اثر هیجان خشم و سبک‏های شناختی بر فرایند تصمیم‏گیری با واسطه‏گری تمایلات فراشناختی: ارائه مدلی یکپارچه در تصمیم‏گیری

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 - دانشیار گروه روان‏شناسی تربیتی دانشگاه شیراز jowkar@shirazu.ac.ir

2 استادیار گروه روان‏شناسی و علوم تربیتی دانشگاه یزد

چکیده

هدف از پژوهش حاضر بررسی
مکانیسم فرایند تصمیم گیری از منظر شناخت داغ می‏‏باشد. در همین راستا، نقش خشم به
عنوان یک هیجان (همراه با نیمرخ شناختی) و سبک‏ها‏‏ی شناختی (نیاز به شناخت، نیاز
به ساختار و نیاز به قطعیت) به عنوان شاخص انگیزش بر تصمیم‏گیری تحلیلی مبتنی بر
مدل پردازش دوگانه کلازینسکی (2004) مورد بررسی قرار گرفت. در این مدل تمایلات
فراشناختی نقش واسطه متغیرهای پیش بین را با تصمیم گیری ایفا می‏‏کند. تفکر فعال
روشنفکرانه نیز شاخص تمایلات فراشناختی می‏‏باشد. گروه نمونه پژوهش حاضر را 223
دانشجوی دختر و پسر مقطع کارشناسی دانشگاه شیراز شکل دادند. مقیاس نیاز به شناخت
(کاچیوپو و همکاران، 1996)، نیاز به ساختار و نیاز به قطعیت (تامپسون و همکاران،
1992)؛ خشم (لرنر و کلتنر، 2000)، ارزیابی شناختی (اسمیت و الزورت، 1985)، تفکر
فعال روشنفکرانه (استانوویچ و وست، 2007) و تصمیم‏گیری (کلازینسکی، 2001) مورد
استفاده قرار گرفتند. روایی و پایایی مقیاس‏ها‏‏ مورد تأیید قرار گرفت. یافته‏ها‏‏ی
پژوهش نشان می‏‏دهند که خشم به صورت مستقیم و غیر مستقیم (از طریق تفکر
روشنفکرانه) تصمیم‏گیری‏تحلیلی را به صورت منفی پیش‏بینی می‏‏کند؛ نیاز به شناخت
نیز به همین شکل اما در جهت مثبت پیش‏بینی‏ کننده تصمیم‏گیری می‏‏باشد؛ نیاز به
ساختار تنها با واسطه تفکر روشنفکرانه ‏تصمیم‏گیری‏تحلیلی را به صورت منفی پیش‏بینی
می‏‏کند و نیاز به قطعیت پیش‏بینی‏کننده نمی‏‏باشد. ارزیابی‏ها‏‏ی شناختی قطعیت و
مسئولیت/کنترل فردی نیز نیمرخ شناختی هیجان خشم را تشکیل می‏‏دهند

کلیدواژه‌ها