هنجاریابی آزمون هوشی آدمک گودیناف بر روی دانش آموزان 6 تا ۱۱ ساله شهر ساوه

دوره 2، شماره 5، پاییز 1385، صفحه 1-20

https://doi.org/10.22054/jep.2006.5985

علیرضا جعفری، علی دلاور

چکیده ۱- هدف پژوهش: چون آزمون هوش گودیناف که برای اندازه گیری هوشی کودکان ساخته شده تا به حال در ایران هنجاریابی نشده است، در این پژوهش سعی شده، پس از مطالعه ویژگی های آزمون (پایایی، اعتبار و ...) برای آزمون مذکور هنجار مناسب تهیه شود. ۲- روش نمونه گیری: در این پژوهش از روش نمونه برداری چند مرحله ای استفاده شد و گروه نمونه را ۵۹۰ نفر شامل (۲۳۱ پسر و ۲۵۹ دختر) تشکیل می دادند. ۳- روش پژوهشی: توصیفی - اکتشافی. - ابزار اندازه گیری: آزمون هوش آدمک گودیناف. ۵ - طرح پژوهش: یک طرح روان سنجی بوده و در آن هنجاریابی انجام شده است. پژوهش توصیفی و فاقد گروه های آزمایش و گواه است. ۹- نتیجه گیری: آزمون هوش آدمک گودیناف دارای روائی تفکیکی (141/0) و اعتبار (782/0) است در ضمن بین عملکرد دختران و پسران در این آزمون تفاوت معنی داری وجود داشت اما بین شاغل بودن مادر و هوش فرزندان رابطه معنی دار به دست نیامد. همچنین بین ترتیب تولد دانش آموزان و هوش تفاوت معنی دار وجود نداشت.

اثر انواع بازی های رایانه ای بر توانایی چرخش ذهنی کودکان

دوره 2، شماره 6، زمستان 1385، صفحه 1-35

https://doi.org/10.22054/jep.2007.5993

علیرضا باغبان پرشکوهی، احمد علیپور

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی اثر انواع بازی های رایانه ای بر توانایی چرخش ذهنی کودکان است. ۸۷ نفر از کودکان ۱۱ ساله دختر و پسر کلاس پنجم دبستان با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و در سه گروه بازی معمایی، بازی اکشن و گروه کنترل بطور تصادفی جایگزین شدند که در نهایت با تعامل جنسیت شش گروه شکل گرفت. گروه های آزمایش ۸ جلسه، هر جلسه به مدت ۳۰ دقیقه و در طول یک ماه تحت مداخله متغیر مستقل قرار گرفتند لکن به گروه کنترل هیچ بازی ارائه نشد. جهت ارزیابی توانایی چرخش ذهنی کودکان از آزمون آنلاین چی (۲۰۰۰) در پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. داده های حاصل با استفاده از آزمون با مستقل و تحلیل واریانس یکراهه مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که عملکرد چرخش ذهنی پسران نسبت به دختران در پیش آزمون بهتر بود لکن در سرعت عمل تفاوت معناداری دیده نشد. تفاوت های جنسیتی اولیه بدنبال انجام بازی های رایانه ای کاهش یافت. گروه بازی های معمایی (هم پسران و هم دختران) نسبت به سایر گروه ها در توانایی چرخش ذهنی پیشرفت بیشتری را نشان دادند. گروه بازی حادثه ای (پسران) نیز نسبت به گروه های کنترل عملکرد بهتری داشتند. نتایج بر اساس نظریه های مختلف و در چهارچوب تعامل طبیعت و تربیت در ارتباط با وجود تفاوت های جنسیتی در توانایی های فضایی بررسی و تبیین شدند.

مقایسه اثربخشی زوج درمانگری پویشی فشرده کوتاه مدت (ISTDP) و ارتباطی بر ارتقا سلامت روانی و رضامندی زوجین.

دوره 3، شماره 7، بهار 1386، صفحه 1-26

https://doi.org/10.22054/jep.2007.6001

جمشید جراره، احمد اعتمادی

چکیده پژوهش حاضر به منظور بررسی اثر بخشی رویکرد روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت و رویکرد ارتباطی بر ارتقاء سلامت روانی و افزایش رضامندی زوجین انجام گرفته است. نمونه مورد مطالعه شامل ۴۵ زوج مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی بودند که مایل به ادامه زندگی مشترک بوده، و از جامعه در دسترس به طور تصادفی انتخاب، و در سه گروه قرار گرفتند. دو گروه به عنوان آزمایش و یک گروه به عنوان کنترل، سپس این سه گروه به دو مقیاس انریج و سلامت عمومی به صورت پیش آزمون و پس آزمون پاسخ دادند. فرضیه های تحقیق عبارت بودند از: زوجینی که با رویکرد روان پویشی تحت درمان قرار گرفته اند از آنانی که تحت چنین درمانی قرار نگرفته اند از سلامت روانی بالاتری برخوردارند. زوجینی که با رویکرد ارتباطی تحت درمان قرار گرفته اند از آنانی که تحت چنین درمانی قرار نگرفته اند از سلامت روانی بالاتری برخوردارند. زوجینی که با رویکرد روان پویشی کوتاه مدت تحت درمان قرار گرفته اند در مقایسه با آنانی که با رویکرد ارتباطی تحت درمان قرار گرفته اند از سلامت روانی بالاتری برخوردارند. زوجینی که با رویکرد روان پویشی تحت درمان قرار گرفته اند از کسانی که تحت چنین درمانی قرار نگرفته اند از رضامندی زناشویی بالاتری برخوردارند. زوجینی که با رویکرد ارتباطی تحت درمان قرار گرفته اند از کسانی که تحت چنین درمانی قرار نگرفته اند از رضامندی زناشویی بالاتری برخوردارند. زوجینی که با رویکرد روان پویشی تحت درمان قرار گرفته اند در مقایسه با آنانی که با رویکرد ارتباطی تحت درمان قرار گرفته اند از رضامندی زناشویی بالاتری برخوردارند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه برای معنا دار بودن تفاوت بین گروه ها، و آزمون تعقیبی شفه برای تعیین تفاوت بین نوع میانگین ها، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان دهنده تفاوت معنی دار بین هر دو روش با افزایش سلامت روانی و رضایت زناشویی (کل) بودند. هردو رویکرد بر مؤلفه ها (خرده مقیاسی)ی علائم جسمانی، اختلال اضطرابی و خواب، و عملکرد اجتماعی به یک اندازه مؤثر بودند. در خرده مقیاس افسردگی فقط روان پویشی مؤثر بود. هر دو رویکرد بر غنی سازی مؤلفه ها (خرده مقیاس) مسائل شخصیتی، رضایت زناشویی، ارتباط، حل تعارض، مدیریت مالی، رابطه جنسی، و فرزندان و فرزند پروری مؤثر بودند. در خرده مقیاس های رضایت زناشویی، بر مؤلفه های تحریف آرمانی و نقش های مساوات طلبی فقط رویکرد روان پویشی مؤثر بود. و بر مؤلفه های فعالیت اوقات فراغت و جهت گیری مذهبی فقط رویکرد ارتباطی مؤثر بودند. تفاوت دو رویکرد در ارتقاء سلامت روانی و افزایش رضایت زناشویی معنی دار نبود.

بررسی دوره دکتری تکنولوژی آموزشی در سطح جهانی جهت ارائه برنامه‌ای جامع برای راه‌اندازی این دوره در دانشگاه علاّمه طباطبایی

دوره 3، شماره 9، پاییز 1386، صفحه 1-21

دکتر اسماعیل زارعی زوارکی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی دوره دکتری تکنولوژی آموزشی در سطح جهانی و ارائه برنامه­ای جامع جهت راه­اندازی این دوره در دانشگاه علامه طباطبایی انجام شد. سؤال­های اساسی در این پژوهش عبارت بود از: دوره دکتری تکنولوژی آموزشی در سطح جهانی دارای چه ضرورت­ها و اهدافی بوده و چگونه اجرا می­شود؟ چگونه می­توان دوره دکتری تکنولوژی آموزشی درایران را براساس تجارب جهانی طراحی و اجرا کرد؟ به منظور بررسی تجارب جهانی و پاسخ به سؤال­های فوق، تعدادی از دانشگاههای معتبر جهانی انتخاب و برنامه آموزشی آنها در دوره دکتری تکنولوژی آموزشی موردمطالعه قرار گرفت. با استفاده از نتایج مطالعه انجام شده، پرسشنامه­ای به منظور طراحی دوره دکتری رشته مذکور در ایران تهیه و پس از محاسبه روایی و پایایی آن در اختیار اساتید و کارشناسان­ارشد این رشته قرار گرفت. با استفاده از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی
یافته­های بدست آمده با بهره­گیری از روش­های آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و نهایتاً یک برنامه آموزشی مبتنی بر تجارب جهانی و نیازهای ملَی ارائه گردید که در متن مقاله حاضر به جزئیات و چگونگی انجام این امر پرداخته شده است.

مقایسة تأثیر تکالیف نوشتاری بر تفکّر انتقادی دانش آموزان پسر سال اوّل متوسطه ملایر در درسهای زیست شناسی و مطالعات اجتماعی

دوره 3، شماره 10، زمستان 1386، صفحه 1-33

دکتر محمد عسگری، دکتر علی اکبر سیف

چکیده هدف این پژوهش بررسی تأثیر تکالیف نوشتاری بر تفکّر انتقادی دانش­آموزان پسر سال اوّل متوسطة شهرستان ملایر و مقایسة تأثیر تکالیف نوشتاری در دروس زیست شناسی و مطالعات اجتماعی بوده است. برای این منظور از دانش­آموزان پسر سال اوّل متوسطه شهرستان ملایر، نمونه­ای به حجم 105 نفر، به روش نمونه­گیری تصادفی خوشه­ای چند مرحله­ای در قالب چهار کلاس انتخاب و کلاسهای انتخاب شده به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و دو گروه کنترل جایگزین شدند. برای آزمون فرضیه­های پژوهش از یک طرح شبه آزمایشی پیش­آزمون- پس­آزمون با گروه کنترل و در کل از یک طرح عاملی 2×2 استفاده شد. تفکّر انتقادی آزمودنیها در پیش­آزمون و پس­آزمون با آزمون مهارتهای تفکّر انتقادی کالیفرنیا (فرم ب) اندازه­گیری شد و پس از آن، تکالیف نوشتاری طراحی شده برای محتوای درس زیست شناسی و مطالعات اجتماعی سال اوّل متوسطه، در طول5/4 ماه و به مدت 40 ساعت آموزشی، در دو گروه آزمایش اعمال گردید. امّا گروههای کنترل، بدون دریافت تکالیف نوشتاری، به فعالیتهای معمول خود ادامه دادند. داده­ها با استفاده از تحلیل واریانس یک راهه (ANOVA)و آزمون t گروههای مستقل تحلیل شدند. نتایج تحلیل نشان داد که بین میانگین نمرات پیش آزمون تفکّر انتقادی آزمودنیها تفاوت معنی­دار وجود ندارد. ولی تحلیل نمرات پس آزمون و افزایشی (تفاوت بین نمرات پس­آزمون و پیش­آزمون) آزمودنیها نشان داد که استفاده از تکالیف نوشتاری در تدریس زیست شناسی و مطالعات اجتماعی تفکّر انتقادی دانش آموزان را افزایش داده است و این افزایش در هر دو درس زیست شناسی و مطالعات اجتماعی در سطح کمتر از 01/0 معنی دار بود. درحالی که از مقایسة میزان تأثیر تکالیف نوشتاری بر تفکّر انتقادی دانش آموزان در دو درس زیست شناسی و مطالعات اجتماعی معلوم شد که میزان این تأثیر از لحاظ آماری متفاوت نیست.

بررسی اثربخشی آموزشی مؤلفه های یادگیری خودگردان مبتنی بر مدل پینتریج، بر خودکار آمدی

دوره 4، شماره 11، بهار 1387، صفحه 1-22

https://doi.org/10.22054/jep.2008.6015

رقیه ارجی، صغری ابراهیمی قوام

چکیده این پژوهش با هدف هنجاریابی و بررسی ساختار عاملی مقیاس یادگیری خود تنظیمی به عنوان صلاحیت میان بر نامه ای در بین دانش آموزان دختر و پسر سال اول دبیرستان های دولتی شهرستان مشهد به اجرا در آمد. نمونه ای با حجم ۸۴۰ نفر از دانش آموزان، به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و پرسشنامه مذکور که شامل ۵۲ سؤال و ۱۴ عامل بود با طیف لیکرتی در مقیاس چهار درجه ای در مورد آنها اجرا گردید و نهایتاً ۸۳۳ پرسشنامه گزینش و برای تجزیه و تحلیل آماده شد. ضریب آلفای پرسشنامه 0/841بود و سؤالات دو عامل انگیزش ابزاری در ریاضیات و خود پنداره تحصیلی در سایر عامل ها جای گرفتند که پس از حذف این دو عامل، ضریب آلفای پرسشنامه ۷۹۶/ ۰ بدست آمد. تحلیل مؤلفه های اصلی با استفاده از چرخش واریماکسی، ۱۲ عامل را به دست داد. همچنین نتایج حاصل از آزمون t نشان دادند که بین دو جنس در نمره کل یادگیری خود تنظیمی به عنوان صلاحیت میان برنامه ای، تفاوت معناداری وجود دارد. بدین معنا که دختران نمره کلی بیشتری

بررسی اثربخشی آموزش تفکر انتقادی بر عزت نفس و مهارت‏های حل مسأله دانش‏آموزان دخترمقطع متوسطه

دوره 4، شماره 12، تابستان 1387، صفحه 1-21

دکتر بهرامعلی قنبری هاشم آبادی، مهرنسا شهابی

چکیده هدف ازاین پژوهش بررسی اثربخشی پرورش تفکر انتقادی بر مهارت‏های حل مسأله و عزت نفس دانش‏آموزان و ارائه پیشنهادهایی براساس یافته‏های پژوهش به روان درمانگران، مشاوران، برنامه‏ریزان و کارشناسان آموزش و پرورش جهت پرورش تفکر انتقادی در دانش‏آموزان می‏باشد.
این پژوهش که به روش آزمایشی انجام شده است و سؤال اصلی آن این است که آیا آموزش تفکر انتقادی به افراد گروه آزمایش، باعث افزایش مهارت‏های حل مسأله و عزت نفس در آنان می‏گردد. جامعه‏آماری پژوهش دانش‏آموزان دختر دبیرستانی شهرستان کلاله می‏باشند که روی 80 نفر از کسانی که مایل به شرکت در گروه بودندآزمون‏های ‏عزت نفس، حل‏مسأله و تفکر‏انتقادی اجراگردید و از بین‏افرادی که نمره‏پایینی در این سه آزمون کسب کرده بودند (تعداد 30 نفر)، تعداد 22 نفر، به صورت تصادفی انتخاب گردیدند و در دو گروه آزمایش (11 نفر) و کنترل (11 نفر) قرارداده شدند.
افراد گروه آزمایش در10 جلسه 2 ساعتی (هر هفته یک جلسه)، جهت آموزش تفکر انتقادی شرکت نمودند، سپس از هر دو گروه (آزمایش وکنترل) پس آزمون گرفته شد و با استفاده از آزمون t تفاوت میانگین‏های پیش‏آزمون و پس‏آزمون از لحاظ آماری مورد بررسی قرارگرفت. نتایج نشانگر کارایی و اثربخشی عمل آزمایشی بوده است. از مجموع یافته‏های بدست‏آمده ازآزمودنی‏ها و اجرای t همبسته و مستقل نتیجه‏می‏شود که فرضیه‏های پژوهش تأیید شده و به نظر می‏رسدکه آموزش تفکر انتقادی به افرادگروه آزمایش موجب افزایش میزان عزت نفس و مهارت‏های حل مسألۀ آنان شده است.
 

بررسی و مقایسه سازگاری تحصیلی دانشجویان سال اول تا چهارم دانشگاه و رابطه آن با حمایت اجتماعی خانواده و دوستان

دوره 4، شماره 13، پاییز 1387، صفحه 1-15

مجید صفاری‏نیا، داوود هزاره‏ای

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی و مقایسه سازگاری تحصیلی دانشجویان دختر سال اول تا چهارم و رابطه آن با حمایت اجتماعی خانواده و دوستان بوده است. بدین منظور 600 آزمودنی (150 آزمودنی از هر ورودی سالهای تحصیلی اول، دوم، سوم و چهارم) دانشگاه پیام نور تهران با استفاده از روش نمونه گیری خوشه‏ای انتخاب شده و مورد مطالعه قرار گرفتند. اندازه‏گیری متغیرهای یاد شده به وسیله پرسشنامه‏های حمایت اجتماعی پروسیندانو و هلر (1983، به نقل از ثنایی،1379) که دارای دو مقیاس خانواده و دوستان است و پرسشنامه سازگاری تحصیلی هنری بارو که در سال 1949 در دانشگاه استنفورد تهیه شده است، انجام گرفته است. یافته‏ها نشان داد که تنها اثر اصلی ترکیبی سال ورود با رشته تحصیلی با 324/2= Fبا درجه آزادی 6 در سطح اطمینان 95% بر روی سازگاری تحصیلی معنادار است. همچنین یافته‏های دیگر این پژوهش بیانگر این است که ضریب همبستگی بین متغیرهای حمایت خانواده و دوستان و سازگاری تحصیلی، از نظر آماری معنادار است. نتیجه‏گیری: با توجه به اینکه حمایت خانواده پیش‏بینی‏کننده قوی برای سازگاری تحصیلی می‏باشد، با تقویت آن می‏توان به دانشجویان کمک کرد تا بر مسائل و مشکلات تحصیلی خود غلبه کرده و سازگاری تحصیلی بهتری را بدست آورند.  

بررسی میزان نقش طراح آموزشی در تألیف کتاب درسی از دیدگاه متخصّصان برنامه‏ریزی درسی و تکنولوژی آموزشی

دوره 5، شماره 14، تابستان 1388، صفحه 1-21

سید بهاءالدین کریمی، دکتر حسن ملکی

چکیده ایــن پژوهش به ‏منظور بــررسی میزان ‏نقش طراح‏آموزشی در تألیف‏ کتاب‏ درسی[1] از دیدگاه متخصصان (برنامه‏ریزی‏ درسی و تکنولوژی آموزشی) در سال1387 انجـــام گرفته است. مؤلفه‏های ‏مورد‏ پژوهش عبارتند‏ از: هدف، انتخاب‏محتوا، سازماندهی‏محتوا، روش‏هــای یاددهی- یادگیری و ارزشیابی. روش‏پژوهش در مطالعه‏حاضر‏توصیفی است. جامعـه‏آماری کلیّة صاحب‏نظران برنامه‏ریزی درسی و تکنولوژی آموزشی و همچنین کسانی که در زمینه تألیف کتاب درسی در داخل کشور مشغول به فعالیت‏اند، می‏باشند. نمونه این تحقیق شامل کلیّة اساتید رشته‏های ‏تکنولوژی‏ آموزشی، برنامه‏ریزی ‏درسی (که در دانشگاه‏های علامه‏ طباطبائی، شهید بهشتی، تربیت ‏مدرس و تربیت‏ معلم تهران) و کارشناسان دفتــر تألیف کتاب درسی در وزارت‏ آموزش و پرورش بود که با روش ‏نمونه‏گیری در‏ دسترس انتخاب شدند. در این پــژوهش از پرسشنامه (40 سؤال) محقق‏ساخته استفاده شد. روایـــی پرسشنامه به وسیله اساتید تأیید و پایایی آن باروش ضریب الفـــای کرونباخ (87/= α) به دست آمد. نتـــایج به دست آمده با ‏استفاده از روش تـحلیل ‏واریانس یک ‏راهه بیانگر این‏است که طراح‏ آموزشی نقش‏ معناداری در روش‏های ‏یاددهـی- یادگیری، سازماندهی‏محتوا و تعیین اهداف آموزشی ایفاء‏می‏کند و در ‏دو مؤلفه ‏دیگر (ارزشیابی و انتخاب ‏محتوا) نقش ‏طراحی‏آموزشی به اهمیّت مؤلفه‏های دیگر نیست.



[1].Textbook

تأثیر چند رسانه‏ای‏آموزشی، صدا و رنگ بر عملکرد امواج مغزی

دوره 5، شماره 15، زمستان 1388، صفحه 1-20

دکتر حسن رستگارپور، دکتر فریدون یار یاری، حمیده نظری

چکیده این ‏پژوهش به ‏منظور ‏بررسی ‏تأثیر‏ چند‏رسانه‏ای، صدا و رنگ‏ بر عملکرد ‏امواج‏ مغزی‏ دانشجویان پسر ‏دوره‏ کارشناسی ‏صورت‏ گرفت. روش‏ پژوهش ‏در‏ چار چوب ‏تحقیقات ‏آزمایشی/‏آزمایشگاهی و از ‏نوع‏تحقیق درون‏‏آزمودنی است. جامعه‏آماری شامل ‏دانشجویان ‏کارشناسی پسر دانشگاه تربیت معلم تهران است. براساس نمونه‏گیری تصادفی تعداد 14 نمونه در دسترس که همگی مذکر بودند، برای این پژوهش انتخاب‏شدند. برای جمع‏آوری اطلاعات به‏عنوان ابزار‏سنجش و ثبت امواج‏مغزی از دستگاه الکتروآنسفالوگرام دیجیتالی SD-C24 استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که چندرسانه‏ای بر انواع امواج مغزی تأثیر‏گذار است، گرچه بین صدا و چندرسانه‏ای‏ها در امواج آلفا و بتا تفاوت معنی‏داری وجود نداشت. رنگ نیز در مقایسه با دو متغیر دیگر تأثیر‏گذار بود. لذا در طراحی نرم افزار‏ها، فیلم‏های آموزشی و امور تبلیغاتی نقش هر یک از موارد ذکر شده باید در نظرگرفته شود. چون یادگیری پس از تغییر رفتار نمایان می‏شود و این‏ها تغییرات فیزیکی است که در نتیجه یادگیری در مغز انسان به وجود می‏ّآیند.  

مقایسه ویژگی‏های شخصیتی و شیوه‏های یادگیری در دانشجویان علوم‏پایه، فنی و مهندسی و علوم‏انسانی دانشگاه‏های آزاد اسلامی استان مازندران

دوره 6، شماره 16، بهار 1389، صفحه 1-20

ارسلان خان محمدی، دکتر علی محمد صفانیا، مهدی پورابراهیم

چکیده هدف از این پژوهش مقایسه صفات شخصیتی و شیوه‏های یادگیری در بین رشته‏های علوم پایه، فنی و مهندسی و علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی استان مازندران بوده است. روش پژوهش از نوع علی- مقایسه ای. 445 دانشجو از دانشگاه آزاد اسلامی استان مازندران به‏طور تصادفی انتخاب شده و پرسشنامه پنج عامل شخصیتی تجدید نظر شده نئو و سبک‏های یادگیری کلب بر روی آنها اجرا شد. برای تجزیه و تحلیل داده‏های از تحلیل واریانس یکراهه استفاده شد. نتایج نشان داد که تفاوت معناداری در عوامل شخصیتی برون‌گرایی، باز بودن به تجربه، توافق، وجدانی بودن و شیوه‏های یادگیری تجربه عینی، مشاهده تأملی، آزمایشگری فعال، مفهوم سازی انتزاعی در بین سه گروه تحصیلی وجود دارد.

پیش‌بینی سازگاری تحصیلی براساس مهارت‌های ارتباطی با واسطه باورهای خودکارآمدی

دوره 6، شماره 17، تابستان 1389، صفحه 1-32

الهام اردلان، دکتر مسعود حسین‌چاری

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مهارت‏های ارتباطی بر سازگاری تحصیلی به واسطه‌ی خودکارآمدی انجام پذیرفت. نمونه‌ای مشتمل بر 385 دانش‏آموز سال اول دبیرستان که به صورت خوشه‌ای تصادفی از دو ناحیه آموزشی شهر شیراز انتخاب شده بودند، سه پرسشنامه خودکارآمدی عمومی، مهارت‏های ارتباطی، و سازگاری تحصیلی را کامل کردند. داده‌ها با استفاده از روش آماری تحلیل رگرسیون متوالی به شیوه همزمان مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. به طور‏کلی نتایج حاکی از آن بود‏که مهارت‏های ارتباطی به‏طور مثبت پیش‏بینی‏کننده خودکارآمدی است و خودکارآمدی نیز به‏طور مثبت‏سازگاری‏تحصیلی را پیش‏بینی می‌کند. همچنین مهارت‌های ارتباطی از طریق متغیر واسطه‌ای خودکارآمدی نیز سازگاری تحصیلی را پیش‌بینی می‌کند. از جمله نتایج این پژوهش برتری دانش‌آموزان دختر، نسبت به پسر از لحاظ مهارت‏های ازتباطی بود. تفاوت بین دو گروه مذکور از نظر سازگاری تحصیلی و نیز خودکارآمدی معنی‌دار نبود. یافته‌های پژوهش حاضر، از منظر روند پژوهشی مربوطه، کاربردهای عملی و نظری مورد بحث قرار گرفته و پیشنهادهایی برای انجام پژوهش‎های بیشتر در این زمینه، ارائه شده است.

رابطه شیوه‏های یادگیری کلب و سبک‏های یادگیری هانی و مامفورد با سن و عملکرد تحصیلی دانشجویان

دوره 6، شماره 18، پاییز 1389، صفحه 1-20

دکتر اکبر رضائی

چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین شیوه‏ها و سبک‏های یادگیری دانشجویان با‏سن و عملکرد تحصیلی بود. بدین منظور تعداد ‏439 نفر (299 دختر و 140 پسر) از دانشجویان دانشگاه پیام نور مرکز تبریز با استفاده از روش نمونه‏گیری خوشه‏ای چند مرحله‏ای به شیوة تصادفی انتخاب شد. برای سنجش شیوه‏ها و سبک‏های یادگیری دانشجویان از پرسشنامه سبک‏های یادگیری هانی و مامفورد و سیاهه سبک‏های یادگیری کلب استفاده شد. داده‌های جمع‌آوری شده در این پژوهش با استفاده از آزمون ضریب همبستگی مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که: (1) از بین شیوه‏های یادگیری کلب فقط مفهوم‏سازی انتزاعی با عملکرد تحصیلی دانشجویان رابطه مثبت و معنی‏داری دارد. (2) هیچ‏کدام از سبک‏های یادگیری هانی و مامفورد با عملکرد تحصیلی دانشجویان دانشگاه پیام نور رابطه معنی‏داری نداشتند. (3) بین سبک‏های یادگیری فعال با سبک‏های یادگیری متفکر و نظریه‏پرداز رابطه منفی و معنی‏دار ولی بین سبک‏های یادگیری متفکر با نظریه‏پرداز ‏و عمل‏گرا رابطه مثبت و معنی‏داری وجود داشت. (4) بین سن با سبک‏های یادگیری نظریه‏پرداز و عمل‏گرا رابطه مثبت و معنی‏داری ولی بین سن و سبک یادگیری فعال رابطه منفی و معنی‏دار وجود داشت. (5) بین سن و مفهوم‏سازی انتزاعی و آزمایشگری فعال رابطه مثبت و معنی‏داری وجود داشت. (6) تجربه عینی با سبک یادگیری فعال رابطه مثبت و معنی‏داری نشان داد ولی با سبک‏های یادگیری متفکر، نظریه‏پرداز و عمل‏گرا رابطه منفی و معنی‏داری نشان داد. ضریب همبستگی شیوه یادگیری مشاهده تأملی تنها با سبک یادگیری فعال بصورت منفی معنی‏دار بود. مفهوم‏سازی انتزاعی برخلاف تجربه عینی با سبک یادگیری فعال رابطه منفی و معنی‏دار ولی با بقیه سبک‏های یادگیری از قبیل متفکر، نظریه‏پرداز و عمل‏گرا رابطه مثبت و معنی‏داری نشان داد. آزمایشگری فعال با سبک یادگیری فعال رابطه منفی معنی‏دار ولی با سبک یادگیری عمل‏گرا رابطه مثبت و معنی‏دار داشته است. در این مقاله ضمن ارائه نتایج،کاربردها و محدودیت‏های آن نیز بحث شده است.

تأثیر چارچوب بر انتخاب: تعامل بین درگیری هیجانی و خطرپذیری

دوره 6، شماره 19، زمستان 1389، صفحه 1-17

https://doi.org/10.22054/jep.2011.6024

فاطمه تقی یاره، یوسف کریمی

چکیده این مقاله شرایط پدیدآیی اثر چارچوب را بررسی می کند. این سازه در مطالعات مختلف پدیدۀ باثباتی نیوده و لذا پژوهشگران از دهۀ 80 میلادی در پس شناسایی علل تغییرات آن بوده اند. پژوهش حاضر با هدف تشخیص متغیرهای مؤثر بر سازه مورد بحث، و همچنین حل وفصل تناقضات موجود پیرامون نحوه تأثیرات این متغیرها به انجام رسید. 551 نفر از دانشجویان دختر و پسر دانشکده فنی دانشگاه تهران و دانشکده های مختلف دانشگاه علوم پزشکی تهران، در دو مرحله، و در 8 گروه پژوهشی، متن تجدید نظر شدۀ مرگ، زندگی و اطمینان کاهنمن و تورسکی را با همان اندازه گروه و ابهام موقعیت متن اصلی پاسخ دادند. نتایج نشان می دهد که اثر چارچوب ارتباط مستقیمی با «اهمیت سرنوشت قربانی برای آزمودنی» دارد. به عبارت دیگر هنگامی که در آزمودنی ها «درگیری هیجانی» نسبت به «سرنوشت مخاطبین در معرض خطر» ایجاد می شود اثر چارچوب بارز می گردد. همچنین استفاده از سئوالات باز پاسخ مشخص می کند تمایز ملیتی نه تنها بر میزان درگیری هیجانی آزمودنی مؤثر است، بلکه ابعاد عاطفی متمایزی را برای پاسخ دهندگان برجسته می سازد؛ ابعادی که علیرغم اهمیت، حضورشان در مطالعات گذشته ناشناخته بوده است.

نقش پیش بینی کننده سبک های فرزند پروری و حرمت خود در شادکامی دانشجویان

دوره 7، شماره 20، تابستان 1390، صفحه 1-16

https://doi.org/10.22054/jep.2011.6031

سولماز دبیری، علی دلاور

چکیده هدف پژوهش حاضر، پیش بینی شادکامی براساس حرمت خود و سبک های فرزند پروری در دانشجویان بود. بدین منظور 350 نفر از دانشجویان دانشگاه علامه طباطبائی با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه های حرمت خود روزنبرگ، شیوه های فرزند پروری بورای (فرم مادر) و پرسشنامه شادکامی آکسفورد بود. برای تعیین و تحلیل رابطه بین متغیرها و پیش بینی تغییرات شادکامی، روش های همبستگی و تحلیل رگرسیون گام به گام مورد استفاده قرار گرفت. ننایج نشان داد که سبک فرزند پروری قاطع با حرمت خود و شادکامی رابطه معنادار دارد. بین سبک مستبدانه و شادکامی رابطه منفی معنادار یافت شد. همچنین بین دختران و پسران در نمره شادکامی تفاوت معنی داری مشاهده نشد. آشکار شد که حرمت خود و سبک فرزند پروری مقتدرانه به ترتیب بیشترین سهم را در تبیین شادکامی دارند. در مجموع نتایج حاکی از آن است که حرمت خود و نوع سبک فرزند پروری که والدین به کار می برند در شادکامی نقش اساسی و مهمی دارد.

دست برتری و هوش: مقایسه هوش (کلامی و عملی) و خرده مقیاس های آن بین چپ دست ها و راست دست ها

دوره 7، شماره 21، پاییز 1390، صفحه 1-22

https://doi.org/10.22054/jep.2011.6038

احمد علیپور، وحیده صالح

چکیده هدف از این پژوهش بررسی و مقایسه نمره هوش (کلامی و عملی) و خرده مقیاس های آن براساس دست برتری بین دو گروه چپ دست و راست دست بوده است. نمونه پژوهش را 120 دانشجوی کارشناسی تشکیل دادند که به روش تصادفی ساده انتخاب و سپس با آزمون دست برتری ادینبورگ و مقیاس هوش وکسلر بزرگسالان مورد سنجش قرار گرفتند. نتایج آزمون تی استودنت و تحلیل واریانس چند متغیره نشان داد که بین افراد چپ دست و راست دست در هوش کلی) (P0.05 F= 0.021) و دو خرده مقیاس آن (الحاق قطعات و رمزنویسی) تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده نشد.

اثر بخشی الگوی تدریس کاوشگری بر باورهای خودکارآمدی دانش آموزان در حل مسائل درس فیزیک

دوره 7، شماره 22، زمستان 1390، صفحه 1-20

https://doi.org/10.22054/jep.2012.6054

حسین جعفری ثانی، حمیده پاک مهر

چکیده بسیاری از دانش آموزان معتقدند درس فیزیک، یک موضوع انتزاعی است که یاد گرفتن آن مشکل می باشد. لذا باور فراگیران به توانایی خود در زمینه حل مسائل فیزیک یک ضرورت است. در این میان استفاده از راهبردهای یاددهی- یادگیری فعال، مورد تأکید بسیار می باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر روش تدریس کاوشگری بر باورهای خودکارآمدی دانش آموزان در حل مسائل درس فیزیک صورت پذیرفت. این پژوهش، شبه آزمایشی و از نوع طرح پیش آزمون- پس آزمون با دو گروه کنترل و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه اول دوره متوسطه شهر فریمان (واقع در استان خراسان رضوی) در سال تحصیلی 90-89 می باشند. نتایج آزمون t همبسته در زمینه بررسی اثرگذاری الگوی کاوشگری بر میزان خودکارآمدی نشان داد که بین میانگین نمرات در پیش آزمون و پس آزمون گروه آزمایش تفاوت معنا داری وجود دارد (t= -4/44 p<0.001) به طوری که میانگین نمرات خودکارآمدی دانش آموزان مورد بررسی و سایر مؤلفه های آن در پس آزمون از میانگین نمرات در پیش آزمون بیشتر بود. با توجه به یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که ارائه الگوی کاوشگری، عملکرد دانش آموزان را در زمینه خودباوری نسبت به توانایی هایشان در خصوص حل مسائل درس فیزیک، افزایش می دهد. لذا بکارگیری این الگو در تدریس درس فیزیک توصیه می گردد.

افزایش اثربخشی برنامه درسی مهارت های زندگی از طریق خلق محیط های یادگیری سازنده گرا (مورد مهارت مدیریت خشم)

دوره 9، شماره 29، پاییز 1392، صفحه 1-22

https://doi.org/10.22054/jep.2013.6099

مرتضی کرمی، مجتبی تجری

چکیده با نظر به اهمیت آموزش و برنامه درسی مهارت های زندگی و مدیریت خشم به عنوان یکی از این مهارت ها، مطالعه حاضر با هدف مقایسه دو شیوه آموزش به روش سازنده گراییو شیوه فعلی (تدوین یافته توسط سازمان بهزیستی کشور) و کنترل خشم صورت گرفت. آزمایشی، با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بوده و جامعه آماری شامل دانشجویانی می باشد که در دوره های مدیریت خشم مرکز مشاوره دانشگاه مازندران شرکت کرده بودند. از جهت تأثیرگذاری دو شیوه آموزش طراحی سازنده گرایی و فعلی بر میزان نگرش دو گروه مورد بررسی نسبت به محیط یادگیری و نحوه آموزشی( 564%= لامبدای ویلکز(F(46.7)= 5/.07 P= ./… و رضایت از دوره برگزار شده تفاوت معناداری وجود دارد ( 504%= لامبدای ویلکز(F(50.3)=16/40 P= ./… . به طوری که گروه دریافت کننده آموزش مدیریت خشم به شیوه سازنده گرایی نسبت به گروه فعلی هم نگرش مثبت تری در خصوص آموزش کنترل خشم داشتند و هم از دوره برگزار شده رضایت بیشتری را ابراز کرده بودند. همچنین،یافته دیگر نشان داد گروهی که به شیوه سازنده گرایی آموزش دیده اند، یادگیری بیشتری نسبت به مدیریت خشم داشته اند(F(51.1)=15/65P= ./…). با توجه به نتایج حاضر، آموزش در محیط های سازنده گرا با توجه به انعطاف پذیری و یادگیری عمیق تری که در فراگیران ایجاد می کند، در کنترل خشم، مؤثرتر به نظر می رسد. لذا، استفاده از این روش آموزشی به جهت لحاظ کردن در برنامه درسی مهارت های زندگی توصیه می گردد

ارائه مدل پیش بینی برای بررسی میزان رضایت یادگیرنده در سامانه یادگیری الکترونیکی دانشگاه های دارای نظام آموزش از دور

دوره 9، شماره 30، زمستان 1392، صفحه 1-24

https://doi.org/10.22054/jep.2013.6045

دریاناز پهلوانی نژاد

چکیده هدف از این تحقیـــق، ارائه مدلی برای سنجش عوامـل مـؤثر بـر میـزان رضـایت یادگیرنـده در سـامانه یـادگیری الکترونیکـی دانشـگاه های دارای نظـام آمـوزش از دور در دانشـگاه های دارای سیستم مجازی مسـتقر در شـهر تهـران در گروه هـای علـوم انسـانی اسـت. روش تحقیـق از نـوع همبستگی و به صورت پیمایشی انجام شده اسـت. دانشـگاه پیـام نـور- تربیـت مـدرس-تهـران- شهید بهشتی- علم و صنعت ایران به عنوان جامعه آماری انتخـاب شـدند. جامعـه آمـاری شـامل 3039 نفراز دانشجویان دوره های یادگیری الکترونیکی در این تحقیـق از نمونـه گیـری تصـادفی استفاده شده است و 385 نفر از دانشجویان دوره های یادگیری الکترونیکی به صـورت تصـادفی انتخـاب شـده انـد. ابـزار جمـعآوری اطلاعـات پرسشـنامه ب بودکـه روایـی آن توسـط اسـاتید دست اندرکار آموزش از دور و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفـای کرونبـاخ بـرای پرسشـنامه س98/0به دست آمد. با استفاده از تحلیل های آماری، داده های حاصل از پرسشنامه بـه کمـک نـرم افزار لیزرل و با استفاده از روش مـدل سـازی معـادلات سـاختار یافته، مـدل پیشـنهادی تحقیـق، آزموده شد. نتایج حاصل نشان می دهد که ارتبـاطی بسـیار قـوی بـین محتـوا، فنـاوری، مـدرس، کیفیـت از بعـد (فنـی- آموزشـی- محتوا و اطلاعـات- خـدمات)، محـیط و رضـایت در سـامانه الکترونیکی وجود دارد. همچنین بر اساس ضرایب استاندارد شده رگرسـیونی (ضـرایب تحلیـل مسیر) مشاهده میشود به ترتیب عوامل محیطی دارای بیشترین اهمیـت، کیفیـت اطلاعـات رتبـه دوم، کیفیت آموزش رتبه سوم، کیفیت فنی رتبه چهارم، محتوا رتبـه پـنجم، اسـتاد رتبـه ششـم، کیفیت خدمات رتبه هفتم و فناوری رتبه هشتم هفتم کمترین اهمیت را دارد.

تأثیر منتورینگ تلفیقی مبتنی بر داربست‏زنی دانش راهبردی بر میزان یادگیری و یادداری

دوره 10، شماره 31، بهار 1393، صفحه 1-24

ایرج اعتمادفر، اسماعیل زارعی زوارکی، عباس عباس پور

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان تأثیر منتورینگ تلفیقی به عنوان یک راهبرد آموزش و توسعه بر میزان یادگیری و یادداری مدیران میانی شرکت ایران خودرو دیزل انجام شد. این پژوهش به صورت آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. بدین منظور 40 نفر به عنوان مدیر میانی از بین رؤسای کل شرکت به عنوان آزمودنی‌های پژوهش انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه 20 نفره در قالب گروه آزمایش و گروه کنترل قرار گرفتند. پیش از مداخله آزمایشی، گروه‌های آزمایش و کنترل توسط پیش آزمون که برگردان بومی سازی شده از آزمون حل مسئله موسسه مکنزی می­باشد، مورد ارزیابی قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 5 ماه در برنامه منتورینگ تلفیقی شرکت کردند در حالی که گروه کنترل در یک دوره آموزشی حضوری مرسوّم با محتوای مشابه آنچه که در برنامه منتورینگ در حال پیگیری بود، شرکت کردند. در پایان گروه‌های آزمایش و کنترل در پس آزمون شرکت کردند و بعد از 2 ماه در همان آزمون جهت اندازه­گیری میزان یادداری شرکت نمودند. داده­ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیری(منکووا) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج این پژوهش نشان داد که منتورینگ تلفیقی در میزان یادگیری یادداری با (05/0p<) تأثیر معناداری داشته است. نتایج این مطالعه نشان داد که در زمینه توسعه شایستگی­های مدیران که مستلزم یادگیری در سطوح بالاست، منتورینگ تلفیقی در مقایسه با آموزش­های مرسوّم ضمن خدمت، بر یادگیری و یادداری بیشتری منجر می‌شود. 

سرزندگی تحصیلی و ادراک از الگوهای ارتباطات خانواده و ساختار کلاس؛ نقش واسطه‌ای ابعاد خودکارآمدی

دوره 10، شماره 32، تابستان 1393، صفحه 1-30

محمدحسین دهقانی‌زاده، مسعود حسین‌چاری، مرتضی مرادی، عباسعلی سلیمانی خشاب

چکیده این تحقیق به منظور بررسی تأثیر ادراک از الگوهای ارتباطات خانواده (الگوی ارتباطی گفت و شنود و الگوی ارتباطی همنوایی) و ساختار کلاس (تکلیف، سخت­گیری در ارزشیابی، تأکید بر ارزشیابی و مرجعیت) بر روی سرزندگی تحصیلی با بررسی نقش واسطه­ای ابعاد خودکارآمدی صورت گرفت. شرکت­کنندگان این پژوهش 337 نفر از دانش­آموزان (176 دختر و 161 پسر) در مقطع متوسطه­ی شهر مهریز بودند که به روش خوشه­ای تصادفی چند مرحله­ای انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش، نسخه­ی ابزار تجدید نظر شده­ی الگوهای ارتباطات خانواده، پرسشنامه­ی ساختار کلاس، نسخه­ی ابعادخودکارآمدی و پرسشنامه­ی سرزندگی تحصیلی بودند. برای بررسی پایایی این ابزارها از آلفای کرونباخ و برای بررسی روایی آن­ها از روش تحلیل عامل و همسانی درونی استفاده شد. ابزارها پایایی و روایی مطلوبی را نشان دادند. برای تحلیل داده­ها از روش آماری تحلیل مسیر با به کارگیری رگرسیون همزمان و مطابق با مراحل پیشنهادی بارون و کنی (1986) استفاده شد. به طور کلی نتایج حاکی از آن بود که اول، برخی از ابعاد الگوهای ارتباطات خانواده و ساختار کلاس به صورت مستقیم قدرت پیش­بینی­ سرزندگی تحصیلی را دارند. دوم، برخی از ابعاد الگوهای ارتباطات خانواده و همچنین ساختار کلاس پیش­بینی­کننده­ی مستقیم ابعاد خودکارآمدی هستند. سوم، پس از بررسی ضرایب مسیرهای بدست آمده، معلوم شد که متغیر ابعاد خودکارآمدی نقش واسطه­ای میان الگوی ارتباطی گفت و شنود، جذابیت تکلیف و مرجعیت از یک­سو و سرزندگی تحصیلی از سوی دیگر دارد. یافته­ها با توجه به تحقیقات پیشین به بحث گذاشته شده و پیشنهادهایی به منظور پژوهش بیشتر در این زمینه مطرح شده است

مقایسه ی سبک های یادگیری، سبک های مطالعه و مدیریت زمان در دانشجویان ممتاز وغیرممتاز

دوره 10، شماره 33، پاییز 1393، صفحه 1-20

عبداله معتمدی، صغری ابراهیمی قوام، یوسف اعظمی، حامد چوپان، یونس دوستیان

چکیده هدف:پژوهش حاضر با هدف مقایسه سبک های یادگیری، سبک های مطالعه و مدیریت زمان در دانشجویان ممتاز و غیرممتاز انجام شده است.
روش: پژوهش توصیفی و از نوع مقایسه ای می باشد. برای انتخاب نمونه از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد و بدین ترتیب 100 نفر از دانشجویان ممتاز و غیرممتاز دانشگاه کردستان که واجد شرایط پژوهش حاضر بودند، به صورت تصادفی انتخاب شدند. برای گردآوری داده­ها پرسشنامه سبک های یادگیری ورمونت و ون ریجسویک (ILS)، پرسشنامه رویکردهای مطالعه مارتون و سلجو ،پرسشنامه مدیریت زمان بریتون و تسر و نیز پرسشنامه ویژگی­های جمعیت شناختی مورد استفاده قرار گرفت. برای تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارSPSS  و از روش های آمار توصیفی و استنباطی استفاده گردید.
یافته‌ها: نشان داد که بین سبک های یادگیری و مطالعه دانشجویان ممتاز و غیر ممتاز تفاوت معناداری وجود دارد ، اما بین دو گروه از لحاظ استفاده بهینه از وقت اختلاف معناداری مشاهده نشد.
نتیجه گیری: لازم است با برگزاری کارگاههای آموزشی مدیریت زمان و همچنین آموزش راهبردهای یادگیری و مطالعه موثر به دانشجویان توسط مسئولین آموزشی و مراکز مشاوره دانشگاهها اقدامات لازم به عمل آید.

تأثیر آموزش مبتنی بر رویکرد نوشتن برای یادگیری (WTL) در ارتقاء سطح یادگیری و تفکر دانشجویان

دوره 10، شماره 34، زمستان 1393، صفحه 1-21

آمنه عالی، علی اکبر سیف، پروین کدیور، علی دلاور

چکیده  این پژوهش به منظور تعیین میزان اثربخشی آموزش مبتنی بر تکالیف نوشتاری بر سطح یادگیری و تفکر تأملی دانشجویان انجام گرفت. آموزش مبتنی بر تکالیف نوشتاری به عنوان متغیر مستقل در دو سطح تکالیف کوتاه نوشتاری و مقاله نویسی تحلیلی اجرا شد. با استفاده از طرح گروه‌های نامعادل با پیش آزمون و پس آزمون، 115 نفر از دانشجویان کارشناسی علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان امیرکبیر کرج به طور تصادفی در 3 گروه گمارده شدند:
گروه آزمایشی1 (تکالیف کوتاه نوشتاری)، گروه آزمایشی2 (مقاله نویسی تحلیلی)، و گروه گواه (آموزش سنتی). نتایج تحلیل کوواریانس و واریانس بر داده های حاصل از اجرای ابزارهای پژوهش (آزمون پیشرفت تحصیلی و پرسشنامهﯼ تفکر تأملی کمبر (2000))، در دو مرحلهﯼ پیش آزمون و پس آزمون، که قبل و بعد از ارائهﯼ 16 جلسه آموزش اجرا شد، نشان داد: 1- میانگین نمرهﯼ یادگیری دانشجویان دو گروه نوشتاری، در همهﯼ سطوح یادگیری به جز سطح به یادآوردن، بالاتر از گروه آموزش سنتی به دست آمد و میانگین گروه مقاله نویسی در سطح به کاربستن بیش از گروه تکالیف کوتاه بود. 2- میانگین نمرهﯼ تفکر تأملی دانشجویان دو گروه نوشتاری نیز در سطوح درک و فهم، تفکر بر عمل، و تفکر انتقادی بالاتر از گروه آموزش سنتی بود و میانگین گروه مقاله نویسی در سطوح تفکر بر عمل و تفکر انتقادی بالاتر از گروه تکالیف کوتاه بود.  در مجموع، این یافته ها اثربخشی آموزش مبتنی بر نوشتن را بر ارتقاء سطح یادگیری و تفکر تأملی دانشجویان تایید کرد و نشان داد که مقاله نویسی تحلیلی نسبت به تکالیف کوتاه اثربخش‌تر است.

تأثیر آموزش مبتنی بر رویکرد نوشتن برای یادگیری (WTL) در ارتقاء سطح یادگیری و تفکر دانشجویان

دوره 11، شماره 35، بهار 1394، صفحه 1-23

رضا مراد صحرایی

چکیده بررسی سیر تکوین برنامه­های درسی و روش­های آموزش زبان دوم/خارجی نشان می‌دهد آموزش دستور همواره یکی از مباحث جدّی و چالش­برانگیز برای برنامه­ریزان و مدرسان زبان بوده است. در برخی از برنامه­های درسی، دستور محور آموزش بوده و محتوای اصلی تلقی شده است؛ درحالی‌که در برخی دیگر، دستور به‌کلی کنار نهاده شده و معنا، محور برنامه‌های آموزش زبان بوده است. مطالعه پیشین برنامه­ها و شیوه­های آموزش زبان دوم/خارجی حاکی از شکل­گیری سه رویکرد درباره آموزش دستور است. رویکرد اول، که عمدتاً در برنامة درسی دستوری یا ساخت­گرا  تجلی‌یافته است، دستور را محتوای اصلی برنامة درسی دانسته و آن را چهارچوب و قالب سازمان­دهندة برنامة زبان­آموزی در نظر می‌گیرد. این رویکرد  بر تمرکز آشکار بر دستور و آموزش مستقیم آن تأکید داشته و اوج رواج آن دورة ساختگرایی، یعنی اواسط قرن بیستم تا دهة هفتاد این قرن، بوده است. رویکرد دوم، که نقطة مقابل رویکرد تمرکز بر دستور است،  بر معنا و نقش­های زبانی تأکید دارد. در این رویکرد، آموزش دستور به کلی کنار نهاده شده و تبادل معنا  محور اصلی برنامة زبان­آموزی است. این رویکرد نیز در اواخر دهة هفتاد قرن بیستم مطرح و در دو دهة پایانی این قرن به اوج اعتبار خود رسید. رویکرد سوم، با اتخاذ موضعی بینابین بر آموزش دستور در کنار معنا و در رابطة فرایندی تأکید دارد. این رویکرد نیز در اواخر قرن گذشته مطرح شد و عمدتاَ در الگوی آموزشی تکلیف محور مطرح گردیده است. شواهد مختلف حاکی از آن است که اتخاذ رویکردهای مختلف دربارة آموزش دستور ناشی از تعاریف متفاوتی است که برای این بخش از زبان ارائه‌شده است. این تعاریف شامل دستور ذهنی، دستور زبان‌شناختی، دستور توصیفی، دستور معیار، دستورِ معلم و دستور آموزشی است. سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که با توجه به اهداف بنیادی آموزش زبان فارسی به غیرایرانیان، کدام دستور را باید آموزش داد و کدام‌یک از سه رویکردِ فوق برای دستیابی به این هدف مناسب­تر است. برای این منظور، ابتدا سیر تکوین دیدگاه­های آموزش زبان بررسی خواهد شد. سپس، بازتاب این دیدگاه­ها در برنامه­های درسیِ آموزش زبان مورد بحث قرار خواهد گرفت. در ادامه، دستور آموزشی و ویژگی­های آن بحث خواهد شد. در بخش پایانی نیز تلاش خواهد شد تا متناسب با اهداف بنیادی آموزش زبان فارسی، الگویی برای تدوین محتوای دستوری و آموزش دستور زبان فارسی پیشنهاد گردد.

اثرات مستقیم و غیرمستقیم کیفیت رابطه والدین (پدر و مادر)، انگیزه پیشرفت و انگیزه تحصیلی بر عزت‌نفس دانش آموزان

دوره 11، شماره 36، تابستان 1394، صفحه 1-16

محمدرضا فرشاد، حسین سلیمی بجستانی، کوروش اسماعیلی، یوسف حبیبی

چکیده عزت‌ نفس یکی از مباحث مهم روان‌شناختی و روان‌درمانی هست و عوامل زیادی از قبیل کیفیت روابط والدین و انگیزه پیشرفت در آن تأثیر می‌گذارند. هدف این پژوهش بررسی اثرات مستقیم و غیرمستقیم کیفیت روابط والدین (پدر و مادر)، انگیزه پیشرفت و انگیزه تحصیلی بر عزت‌نفس دانش آموزان هست. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان مقطع ابتدایی در پایه ششم شهر تهران در سال 1393 بودند که تعداد 247 نفر از دانش آموزان شهرستان شهریار تهران با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شدند. نتایج نشان داد که کیفیت زندگی والدین و انگیزه پیشرفت و همچنین انگیزه تحصیلی به‌عنوان متغیر میانجی بر عزت‌نفس دانش آموزان تأثیر داشته است (01/0> p). با توجه به یافته‌های این پژوهش می‌توان چنین نتیجه‌گیری کرد که کیفیت روابط والدین و انگیزه پیشرفت و همچنین داشتن انگیزه تحصیلی باعث افزایش عزت‌نفس دانش آموزان شده و به‌طورکلی مدل پژوهش تأیید می شود.