نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی گروه مشاوره دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 کارشناسی ارشد مشاوره خانواده دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
چکیده
هدف از این مطالعه بررسی نقش مقایسههای ذهنی مادر از کودک بیشفعال خود با کودکان دیگر در احساسات و واکنشهای وی نسبت به فرزند خود بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش زمینهای (گرندد) انجام گرفت. روش نمونهبرداری بهصورت هدفمند و ابزار پژوهش، مصاحبه نیمهساختار یافته بود. میدان مطالعه در این پژوهش مادران کودکان مبتلا به نارساییتوجه/بیشفعالی ۵ تا ۱۲ساله شهر تهران در بازه زمانی سال ۱۴۰۰ بود. ۱۰ مشارکتکننده در این پژوهش شرکت کردند. تحلیل دادهها با روش استراوس و کربین؛ و کدگذاریها بهصورت سه مرحلهای موجب دستیابی به کد انتخابی زیر گردید: تحلیل دادهها یک الگوی تعاملی را نشان داد که در آن، مقایسههای ذهنی منفی مادران، به فعالسازی شناختوارههای منفی منجر میشد و این فرآیند به نوبه خود با نادیده گرفتن نیاز کودک به کسب وجهه و مقبولیت، رفتار نامطلوب وی و آشفتگی مادر را تشدید کرده است. این آشفتگی باعث احساسات و واکنشهای منفی زیر در مادران شده است: غم و حسرت، فشارعصبی، سرزنش کودک، خشم و پرخاشگری، احساس گناه، احساس بی کفایتی، شرم، خستگی، تنفر از کودک و نگرانی از آینده کودک. تعداد کمی از مادران با استفاده از مشاوره و آموزش، افکار مقایسه را در خود کنترل کرده و پذیرش شرایط خاص کودک و آرامش حاصل از این پذیرش را جایگزین احساسات منفی کرده بودند. این یافتهها لزوم بالا بردن آگاهی در مورد این اختلال در سطح جامعه و آموزش به والدین و معلمان این کودکان را آشکار میسازد.
کلیدواژهها
موضوعات