نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استاد، گروه مشاوره، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران.

2 کارشناسی‌ارشد مشاوره مدرسه، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران.

3 کارشناسی‌ارشد مشاوره خانواده، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران.

چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش بدرفتاری روان‌شناختی دوران کودکی و عواطف منفی بر اضطراب اجتماعی در دانش‌آموزان قربانی زورگویی با نقش میانجی خودکنترلی انجام شد. این پژوهش از نوع توصیفی–همبستگی با رویکرد مدل‌یابی معادلات ساختاری و از نظر هدف، کاربردی بود. جامعه‌ی آماری پژوهش را تمامی دانش‌آموزان ۱۳ تا ۱۷ ساله‌ی مشغول به تحصیل در دوره‌ی اول و دوم متوسطه‌ی شهر سبزوار در سال‌تحصیلی ۱۴۰۴–۱۴۰۳ تشکیل دادند. که از میان آن‌ها 220 نفر از دانش‌آموزان قربانی زورگویی به روش نمونه‌گیری هدفمند و با همکاری مشاوران مدارس انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از پرسشنامه‌های بدرفتاری روان‌شناختی کواتس و مسمن (2014)، عاطفه‌ی منفی واتسون و همکاران (1988)، اضطراب اجتماعی لاجرسا (1998)، خودکنترلی تانجی و همکاران (2004) و زورگویی و قربانی زورگویی الویوس (1996) استفاده شد. تحلیل داده‌ها با بهره‌گیری از نرم‌افزارهای SPSS نسخه ۲۶ و SmartPLS نسخه ۴ انجام گرفت. نتایج شاخص‌های برازش مدل نشان داد که الگوی پیشنهادی از برازش مطلوبی با داده‌ها برخوردار است. یافته‌ها نشان داد که بدرفتاری روان‌شناختی دوران کودکی و عواطف منفی با اضطراب اجتماعی رابطه‌ای مستقیم و معنادار دارند. همچنین، این متغیرها از طریق خودکنترلی نیز به‌طور غیرمستقیم بر اضطراب اجتماعی اثر می‌گذارند؛ به‌طوری‌که بدرفتاری روان‌شناختی دوران کودکی و عواطف منفی رابطه‌ای منفی و معنادار با خودکنترلی، و خودکنترلی رابطه‌ای منفی و معنادار با اضطراب اجتماعی دارد. بر اساس نتایج، پیشنهاد می‌شود برنامه‌های آموزشی تقویت خودکنترلی در مدارس اجرا شود و مداخلات روان‌شناختی برای کاهش پیامدهای بدرفتاری روان‌شناختی و بهبود مدیریت عواطف منفی در دانش‌آموزان قربانی زورگویی طراحی و پیاده‌سازی گردد.

کلیدواژه‌ها