نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 دانشجو
2 دانشیار تکنولوژی آموزشی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
3 استاد تکنولوژی آموزشی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
چکیده
هدف این پژوهش، بازطراحی و تفسیر یک الگوی جامع و بومی برای آموزش خواندن در دوره ابتدایی ایران بر اساس رویکرد بومشناختی است. ضرورت انجام این تحقیق از آنجا ناشی میشود که نتایج ارزیابیهای بینالمللی مانند پرلز، ضعف قابل توجه دانشآموزان ایرانی در سطوح بالای درک مطلب را آشکار ساخته است. این مطالعه با بهرهگیری از روش تحقیق آمیخته و طرح اکتشافی–توصیفی انجام شد. در بخش کیفی، دادهها از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با معلمان، کارشناسان و پژوهشگران حوزه سواد خواندن گردآوری و با تحلیل مضمون بررسی شد. بخش کمی شامل طراحی پرسشنامه مبتنی بر یافتههای کیفی، بررسی روایی محتوایی و سازه، و سنجش پایایی با آلفای کرونباخ بود. نتایج سؤال اول نشان داد که ادراک خواندن حاصل تعامل شش مؤلفه کلان است: بافتاری–زمینهای، انگیزشی–خواننده، شناختی، زبانی، بافتاری غیرآموزشی و آموزشی. یافتههای سؤال دوم این مؤلفهها را در قالب چهار دسته اصلی (آموزشی، غیرآموزشی، شناختی، زبانی) با روابط متقابل شبکهای بازتعریف کرد. تحلیل مقایسهای نشان داد که مدل پیشنهادی نسبت به الگوهای رایج مانند RAND، DIME و نظریه بومشناختی برونفنبرنر، همراستایی مفهومی دارد اما با تأکید بر تعامل اکولوژیک عوامل، دیدگاهی جامعتر ارائه میدهد.نتیجهگیری این پژوهش بیانگر آن است که مداخلات مؤثر در آموزش خواندن باید چندبعدی، یکپارچه و همزمان عوامل مدرسهای و برونمدرسهای را پوشش دهند. این الگو میتواند مبنایی برای سیاستگذاری، بهبود تدریس معلمان و ارتقای عدالت آموزشی باشد.
کلیدواژهها
موضوعات