نویسنده = فریبرز درتاج
روانشناسی یادگیری

تدوین و اعتباریابی بستۀ آموزشی یادگیری سازگار با مغز مبتنی بر نظریۀ کائن و اثربخشی آن بر مجذوبیّت تحصیلی دانش ‏آموزان

دوره 21، شماره 76، تابستان 1404، صفحه 7-44

https://doi.org/10.22054/jep.2025.80626.4031

حوریه باقری، فریبرز درتاج، اسماعیل سعدی پور، حسن اسدزاده

چکیده این پژوهش با هدف تدوین و اعتباریابی بستة آموزشیِ یادگیری سازگار با مغز مبتنی بر نظریۀ کائن و اثربخشی آن بر مجذوبیّت تحصیلی دانش‌آموزان دختر مقطع ابتدایی انجام شد. نمونة آماری به‌منظور اعتباریابی بستة آموزشی تولیدشده شامل 15 نفر از صاحب‌نظرانی بود که در موضوع یادگیری سازگار با مغز دارای تخصص بودند که به روش هدفمند انتخاب شدند. نمونة آماری در بخش کمّی 4۰ نفر از دانش‌آموزان دورۀ مقطع ابتدایی منطقة 2 تهران بود که با روش نمونه‌گیری چندمرحله‌ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسش‌نامۀ مجذوبیّت تحصیلی (ریو، 2013) بود. این پرسش‌نامه‌ پیش و پس از اجرای بستة آموزشی، از دو گروه آزمایش و کنترل به‌عنوان پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری پس از 3 ماه گرفته شد. تجزیه‌وتحلیل آماری در بخش کمّی، با استفاده از تحلیل کوواریانس در نرم‌‌افزار SPSS25 انجام شد. نتایج در بخش کیفی نشان داد که بستة آموزشیِ یادگیری سازگار با مغز مبتنی بر نظریۀ کائن از روایی مناسبی برخوردار است. در بخش کمّی، نتایج آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که میانگین مجذوبیّت تحصیلی گروه دریافت‌کنندۀ آموزش یادگیری سازگار با مغز مبتنی بر نظریۀ کائن از دانش‌آموزان در گروه کنترل بیشتر بود (001/0sig=). تأثیر این مداخلۀ آموزشی پس از گذشت سه ماه نیز پایدار بود؛ بنابراین بستة آموزشیِ یادگیری سازگار با مغز مبتنی بر نظریۀ کائن بر مجذوبیّت تحصیلی دانش‌آموزان دختر مقطع ابتدایی مؤثّر بود. این بستة آموزشی می‌تواند ابزار مؤثّر و کاربردی در راستای ایجاد یادگیری معنی‌دار و عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان دختر باشد.

تدوین مدل ساختاری سرزندگی تحصیلی براساس عوامل انگیزشی با تاکید بر نقش واسطه ای سرسختی ذهنی، ثبات قدم و کنترل

دوره 20، شماره 74، زمستان 1403، صفحه 7-32

https://doi.org/10.22054/jep.2024.33439.2302

بتول طامه، فریبرز درتاج، ابوطالب سعادتی شامیر، نور علی فرخی

چکیده سرزندگی تحصیلی اشاره به قابلیت کنار آمدن با چالش ها، موانع و مشکلاتی دارد که بخشی از زندگی تحصیلی روزانه هستند. شناسایی عوامل مؤثر بر سرزندگی تحصیلی به واسطۀ پیامدهای مثبتی که به همراه دارد یکی از اهداف پژوهشگران است. هدف پژوهش حاضر تدوین مدل ساختاری سرزندگی تحصیلی براساس عوامل انگیزشی با تاکید بر نقش واسطه ای سرسختی ذهنی، ثبات قدم و کنترل می باشد. برازش این مدل مفهومی با استفاده از رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS) مورد بررسی قرار خواهد گرفت. جامعه مد نظر این پژوهش شامل کلیۀ‏ دانش‌آموزان دبیرستان های شاهد شهر تهران در سال 97-96 (در حدود 9200 نفر، 26 مدرسه) بود که 370 نفر از ایشان به عنوان نمونه و به صورت خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. از یافته های قابل توجه پژوهش حاضر می توان به نقش های واسطه ای ثبات قدم و سرسختی ذهنی و نیز تاثیر مستقیم و معنادار سرسختی ذهنی، ثبات قدم و عوامل انگیزشی بر سرزندگی تحصیلی اشاره کرد. در مجموع می توان گفت که مدل اصلاح شدۀ پژوهش حاضر توانست 15 درصد از واریانس سرزندگی تحصیلی را تبیین کند.

روانشناسی یادگیری

مقایسه اثربخشی آموزش عاطفی- اجتماعی همکارانه و آموزش ذهن‌آگاهی در بهبود مهارت‌های حل مسئله اجتماعی

دوره 19، شماره 69، پاییز 1402، صفحه 6-31

https://doi.org/10.22054/jep.2023.34437.2355

ملیحه احمدی، کیانوش هاشمیان، فریبرز درتاج، خدیجه ابوالمعالی الحسینی

چکیده هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش اجتماعی – عاطفی همکارانه و آموزش ذهن‌آگاهی بر بهبود مهارت حل مسئله اجتماعی در دانش‌آموزان دختر پایه اول دوره اول متوسطه شهر زنجان بود. این پژوهش از نوع آزمایشی با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه دانش‌آموزان دختر دوره اول متوسطه شهر زنجان بود که در سال تحصیلی 96- 95 در مدارس شهر زنجان مشغول به تحصیل بودند. 339 دانش‌آموز به روش تصادفی خوشه‌ای چند مرحله‌ای انتخاب و پرسشنامه فرم کوتاه حل مسئله اجتماعی را تکمیل کردند. از بین این دانش‌آموزان، 45 نفر انتخاب و بطور تصادفی در یک گروه کنترل و دو گروه آزمایشی گمارده شدند. گروه آزمایش اول، 12 جلسه 1.5 ساعته تحت آموزش اجتماعی – عاطفی قرار گرفت و در مورد گروه دوم آزمایش، 8 جلسه 2 ساعته آموزش ذهن‌آگاهی ارائه شد. سپس دانش‌آموزان گروه آزمایش و گروه کنترل پرسشنامه حل مسئله اجتماعی را پس از اجرای مداخله و پس از گذشت یک ماه از مداخله تکمیل کردند. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش آماری طرح ترکیبی دو راهه استفاده شد. یافته‌های پژوهش نشان داد که هر دو متغیر مستقل (آموزش اجتماعی – عاطفی همکارانه و آموزش ذهن‌آگاهی) نمرات جهت‌گیری مثبت نسبت به مسئله را افزایش و نمرات جهت‌گیری منفی نسبت به مسئله و سبک اجتنابی حل مسئله را در مقایسه با گروه کنترل کاهش داد، اما تفاوت معنی‌داری بین آنها وجود نداشت. اجرای متغیرهای مستقل، منجر به تغییر معناداری در مؤلفه حل منطقی مسئله نشد. در رابطه با سبک تکانشی/ بی‌دقتی، آموزش عاطفی - اجتماعی در مقایسه با گروه کنترل منجر به کاهش معنادار میانگین شد اما آموزش ذهن‌آگاهی تأثیری بر آن نداشت. نتایج پیگیری نشان داد که اثر متغیرها در طول زمان تداوم داشت. پس می‌توان نتیجه گرفت که، آموزش ذهن‌آگاهی و آموزش اجتماعی- عاطفی بر بهبود مهارت حل مسئله اجتماعی اثر داشته است.

مدل علی استفاده آسیب زا از اینترنت: نقش دلبستگی ناایمن با میانجیگری راهبردهای تنظیم هیجان و پریشانی روانشناختی

دوره 18، شماره 66، زمستان 1401، صفحه 7-27

https://doi.org/10.22054/jep.2023.70153.3712

مهرنوش متحدین، فریبرز درتاج، فاطمه قائمی، رضا قربان جهرمی

چکیده چکیده
اینترنت اثرات گسترده‌ای بر ابعاد مختلف زندگی انسان دارد و استفاده بی‌رویه از اینترنت با آسیب‌های متعدد فردی و اجتماعی همراه است. پژوهش حاضر به بررسی نقش واسطه‌ای راهبردهای تنظیم هیجان و پریشانی روانشناختی در رابطه بین دلبستگی ناایمن و استفاده آسیب‌زا از اینترنت می پردازد. مطالعه حاضر، توصیفی-همبستگی و از نوع مدل‌سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه دانشجویان مشغول به تحصیل در دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات، مرکز و کرج در سال تحصیلی 99-1398 بود. با روش نمونه گیری خوشه‌ای، تعداد 397 نفر به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها شامل پرسشنامه استاندارد استفاده آسیب‌زا از اینترنت، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان، مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس و مقیاس سبک‌های دلبستگی بزرگسال بود. تحلیل داده‌ها از طریق روش‌های ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر با بهره‌گیری از نرم افزار لیزرل انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که پریشانی روانشناختی (50/0)، راهبردهای ناسازگارانه (23/0)، راهبردهای سازگارانه (21/0-)، دلبستگی اجتنابی (11/0)، و دلبستگی دوسوگرا (10/0) دارای بالاترین تا پایین ترین ضریب همبستگی با استفاده آسیب‌زا از اینترنت هستند (05/0 >P). همچنین راهبردهای تنظیم هیجان و پریشانی روانشناختی دارای نقش میانجی در رابطه بین سبک دلبستگی ناایمن و استفاده آسیب‌زا از اینترنت بودند. بر این اساس در زمینه طراحی اقدامات لازم به منظور کاهش استفاده آسیب‌زا از اینترنت می‌توان به تدوین برنامه‌هایی در جهت بهبود سبک دلبستگی ناایمن، راهبردهای تنظیم هیجان و پریشانی روانشناختی اقدام نمود.

نقش میانجی نگرش به یادگیری و تحمل ابهام در رابطه بین نیاز به شناخت و نیاز به خاتمه بر حافظه کاری دانش آموزان دبیرستانی

دوره 18، شماره 63، بهار 1401، صفحه 31-58

https://doi.org/10.22054/jep.2022.65508.3542

حمیده جهانگرد، رضا قربان جهرمی، فریبرز درتاج، ابوطالب سعادتی شامیر

چکیده هدف پژوهش حاضر، ارائه مدل علی اثر نیاز به شناخت و نیاز به خاتمه بر حافظه کاری با میانجی گری نگرش به یادگیری و تحمل ابهام در دانش آموزان دبیرستانی (دوره دوم) شهر تهران که در سال تحصیلی 1400-1399 مشغول به تحصیل بودند.روش اجرای پژوهش توصیفی و با توجه به بررسی روابط میان متغیرها در قالب مدل علّی تحلیل مسیر، طرح پژوهش همبستگی انتخاب شد. برای این منظور، 385 نفر ) 155دختر و 230پسر) به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و به پرسشنامه های حافظه کاری (نجاتی1392)، نیاز به شناخت (کاچیوپو 1996)، نیاز به خاتمه (دی بیکر و کراوسون 2008)، نگرش به یادگیری (ایکن 1979) و تحمل ابهام (مک لین 1993) پاسخ دادند. نتایج پژوهش به طور کلی نشان داد که هم نیاز به شناخت و هم نیاز به خاتمه از طریق واسطه گری نگرش به یادگیری و تحمل ابهام بر حافظه کاری دارای اثرغیرمستقیم هستند. یافته ها گویای آن بود که اثر مستقیم نیاز به شناخت بر حافظه کاری معنادار اما اثر مستقیم نیاز به خاتمه بر حافظه کاری معنادار نبود. بعلاوه، اثر مستقیم نیاز به شناخت بر نگرش به یادگیری و تحمل ابهام معنادار بوده اما اثر مستقیم نیاز به خاتمه بر نگرش به یادگیری و تحمل ابهام معنادار نبود. در قسمت نتیجه گیری به طور تفصیلی به بحث در خصوص یافته های حاصله و تبیین آنها پرداخته شده است.

ساخت و اعتباریابی پرسشنامه سبک‌های مقابله‌ای در رویارویی با اپیدمی کرونا

دوره 16، شماره 55، بهار 1399، صفحه 137-155

https://doi.org/10.22054/jep.2020.52469.3002

فریبرز درتاج، مسلم دانش پایه، فضل الله حسنوند، سیدعلی موسوی

چکیده پژوهش پیش رو با هدف ساخت و اعتبار‎یابی پرسشنامه سبک‎های مقابله‎ای در رویارویی با اپیدمی کرونا به انجام رسیده است. جامعه‌ی آماری پژوهش شامل تمامی افراد ساکن در استان لرستان بود که در سال 1398 با اثرات اپیدمی کروناویروس روبرو شدند. نمونه موردپژوهش بر اساس فرمول کوکران 384 نفر بود که به صورت نسبتا یکسان از میان زنان و مردان به عنوان حجم نمونه انتخاب گردید. برای تحلیل داده‎ها از روش تحلیل عاملی مبتنی بر مدل معادلات ساختاری تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول استفاده شد. در بخش یافته‎ها، پایایی پرسشنامه بر اساس آلفای کرونباخ تأیید شد. میزان همبستگی میان اضطراب با سبک‎های مقابله‌ای رویاروگر، گریز (اجتناب)، انکار و مسئولیت‌پذیری به ترتیب برابر با 62/0، 57/0 38/ - و 52/0- به دست آمد که نشان‌گر روایی ملاکی پرسشنامه بود. نتایج تحلیل اکتشافی نشان داد که کفایت نمونه‎گیری مناسب و هشت عاملی بودن پرسشنامه تأیید شد. همچنین، این هشت عامل توانستند 66 درصد از واریانس کل متغیر سبک‌های مقابله‌ای را تبیین نمایند. تحلیل عاملی تاییدی، نتایج حاصل از روایی محتوایی و تحلیل اکتشافی را مبنی بر هشت عاملی بودن پرسشنامه سبک‌های مقابله‌ای در رویارویی با اپیدمی کرونا تأیید کرد. بر این اساس، نتایج گویای این است که پرسشنامه موردبررسی در این مطالعه با اندازه‎گیری انواع سبک‎های مقابله‌ای افراد در رویارویی با بیماری کرونا، ابزاری مناسب برای تعیین نوع واکنش‌های فردی در بحران بیماری‌های اپیدمیک مانند کرونا است.

روانشناسی یادگیری

اثربخشی آموزش ذهن‌آگاهی بر تعلل‌ورزی تحصیلی، و استرس تحصیلی دانش‌آموزان دختر پایۀ هشتم

دوره 15، شماره 52، تابستان 1398، صفحه 1-13

https://doi.org/10.22054/jep.2019.24967.1948

فرشته هاشمی، فریبرز درتاج، نور علی فرخی، بیتا نصرالهی

چکیده در این مطالعه، به بررسی تأثیر آموزش ذهن‌آگاهی بر کاهش تعلل‌ورزی، و استرس تحصیلی دانش‌آموزان دختر پایۀ هشتم منطقۀ 1 تهران پرداخته شده است. طرح پژوهش حاضر به‌صورت آزمایشی بود که با بهره‌گیری از یک طرح آزمایشی پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه گواه انجام شد. با استفاده از یک غربالگری اولیه، 120 دانش‌آموز پایۀ هشتم از طریق پرسشنامه‌های اهمال‌کاری تاکمن، و استرس تحصیلی زاژاکووا و همکاران، ارزیابی شدند. از این تعداد، 48 دانش‌آموز که بر اساس اکتساب نمرات بالا دارای تعلل‌ورزی بالا در نظر گرفته شدند، به‌طور تصادفی در گروه‌های آزمایش و گواه 1، و 44 دانش‌آموز که نمرۀ استرس بالا به دست آورده بودند، به‌طور تصادفی در گروه‌های آزمایش و گواه 2 جایگزین شدند. گروه‌های آزمایشی طی 8 جلسه تحت تأثیر آموزش ذهن‌آگاهی قرار گرفتند. درحالی‌که، در این مدت، گروه‌های گواه این آموزش‌ها را دریافت نکردند. هر دو گروه تعلل‌ورزی بالا، در پیش‌آزمون، و پس‌آزمون با استفاده از پرسشنامۀ تاکمن، و گروه‌های استرس بالا نیز در پیش‌آزمون و پس‌آزمون با استفاده از پرسشنامۀ زاژاکووا و همکاران مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج، با استفاده از آزمون تحلیل واریانس ترکیبی ساده تحلیل شد. یافته‌ها، بیانگر وجود تفاوت معنادار (05/0 p<) میان گروه‌های آزمایش و گواه 1 در میزان تعلل‌ورزی تحصیلی دانش‌آموزان در سطح پیش‌آزمون و پس‌آزمون بود. همچنین، آموزش ذهن‌آگاهی نمرات استرس تحصیلی را به‌طور معنی‌داری در گروه آزمایشی استرس بالا کاهش داد.

اثربخشی آموزش ذهن‌آگاهی بر اضطراب امتحان و نگرش نسبت به مدرسه در دانش آموزان پایة یازدهم

دوره 14، شماره 50، زمستان 1397، صفحه 25-54

https://doi.org/10.22054/jep.2019.37836.2504

فاطمه خرمی، علی اکبر سیف، علیرضا کیامنش، فریبرز درتاج

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش ذهن‌آگاهی در کاهشِ اضطراب امتحان و افزایشِ نگرش نسبت به مدرسه در دانش-آموزان پایه یازدهم شهر تهران است. روش پژوهش از نوع آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل می‌باشد. جامعة آماری پژوهش شاملِ کلیة دانش‌آموزان پایة یازدهم شهر تهران، در سال تحصیلی 97-1396، بودند. از جامعة مذکور، با استفاده از روش خوشه‌ای چند مرحله‌ای، 88 دانش‌آموز (44 دختر و 44 پسر) که نمراتِ بالایی در پرسشنامة اضطراب امتحان فریدبن (1997) و نمراتِ پایینی در پرسشنامة نگرش به مدرسة مک‌کوچ و سیگل(2003)، کسب کرده بودند، انتخاب و به تصادف در 4 گروه (2 گروهِ آزمایش و 2 گروهِ کنترل) جایگزین شدند. سپس گروه‌های آزمایشی، در 8 جلسة 2 ساعته، پروتکل ذهن‌آگاهی را دریافت کردند. پس از اتمام جلسات، تمامی آزمودنی‌ها مجدداً مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده‌ها با استفاده از روشِ آماری تحلیل کوواریانس تک متغیری و چند متغیری تجزیه و تحلیل شدند و یافته‌های پژوهش نشان داد که آموزش ذهن‌آگاهی در کاهشِ اضطراب امتحان و افزایشِ نگرش به مدرسه تأثیرگذار است.

روانشناسی یادگیری

اثربخشی امید درمانی بر اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان مقطع دبیرستان شهر قزوین

دوره 14، شماره 48، تابستان 1397، صفحه 73-86

https://doi.org/10.22054/jep.2018.10692.1394

فریبرز درتاج، ابراهیم مهرعلیان

چکیده چکیده
هدف از پژوهش حاضر اثربخشی مداخله امید درمانی براهمال کاری تحصیلی دانش‏آموزان دبیرستان های پسرانه ناحیه 1 شهر قزوین بوده است، از بین دانش آموزان پسر دبیرستان های ناحیه یک شهر قزوین که تعداد دانش آموزان آن1815 نفر بود دو کلاس با ظرفیت 58 نفر با شیوه ی نمونه گیری خوشه ای انتخاب و پس از پر کردن پرسشنامه اهمال کاری سولومن و راثبلوم (1984)، مشخص شد که 26 نفر آنها دچار اهمال کاری در سه حوزه امتحانات ، تکالیف و مقالات این پرسشنامه هستند که منجر به افت عملکرد دانش آموزان شده بود. پس از آموزش دوره امید در گروه 10 نفره آزمایش در قالب 6 جلسه و مقایسه آن با گروه کنترل با همان تعداد، داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس چند متغیری بررسی شدند و نتایج نشان داد که اهمال کاری دانش آموزان با ایجاد مهارت های امید وخودباوری در دانش آموزان کاهش می یابد

اثربخشی یادگیری سازگار با مغز بر مؤلفه‌های برنامه‌ریزی و حل مسأله‌ی کارکردهای اجرایی دانش‌آموزان دبستان

دوره 13، شماره 43، بهار 1396، صفحه 101-118

https://doi.org/10.22054/jep.2017.7763

سمیه سیفی، صغری ابراهیمی قوام، حسن عشایری، نور علی فرخی، فریبرز درتاج

چکیده راه­حلِ مشکلاتِ تعلیم و تربیت کنونی، نیازمند رویکردی پیچیده­تر وآگاهانه است که بخشی مهم به­وسیله­ی علمِ مغز، ذهن و تعلیم و تربیت (یادگیری سازگار با مغز) ارائه شده است. یادگیریِ سازگار با مغز بر چگونگی یادگیری طبیعی مغز تأکید دارد و به دنبال تغییرِ چارچوب، بر اساس ساختار و کارکردِ واقعی مغز انسان برای ایجادِ آموزش مؤثر است. هدف اصلی پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی یادگیری سازگار با مغز بر مولفه­های برنامه­ریزی و حل­مسألۀ کارکردهای اجرایی دانش­آموزان پایه چهارم دبستانی بود. این پژوهش با طرحِ گروه کنترلِ نابرابر، از طرح­های نیمه­آزمایشی انجام گرفت. جامعه آماری شامل کلیه­ی دانش­آموزان دبستانی پسرانه غیر­دولتی مدارس سلام در شهر تهران ( 7 مدرسه) در سال تحصیلی 95-94 بود و نمونه­ی هدفمند به تعداد 38دانش­آموز پایه چهارم از دو مدرسه سلام منطقه 5 تهران انتخاب شد. 50 ساعت آموزش سازگار با مغز برای معلم گروه آزمایش و 3 ماه آموزش دانش­آموزان بر اساس طرح درس­های سازگار با مغز برای دروس ریاضی، فارسی و علوم اجرا شد. با استفاده از ابزار آزمون­ برج لندن، داده­های پیش­آزمون و پس­آزمون جمع­آوری شد و با استفاده از آزمون­های تحلیل کوواریانس یک راهه و چند راهه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که یادگیری سازگار با مغز بر افزایش مؤلفه­های برنامه­ریزی و حل­مسألۀ کارکردهای اجرایی مؤثر بوده است (416/0= اندازه اثر، 01/0>P، 94/24=F). این یافته‏ها، یادگیری و آموزش هوشمندانه و آگاهانه با توجه به مؤلفه‏ها و اصول یادگیری سازگار با مغز را بر توانایی برنامه‏ریزی و حل‏مسأله تأکید می‏کند.

تبیین عوامل روان‌شناختی و اجتماعی بر نوع‌دوستی خیرین مدرسه‌ساز

دوره 12، شماره 39، بهار 1395، صفحه 45-79

https://doi.org/10.22054/jep.2016.1582

علی دلاور، زهرا شعبانی، یوسف کریمی، فریبرز درتاج

چکیده هدف از این پژوهش، تبیین رابطه عوامل روان‌شناختی، اجتماعی با نوع‌دوستی خیرین مدرسه‌سازاست. روش پژوهش، همبستگی و پیش بین بر اساس تعداد متغیرها و جدول کرجسی و مورگان (1970)  با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای حجم نمونه 370 نفر انتخاب شدند و برای گردآوری داده‌ها از آزمون‌های شخصیتی (Neo)، خوش‌بینی، خودکارآمدی عمومی شوآرتز، انگیزش پیشرفت هرمنس، ارزش‌های مادی، متافیزیک، خودمختاری اخلاقی و احساسات اخلاقی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از همبستگی پیرسون، رگرسیون چند متغیری بر اساس مدل همزمان تحلیل شد. یافته‌های تحقیق روانشناختی نشان داد که ابعاد مختلف شخصیت، ویژگی‌های خودکارآمدی، خوش‌بینی و انگیزش پیشرفت با نوع­دوستی خیرین رابطه‌ای معناداری دارد.  یافته عوامل اجتماعی نشان داد که خودمختاری اخلاقی، ارزش‌های مادی، احساسات اخلاقی و ارزش‌های متافیزیک با نوع­دوستی خیرین رابطه‌ای معناداری دارد. بر اساس محاسبه ضریب شیب، برون‌گرایی، موافقت، جهت‌گیری زندگی وخودکارآمدی، ارزش‌های مادی، متافیزیک و احساسات اخلاقی بر نوع­دوستی خیرین مؤثر بوده است پس برون‌گرایی، موافقت، جهت‌گیری زندگی وخودکارآمدی، ارزش‌های مادی، متافیزیک و احساسات اخلاقی، نوع­دوستی خیرین را پیش‌بینی کرده است

تاثیر آموزش برنامه‏ ی کاهش استرس مبتنی بر ذهن ‏آگاهی بر تعلّل ‏ورزی دانش ‏آموزان

دوره 10، شماره 34، زمستان 1393، صفحه 94-109

علی شیخ الاسلامی، فریبرز درتاج، علی دلاور، صغری ابراهیمی قوام

چکیده هدف پژوهش حاضر عبارت است از بررسی تاثیر آموزش برنامه‏ی کاهش استرس مبتنی بر ذهن‏آگاهی در کاهش تعلّل‏ورزی دانش‏آموزان. روش پژوهش از نوع آزمایشی با طرح پیش‏آزمون-پس‏آزمون با گروه کنترل می‏باشد. جامعه‏ی‏ پژوهش ازکلّیه‏ی دانش‏آموزان پسر مقطع پیش‏دانشگاهی شهر شهریار در سال‏تحصیلی 92-1391 تشکیل شده است که از بین آنها با استفاده از روش نمونه‏گیری تصادفی ساده، دانش‏آموزانی که نمرات تعلّل‏ورزی بالایی داشتند (یک انحراف معیار بالاتر از میانگین گروه)، 30 نفر انتخاب و به‏صورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15) جایگزین شدند. به گروه آزمایش، 8 جلسه برنامه‏ی کاهش استرس مبتنی بر ذهن‏آگاهی آموزش داده شد. ‏برای جمع‏آوری داده‏ها از پرسشنامه‏ی تعلّل‏ورزی تاکمن استفاده شد. داده‏ها از طریق آزمون آماری کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته‌ها نشان داد که فرضیه‏ی پژوهش مبنی بر تأثیر آموزش برنامه‏ی کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر تعلّل‏ورزی دانش‌آموزان مورد تأیید قرار گرفته است و دانش‌آموزان گروه آزمایش نسبت به دانش‌آموزان گروه کنترل در پس‌آزمون به‏طور معناداری، تعلّل‏ورزی کمتری داشتند. پس می‌توان نتیجه گرفت که آموزش برنامه‏ی کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی در کاهش تعلّل‏ورزی دانش‌آموزان تأثیر معناداری دارد.

رابطه ارزش تکلیف و اضطراب امتحان: بررسی نقش واسطه‏ای جهت‏گیری هدفی

دوره 9، شماره 27، بهار 1392، صفحه 98-111

فریبرز درتاج

چکیده اضطراب امتحان مسئله‏ای است که با عملکرد تحصیلی ارتباط دارد و شدت آن به عملکرد فرد آسیب زده و منجر به افت تحصیلی می‏شود و ارزش تکلیف به عنوان یک عامل مهم در رشد تحصیلی می‏تواند به واسطه جهت‏گیری هدفی بر اضطراب امتحان اثر داشته باشد. این پژوهش با هدف ارزیابی اثر مستقیم و غیر مستقیم ارزش تکلیف از طریق جهت گیری هدفی بر اضطراب امتحان انجام شد. روش: این مطالعه در سال 91 روی 350 نفر از دانش‏آموزان مقطع متوسطه شهر‏کرمان که با استفاده از روش نمونه‏گیری خوشه‏ای چند مرحله‏ای انتخاب شدند انجام شد. واحدهای پژوهش به پرسشنامه‏های ارزش تکلیف پینتریچ و دی‏گروت، جهت‏گیری هدفی الیوت و مک گریگور و اضطراب امتحان فریدبن پاسخ دادند. به منظور ارزیابی روابط بین متغیرهای مکنون و اندازه‏گیری شده در مدل پیشنهادی، از مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد و داده‏ها با نرم افزار لیزرل8.7 تحلیل شد. یافته‏ها: مدل ارزیابی شده از شاخص‏های برازندگی خوبی برخوردار بود. متغیر مکنون ارزش تکلیف به طور مستقیم و غیر‏مستقیم از طریق جهت گیری هدفی بر اضطراب امتحان اثرگذار بود. جهت‏گیری هدفی نیز بر اضطراب امتحان اثر مستقیم داشت. همچنین در این الگو، تمام وزن‏های رگرسیونی از نظر آماری در سطح 0.05 معنی‏دار هستند. نتیجه گیری:ارزش تکلیف بر اضطراب امتحان اثر مستقیم و غیر مستقیم دارد. نتایج همچنین اثر مستقیم جهت گیری هدفی بر اضطراب امتحان را نشان می‏دهد.

بررسی مهارت های مطالعه و یادگیری ریاضی دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان

دوره 3، شماره 7، بهار 1386، صفحه 133-152

https://doi.org/10.22054/jep.2007.6007

محسن یزدان فر، فریبرز درتاج

چکیده به منظور بررسی مهارت های مطالعه ریاضی دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان ۱۵۰ آزمودنی به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و پرسشنامه مهارت های مطالعه ریاضی بر روی آنها اجرا گردید. پرسشنامه حاوی ۳۷ سؤال و در مجموع از ۶ خرده آزمون تشکیل شده که ۶ سازه را اندازه می گیرد. پس از اجرا و نمره گذاری پرسشنامه دانشجویان از نظر مهارت های مطالعه ریاضی سطح بندی شده و هر دانشجو در یکی از سطوح مهارت های مطالعه ریاضی ضعیف، خوب و عالی قرار گرفت. همچنین رابطه بین نمره مهارت های مطالعه ریاضی و ویژگی های جمعیت شناختی از قبیل جنسیت و رشته تحصیلی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که در مجموع دانشجویان از مهارت های مطالعه ریاضی ضعیفی برخوردار می باشند، بین میانگین نمرات دختران و پسران در آزمون مهارت های مطالعه ریاضی تفاوت معنی داری وجود دارد و میانگین های دانشجویان رشته های مختلف تحصیلی در برخی از خرده آزمون ها دارای تفاوت معنی داری می باشند.

بررسی رابطه نقص ادراک بینایی با اختلال خواندن در دانش آموزان پایه اول و دوم ابتدایی شهر کرمان

دوره 2، شماره 3، بهار 1385، صفحه 81-110

https://doi.org/10.22054/jep.2006.5972

فربرز درتاج، نسرین ربیعی وزیری

چکیده ادراک بینایی به معنای تعبیر و تفسیر محرک های حسی دریافت شده توسط سیستم بینایی است و یکی از فرایند های اساسی مغز است که نقش بسیار مهمی در کسب توانایی خواندن ایفا می کند. به منظور پژوهش در خصوص رابطه ی بین اختلال خواندن و نقص در ادراک بینایی دانش آموزان، ۱۲۰ آزمودنی از بین پایه های اول و دوم ابتدایی در هر دو جنس دختر و پسر به روش خوشه ای انتخاب شد. جهت انتخاب این گروه از چک لیست اختلال خواندن که در اختیار معلم قرار داده شده و سیاهه ی غیر رسمی خواندن که توسط پژوهشگر اجرا شد، استفاده گردید. پس از اجرای آزمون هوش به منظور اطمینان از هوش طبیعی دانش آموزان ، آزمون رشد ادراک بینایی فراستیگ اجرا گردید. این آزمون دارای ۵ خرده آزمون است که مهارت های جزئی ادراک بینایی، از جمله مهارت هماهنگی چشم و دست ، ادراک متن از زمینه ، ادراک تبات شکل ، ادراک وضعیت در فضا و درک روابط فضایی را می سنجد. هفت سؤال در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین اختلال خواندن و نقص در ادراک بینایی رابطه معنادار وجود دارد. همچنین بین خرده آزمون مهارت های ادراک متن از زمینه و ادراک موقعیت در فضا با اختلال خواندن رابطه وجود دارد، اما بین هماهنگی چشم و دست و ادراک ثبات شکلی و روابط فضایی با اختلال خواندن رابطه معناداری وجود ندارد . همچنین نقص در ادراک بینایی و وجوه آن در دختران بیشتر از پسران منجر به اختلال خواندن می شود.