درسی
صفحه 70-83
کریم سواری، عبدالکاظم نیسی
چکیده هدف: بنا
به شواهد پژوهشی، گرایش به تکالیف درسی در موفقیت تحصیلی دانش آموزان تأثیر گذار
بوده و به همین مناسبت در تحقیق حاضر ارتباط خود تنظیمی تحصیلی و خود اثربخشی با
گرایش به تکالیف درسی مورد بررسی قرار گرفت. روش: تحقیق
حاضر توصیفی – از نوع همبستگی است و دانشآموزان دختر و پسر آموزش و پرورش ناحیه
یک اهواز جامعه آماری تحقیق را تشکیل دادهاند که از بین آنان150 نفر (70 پسر و 80
دختر) به شیوه تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از
پرسشنامههای محقق ساخته راهبردهای خود تنظیمی تحصیلی، گرایش به تکالیف درسی و
خود اثربخشی اولندیک (1984) استفاده شد. تحلیل دادهها از طریق ضریب همبستگی
پیرسون و رگرسیون چندگانه صورت گرفت. یافته
ها: یافتهها نشان داد که بین
مقایسه تأثیر آموزش به روش نقشههای مفهومی به عنوان یک روش مبتنی بر ساختگرایی با روش تلفیقی بر یادگیری درس علوم دانش آموزان پایه سوم استان البرز (مجری ارزشیابی توصیفی)
صفحه 84-106
زهره زبرجدیان، محمدرضا نیلی احمد ابادی
چکیده این مطالعهی شبه تجربی با هدف مقایسه تأثیر آموزش برمبنای نقشه مفهومی با روش تلفیقی در یادگیری درس علوم دانشآموزان پایه سوم استان البرز صورت گرفته است. تعداد 4 دانشآموز پایه سوم به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب و در 2 گروه گواه و آزمایش کاربندی شدند. پس از اجرای پیشآزمون، هر دو گروه به مدت 12جلسه و در طول 3ماه به ترتیب تحت آموزش با روش آموزش تلفیقی و روش نقشه مفهومی قرارگرفته و سپس پسآزمون اجراگردید. برای جمع آوری دادهها از یک آزمون پیشرفت تحصیلی برای ارزشیابی حیطههای دانش و یادگیری معنی دار دانشآموزان در درس علوم استفاده گردید. نتایج با استفاده از نرمافزار spss و با آزمونt با نمونههای زوج و مستقل مورد تجزیه وتحلیل آماری قرارگرفت و نشان داد در داخل گروهها، بین نمرات پیشآزمون و پسآزمون هر گروه در 2 آزمون «دانش و یادگیری معنادار» تفاوت معنیدار بوده است. یعنی هر دو روش آموزشی در ارتقای دانش و یادگیری معنیدار دانشآموزان مؤثر بوده است. همچنین اختلاف میانگین نمرات پسآزمون دانش و یادگیری معنیدار گروه آزمایش بیشتر از گروه گواه بود ولی آزمون آماری t مستقل تفاوت معنیداری را در سطح دانش نشان نداد، این اختلاف میانگینها تنها در بعد یادگیری معنیدار، از نظر آماری معنیدار بود. پس روش آموزش نقشههای مفهومی در مواردی که نیاز به یادگیری عمیق و سطح بالا از مطالب درسی وجوددارد، توصیه میگردد.
بررسی میزان همخوانی برنامهدرسی قصد شده، اجرا شده و کسب شده مطالعات اجتماعی سال اول دبیرستان
صفحه 106-154
حسن ملکی، علی دلاور، غلامعلی احمدی، محسن حاجیتبار فیروزجائی
چکیده پژوهش حاضر میزان همخوانی برنامه درسی قصد شده، اجرا شده و کسب شده مطالعات اجتماعی سال اول دبیرستان در شهر تهران را مورد مطالعه قرار داده است. این پژوهش از نوع پژوهشهای توصیفی- تحلیلی است. جامعه مورد مطالعه این پژوهش شامل، اعضای شورای برنامهریزی مطالعات اجتماعی، مدیران، معلمان، سرگروههای آموزشی و دانشآموزان سال اول دبیرستان بوده است. حجم نمونه پژوهش شامل 20 مدیر، 200 دانشآموز، 19 سرگروه آموزشی مطالعات اجتماعی شهر تهران، 60 دانشآموز به عنوان نمایندگان گروههای دانشآموزان و 52 معلم بودند. برای معلمان و مدیران، دانشآموزان و نمایندگان دانشآموزان از روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چند مرحلهای استفاده شد. دادههای مورد نیاز بر اساس مطالعه و تحلیل کلیه اسناد مربوطه به برنامهریزی مطالعات اجتماعی، نظر سنجی از اعضای شورای برنامهریزی مطالعات اجتماعی، مدیران، معلمان، سرگروههای آموزشی، دانشآموزان، اجرای آزمون دانشی، مهارتی و نگرشی، میانگین نمرات مستمر و پایانی و مشاهده 20 کلاس درس مطالعات اجتماعی در شهر تهران گردآوری شده است. نتایج این پژوهش، ضمن ارائه تصویری روشن از برنامه درسی مطالعات اجتماعی در سه مرحله یاد شده حاکی از آن است، با آنکه برنامه درسی مطالعات اجتماعی طرح نسبتاً مناسبی دارد، اما در مرحله اجرا با مشکلات متعددی مانند ناکافی بودن آموزش معلمان، عدم دسترسی به امکانات مورد نیاز برای آموزش، سنگینی محتوا و ... روبه رو است. همچنین بر اساس بررسی نمرات دانشآموزان در طول سال تحصیلی و نتایج سه آزمون دانشی، مهارتی و نگرشی، عملکرد دانشآموزان در آزمون دانشی خوب بوده، اما آزمون مهارتی در حد رضایت بخش بوده عملکرد دانشآموزان در آزمون نگرشی ضعیف بوده است. بنابراین با توجه به ضعفهای مشاهده شده در اجرا و همچنین تحقق نیافتن هدفهای نگرشی و مهارتی، لازم است شورای برنامهریزی مطالعات اجتماعی، مدیران و معلمان با تلاش بیشتر، راهکارهای مناسب در زمینه کاهش ناهماهنگیها موجود در سه برنامه درسی قصدشده، اجراشده و کسبشده مطالعات اجتماعی سال اول دبیرستان ارائه دهند.
قلدری سنتی و سایبری در نوجوانان دختر مدارس راهنمایی: نقش کیفیت ارتباط معلم- دانشآموز
صفحه 152-175
منصور بیرامی، تورج هاشمی، اسکندر فتحی اذر، پروانه علائی
چکیده قلدری یک نوع خشونت سطح پائین به شمار میآید که اخیراً مورد توجه پژوهشگران و روانشناسان حیطهی تربیتی قرار گرفته است و به دو صورت نمود مییابد: قلدری سایبری و سنتی. پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان شیوع قلدری و رابطهی آن با کیفیت ارتباط
معلم- دانشآموز در بین نوجوانان دختر مقطع راهنمایی مدارس دولتی شهر تبریز و نیز، مقایسهی این متغیرها در پایههای مختلف تحصیلی دانشآموزان انجام شد. برای تحقق اهداف این پژوهش توصیفی- رابطهای، 397 دانشآموز دختر مدارس راهنمایی شهر تبریز (90-1391) با شیوهی نمونهگیری تصادفی خوشهای چندمرحلهای انتخاب شده و به مقیاس قلدری (BS، پاتچین و هیندوجا، 2011) و پرسشنامهی ارتباط معلم– دانشآموز (IT-SR، مورری و زوواک، 2011) پاسخ گفتند. تحلیل دادهها با نرمافزار SPSS، میزان بروز رفتار قلدری در یک ماه اخیر را 2/64 % بدست آورد. آزمون ضریب همبستگی پیرسون بین قلدری و اشکال سنتی و سایبری آن با کیفیت ارتباط معلم- دانشآموز رابطهی منفی نشان داد (01/0>P). بر حسب نتیجهی آزمون رگرسیون چندگانه، عوامل بیگانگی و ارتباط با معلم 19 % تغییرات قلدری را پیشبینی نمودند و عامل بیگانگی (32/0-=ß) متغیر پیشبین بهتری بود. همچنین، مبتنی بر نتایج تحلیل واریانس یکطرفه، قلدری در میان دانشآموزان پایه دوم و سوم نسبت به پایه اول شایعتر بوده و کیفیت ارتباط آنان با معلمان خویش نیز، منفیتر بود. با در نظر گرفتن نتایج تحقیق، توجه مضاعف بر کیفیت ارتباط معلم- دانشآموز برای کاهش رفتار قلدری و ناسازگاریهای دانشآموزان دختر پیشنهاد میگردد.
ارائه مدلی برای عملکرد شیمی دانشآموزان، بر اساس باورهای معرفت شناختی، ادراک از محیط یادگیری سازندهگرا و راهبردهای انگیزشی و شناختیِ سطح بالا
صفحه 178-211
کاظم برزگر بفرویی، اسماعیل سعدی پور، صغری ابراهیمی قوام، نورعلی فرخی
چکیده هدف اصلی این پژوهش، بررسی تأثیر باورهای معرفت شناختی و ادراک از محیط یادگیری سازنده گرا بر عملکرد شیمی، با میانجیگری خودکارآمدی تحصیلی و راهبردهای شناختی سطح بالا بود. بدین منظور، 646 دانشآموز دبیرستانی (328 دختر و 318 پسر) به روش نمونه گیری تصادفی خوشهای انتخاب شدند و به پرسشنامهای متشکل از مقیاسهای باورهای معرفت شناختی، ادراک از محیط یادگیری سازندهگرا، خودکارآمدی تحصیلی و راهبردهای شناختی سطح بالا پاسخ دادند. نتایج بدست آمده با استفاده از روش مدل معادلات ساختاری نشان داد که متغیرهای برونزای باورهای معرفت شناختی و ادراک از محیط یادگیری سازندهگرا اثر مستقیم معناداری بر عملکرد شیمی دارند. همچنین، نتایج نشان داد که رابطه بین باورهای معرفت شناختی و ادراک از محیط یادگیری سازندهگرا با عملکرد شیمی از طریق خودکارآمدی تحصیلی و راهبردهای شناختی سطح بالا میانجیگری میشود. در این مدل تمام ضرایب رگرسیون از نظر آماری معنادار بوده و متغیرهای پیش بینی کننده جمعاً 75/0 از واریانس عملکرد شیمی را تبیین کردند. در مجموع یافته ها نشان میدهد که باورهای معرفت شناختی و ادراک از محیط یادگیری سازندهگرا ضمن اثرات مستقیم، با واسطه خودکارآمدی تحصیلی و راهبردهای شناختی سطح بالا بر عملکرد شیمی اثرات غیرمستقیم دارند.
بررسی رابطه ویژگیهای شخصیتی، باورهای انگیزشی و استراتژیهای یادگیری با عملکرد تحصیلی دانشجویان گروههای علوم انسانی و علوم پایه
صفحه 212-233
اکبر رضائی، محسن خورشا، حمیدرضا مقامی
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ویژگیهای شخصیتی، باورهای انگیزشی و استراتژیهای یادگیری با عملکرد تحصیلی دانشجویان بود. بدین منظور تعداد240 نفر از دانشجویان گروههای علوم انسانی و علوم پایه دانشگاه تبریز به شیوه خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. در این پژوهش برای جمعآوری دادهها از پرسشنامههای پنج عاملی شخصیت نئو و استراتژیهای انگیزشی برای یادگیری استفاده شد و معدل کل دانشجویان به عنوان شاخص عملکرد تحصیلی در نظر گرفته شد. برای تحلیل دادهها همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه اجرا شد. نتایج حاصل نشان داد که بین ویژگی شخصیتی مسئولیت پذیری یا وظیفهشناسی و عملکرد تحصیلی دانشجویان گروههای علوم پایه رابطه مثبت و معنیداری وجود دارد. عملکرد تحصیلی با باورهای انگیزشی خودکارآمدی و همچنین استراتژیهای یادگیری (استفاده از استراتژیهای شناختی و خود نظم دهی) در هر دو گروه علوم انسانی و علوم پایه رابطه مثبت و معنی دار دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که باور انگیزشی خودکارآمدی در عملکرد تحصیلی دانشجویان رشتههای علوم انسانی و ویژگی شخصیتی مسئولیتپذیری یا وظیفهشناسی در عملکرد تحصیلی دانشجویان رشتههای علوم پایه بیشترین سهم را دارند.
