کلیدواژه‌ها = خودکارآمدی
روانشناسی یادگیری

تأثیر بار شناختی برونزاد بر هزینه تکلیف و خودکارآمدی دانشجویان

دوره 20، شماره 72، تابستان 1403، صفحه 57-78

https://doi.org/10.22054/jep.2024.73598.3838

سعیده زاهد، حسین کارشکی، پروین روشن قیاس

چکیده هدف مطالعه‌ی حاضر بررسی تأثیر بار شناختی برونزاد بر هزینه تکلیف درونی و خودکارآمدی در دانشجویان بود. طرح پژوهش نیمه‌آزمایشی با پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه کنترل نابرابر و جامعه آماری شامل دانشجویان دختر مقطع کارشناسی دانشگاه فرهنگیان اصفهان در سال تحصیلی 1400-1401 بود. از این جامعه، 30 نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و کنترل گماشته شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه بار شناختی (کلپش و همکاران، 2017)، پرسشنامه‌ی هزینه تکلیف (فلاک و همکاران، 2015) و زیر مقیاس خودکارآمدی پرسشنامه MSLQ (پنتریچ و همکاران، 1991) بوده و از اثر ناسیالی متن جهت القاء بار شناختی برونزاد استفاده شد. در مرحله پیش‌آزمون، متنی یکسانی جهت مطالعه به دو گروه کنترل و آزمایش داده شد که به لحاظ روانی و سیالی همسان بودند. سپس هر دو گروه به پرسشنامه‌ی هزینه تکلیف و خودکارآمدی پاسخ دادند. در پس‌آزمون هم روش به همین صورت بود با این تفاوت که متن گروه آزمایش به لحاظ سیالی، دستکاری شد تا خوانایی کمتری داشته باشد. داده‌های پژوهش با روش مانکوا تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد القاء بار شناختی برونزاد در قالب اثر سیالی، تأثیر معناداری بر هزینه‌ی درونی تکلیف و خودکارآمدی دارد (01/0> P). از این رو می‌توان گفت بار شناختی برونزاد با القاء هزینه‌ی بیشتر، بر خودکارآمدی دانشجویان اثر می‌گذارد.

مقایسه نگرش مذهبی، خودکارآمدی و سازگاری تحصیلی دانشجویان بر اساس جنسیت و سهم هر یک از این متغیرها در پیش‌بینی پیشرفت تحصیلی آنان

دوره 17، شماره 60، تابستان 1400، صفحه 83-109

https://doi.org/10.22054/jep.2022.14819.1522

عزت اله قدم پور، لیلا منصوری

چکیده هدف از پژوهش حاضر مقایسه نگرش مذهبی، خودکارآمدی و سازگاری تحصیلی دانشجویان بر اساس جنسیت و سهم هریک از این متغیرها در پیش‌بینی پیشرفت تحصیلی آن‌ها بود. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع علی-مقایسه‌ای و همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایذه در سال تحصیلی 95-1394 بود. نمونه پژوهش شامل 274 نفر (130 پسر و 144 دختر) دانشجوی مقطع کارشناسی بود که به روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. ابزار اندازه‌گیری، پرسشنامه خودکارآمدی شرر و همکاران (1982)، پرسشنامه سازگاری تحصیلی بیکر و سریاک (1986) و پرسشنامه نگرش‌سنج گلریز و براهنی (1353) بود و از معدل دانشجویان نیز برای سنجش پیشرفت تحصیلی استفاده شد. برای بررسی فرضیه‌ها از آزمون تحلیل واریانس تک متغیری، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه به روش گام به گام استفاده شد. نتایج نشان داد که بین خودکارآمدی و سازگاری تحصیلی دختران و پسران تفاوت معنی‌داری وجود دارد ولی از لحاظ نگرش مذهبی تفاوت معنی‌داری وجود ندارد. نتایج همبستگی نیز نشان داد که بین نگرش مذهبی و پیشرفت تحصیلی دانشجویان ارتباط معنی‌داری وجود ندارد اما بین خودکارآمدی و سازگاری تحصیلی و پیشرفت تحصیلی دانشجویان رابطه مثبت و معنی‌دار وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که متغیرهای خودکارآمدی و سازگاری تحصیلی در دختران و سازگاری تحصیلی در پسران به عنوان قوی‌ترین پیش‌بینی کننده‌های پیشرفت تحصیلی بودند.

خودکارآمدی و کارآمدی گروهی معلّمان زبان انگلیسی ایرانی به عنوان عوامل پیشبینیکننده رضایت شغلی آنان: رویکرد مدل معادلات ساختاری

دوره 17، شماره 60، تابستان 1400، صفحه 295-325

https://doi.org/10.22054/jep.2022.37785.2502

معصومه استاجی، جلیل فتحی، عارفه امینی فسخودی

چکیده به منظور کمک به درک بیشتر نقش متغیّرهای وابسته به معلّم ، که در حوزهی آموزش زبان بسیار مورد توجّه بودهاند، تحقیق حاضر به بررسی نقش خودکارآمدی1 و کارآمدی گروهی معلّمان2 به عنوان عوامل پیشبینی کننده رضایت شغلی3 در میان معلّمان زبان انگلیسی ایرانی میپردازد. بدین منظور، با استفاده از نمونهگیری دردسترس، با بکارگیری نمونهگیری دردسترس، یک نمونه ۱۷۹ نفری از معلّمان زبان انگلیسی در ایران سه پرسشنامه مربوط به سه متغیّر خودکارآمدی معلّم، کارآمدی گروهی معلّمان، و رضایت شغلی را کامل نمودند. نتایج بررسیهای مدل معادلات ساختاری4 نشاندهندهی این بود که کارآمدی گروهی معلّمان بیانگر ۱۶.۸ درصد از واریانس موجود در رضایت شغلی و خودکارآمدی معلّم تبیین کنندهی 24 درصد از واریانس رضایت شغلی معلّمان بود. اگرچه هر یک از این دو متغیّر تأثیر منحصر به فرد معنیداری5 بر روی رضایت شغلی داشتند، تأثیر خودکارآمدی از کارآمدی گروهی معلّمان به عنوان عامل پیشبینیکننده در میزان رضایت شغلی بیشتر بود.

پیش‌بینی سلامت عمومی بر اساس متغیرهای فردی، خودکارآمدی و اضطراب در شاغلین (دانشجو و غیردانشجو) کادر درمانی بیماران COVID-19

دوره 16، شماره 55، بهار 1399، صفحه 239-268

https://doi.org/10.22054/jep.2020.53332.3046

رقیه اسدی، نسرین عبدلی

چکیده پژوهش حاضر با هدف پیش‌بینی سلامت عمومی بر اساس متغیرهای فردی، خودکارآمدی و اضطراب در کادر درمان (دانشجویان شاغل به عنوان کادر درمانی بیماران COVID-19 و غیر دانشجویان) در شهرکرمانشاه انجام شد. جامعه آماری پژوهش کلیه کادر درمانی بیماران COVID-19 درشهرکرمانشاه بود و نمونه شامل کادر درمانی سه بیمارستان درگیر به بیماری COVID-19 بود؛ روش نمونه گیری روش در دسترس بود؛ تعداد 170 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه GHQ-12، پرسشنامه خودکارآمدی عمومی GSEو بخش اضطراب پرسشنامه DASS بود. نتایج بررسی پایایی حاکی از آن بود که ابزار پژوهش از پایایی مناسبی برخوردار هستند؛ یافته ها حاکی از آن بود که متغیر تحصیلات با متغیر اضطراب دارای ضریب همبستگی 27/0- است که در سطح معنی داری 01/0>P معنی دار است اما میان متغیرهای پژوهش در گروه‌های زنان و مردان تفاوت معنی‌داری یافت نشد. نتایج بررسی برازش مدل حاکی ار آن بود که مدل طراحی شده از برازش مطلوبی با داده ها برخوردار است و تحصیلات، خودکارآمدی و اضطراب توانسته اند که با میانجی گری اضطراب در حدود 40% از تغییرات سلامت عمومی را پیش بینی کنند. در نتیجه از یافته‌های فوق می توان در راستای کمک‌های روانشناختی و ارتقای سلامت عمومی کادر درمان استفاده نمود.

روانشناسی یادگیری

تعامل معلم- دانش‌آموز و خودکارآمدی با سرزندگی تحصیلی: نقش واسطه‌گری جهت‌گیری هدف

دوره 15، شماره 52، تابستان 1398، صفحه 45-85

https://doi.org/10.22054/jep.2019.26393.2022

مسعود حسینچاری، فتانه قزل‌بیگلو، بهرام جوکار

چکیده  پژوهش حاضر، بررسی رابطۀ تعامل معلم- دانش‌آموز و خودکارآمدی با سرزندگی تحصیلی دانش‌آموزان و مطالعۀ نقش واسطه‌گری جهت‌گیری هدف در قالب یک مدل علّی بود. جامعۀ آماری پژوهش حاضر، همۀ دانش‌آموزان دورۀ تحصیلی متوسطۀ اول شهرستان کازرون بودند. تعداد 516 نفر از آنان به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب و به‌عنوان مشارکت‌کنندگان در پژوهش مورد بررسی قرار گرفتند. برای گردآوری اطلاعات، پرسشنامۀ سرزندگی تحصیلی حسین‌چاری و دهقانی‌زاده (1391)، مقیاس جهت‌گیری هدف الیوت و مک گریگور (2001)، پرسشنامۀ تعامل معلم - دانش‌آموز وبلز، کریتون، لوی و هوی مایزر (1993) و مقیاس خودکارآمدی موریس (2001) استفاده شد. اطلاعات جمع آوری شده با روش‌های آماری توصیفی و روش تحلیل مسیر و با استفاده از نرم‌افزارهای AMOS و SPSS تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد از میان ابعاد خودکارآمدی، خودکارآمدی هیجانی و اجتماعی هم به‌طور مستقیم و هم با واسطه‌گری جهت‌گیری هدف از نوع تسلط گرایشی، پیش‌بین مثبت سرزندگی تحصیلی هستند؛ اما بعد خودکارآمدی تحصیلی فقط با واسطه‌گری جهت‌گیری هدف از نوع تسلط گرایشی توانست سرزندگی تحصیلی را پیش‌بینی نماید. هیچ‌کدام از ابعاد تعامل معلم- دانش‌آموز نتوانستند به‌صورت مستقیم پیش‌بینی‌کنندۀ سرزندگی تحصیلی باشند؛ اما بعد کنترل و جهت‌دهی با واسطه‌گری جهت‌گیری هدف از نوع تسلط اجتنابی و بعد عدم اطمینان با واسطه‌گری جهت‌گیری هدف تسلط گرایشی پیش‌بین سرزندگی تحصیلی بودند. ابعاد خودکارآمدی در مقایسه با ابعاد تعامل معلم-دانش آموز نقش مؤثرتری در پیش‌بینی سرزندگی تحصیلی دانش آموزان داشت. یافته‌های پژوهش حاضر، علاوه بر تولید دانش نظری، کاربردهای عملی ویژه‌ای را جهت ارتقای مهارت سرزندگی تحصیلی دانش‌آموزان در برداشت. تبیین‌های تفصیلی پیرامون چگونگی پیوند متغیرها در اصل مقاله آورده شده است.

روانشناسی یادگیری

پیش بینی مسئولیت پذیری دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه بر اساس خودکار آمدی و هوش معنوی

دوره 14، شماره 48، تابستان 1397، صفحه 127-145

https://doi.org/10.22054/jep.2018.23052.1861

سعید مذبوحی، ابوطالب سعادتی شامیر

چکیده هدف از مطالعه حاضر ، پیش بینی مسئولیت پذیری دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه دوم بر اساس خودکار آمدی و هوش معنوی منطقه 5 آموزش و پرورش شهر تهران بود. بدین منظور از بین 3245 نفر از دانش آموزان با استفاده از جدول کرجسی و مورگان و با بهره گیری از شیوه نمونه گیری طبقه ای مرحله ای 245 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب و پرسشنامه های مسئولیت پذیری ، خود کار آمدی و پرسشنامه هوش معنوی توسط را در یک نشست تکمیل کردند . جهت تحلیل داده ها بعد از بررسی مفروضه های آماری از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که بین همبستگی بین خودکار آمدی و هوش معنوی با مسئولیت پذیری معنادار بود همچنین بین نمره کلی هوش معنوی و تمامی خرده مقیاسهای آن (تفکر وجودی انتقادی، تولید معنای شخصی، آگاهی متعالی و بسط حالت هوشیاری) با نمره مسئولیت پذیری همبستگی معنادار یافت شد.

روانشناسی یادگیری

اثربخشی آموزش حل مسئلۀ اجتماعی بر سازگاری و خودکارآمدی دانش ‏آموزان زورگو

دوره 14، شماره 47، بهار 1397، صفحه 49-73

https://doi.org/10.22054/jep.2018.17688.1615

علی شیخ الاسلامی، اسماعیل سلیمانی، هنگامه محرم زاده

چکیده پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش حل مسئلۀ اجتماعی بر سازگاری و خودکارآمدی دانش‏آموزان زورگو انجام گرفت. روش پژوهش، نیمه‎‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعۀ آماری پژوهش را تمامی دانش‏آموزان زورگو در مدارس شهر پارس‌آباد در سال‏تحصیلی 94-1393 تشکیل می‌دادند که از میان آن‌ها 32 دانش‏آموز زورگو با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چندمرحله‌ای، انتخاب شده و به‌طور تصادفی در گروه آزمایش (16 نفر) و گروه کنترل (16 نفر) جایگزین شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از مقیاس تجدیدنظر شدۀ زورگویی، پرسشنامۀ سازگاری دانش‌آموزان و پرسشنامۀ خودکارآمدی استفاده شد. گروه آزمایش در 8 جلسه تحت آموزش حل مسئلۀ اجتماعی قرار گرفت و در طی این جلسات به گروه کنترل هیچ نوع آموزشی داده نشد. داده‌ها با روش آماری کوواریانس چندمتغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد بین دانش‏آموزان گروه آزمایش و گروه کنترل در سازگاری (تحصیلی، اجتماعی و هیجانی) و خودکارآمدی (تحصیلی، اجتماعی و هیجانی) تفاوت معناداری وجود دارد. به عبارت دیگر میانگین مولفه‏های سازگاری و خودکارآمدی گروه آزمایش بعد از آموزش حل مسئلۀ اجتماعی افزایش یافته بود. این نتایج حاکی از آن است که آموزش حل مسئلۀ اجتماعی می‌تواند سازگاری و خودکارآمدی دانش‌آموزان زورگو را تعدیل کند.

روانشناسی یادگیری

نقش کارکردهای سبک تفکر و خودکارآمدی در میزان آمادگی دانشجویان برای حضور در دوره‌های آموزش الکترونیکی

دوره 14، شماره 47، بهار 1397، صفحه 95-118

https://doi.org/10.22054/jep.2018.19553.1688

رحیم مرادی، پیمان کامکار، اسماعیل سعدی پور، الهه ولایتی

چکیده چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش کارکردهای سبک تفکر و خودکارآمدی در میزان آمادگی دانشجویان برای حضور در دوره‌های آموزش الکترونیکی بود. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری آن شامل کلیه دانشجویان دانشگاه خوارزمی در سال تحصیلی 93-92 بود که از بین آن‌ها با استفاده از روش نمونه‌گیری طبقه‌ای نسبی 250 نفر انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه‌های خودکارآمدی عمومی شرر و آدامز، کارکردهای سبک تفکر واگنر و استرنبرگ و مقیاس آمادگی ورودی یادگیرنده به برنامه درسی دوره‌های الکترونیکی استفاده شد. به‌منظور تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از شاخص‌های آمار توصیفی (میانگین، انحراف استاندارد،) و روش‌های آمار استنباطی (t گروه‌های مستقل و همبستگی پیرسون و رگرسیون) استفاده شد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که بین کارکردهای سبک تفکر و خودکارآمدی با آمادگی برای حضور در دوره‌های الکترونیکی رابطه معناداری وجود دارد و می‌توان از طریق کارکردهای سبک تفکر و خودکارآمدی، آمادگی دانشجویان برای حضور در دوره‌های الکترونیکی را پیش‌بینی کرد. همچنین نتایج آزمون t گروه‌های مستقل نشان داد که بین دانشجویان دختر و پسر و دانشجویان کارشناسی و تحصیلات تکمیلی از لحاظ میزان آمادگی برای حضور در دوره‌های الکترونیکی تفاوت معناداری وجود ندارد. سبک تفکر و خودکارآمدی در میزان آمادگی دانشجویان برای حضور در برنامه‌های درسی دوره‌های آموزش الکترونیکی مؤثر می‌باشند.

اثربخشی مداخلات چندبعدی انگیزشی- شناختی بر ارزش تکلیف، جهت‌گیری هدف تبحری و خودکارآمدی تحصیلی

دوره 11، شماره 36، تابستان 1394، صفحه 111-129

مهری اخلاقی، سیاوش طالع پسند

چکیده  پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخلات چند بعدی انگیز شی- شناختی بر ارزش تکلیف، جهت گیری هدف تبحری و خودکار آمدی تحصیلی صورت پذیرفته است. روش این پژوهش شبه آزمایشی بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان دختر پایه اول متوسطه اول روزانه در شهر سمنان در سال تحصیلی 94-93 بودند. تعداد 34 نفر از دانش آموزان با استفاده از شیوه نمونه گیری در دسترس، از دو مدرسه متفاوت انتخاب و به ‌طور تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش جایگزین شدند. شرکت‌ کنندگان پرسشنامه راهبردهای انگیز شی برای یادگیری پنتریچ و دی گروت را تکمیل کردند. فرضیه‌ها با مدل تحلیل کوواریانس تک متغیری آزمون شدند. یافته‌ها حاکی از اثربخشی مداخله چندبعدی شناختی – انگیزشی بر مؤلفه‌های جهت‌گیری هدف درونی و خودکارآمدی دانش آموزان گروه آزمایش بود، اما تفاوت بین دو گروه کنترل و آزمایش در مؤلفه ارزش تکلیف معنی‌دار نبود.مداخلات چند بعدی انگیزشی – شناختی منجر به افزایش مؤلفه خودکارآمدی و شکل‌گیری مؤلفه جهت‌گیری هدف درونی در دانش آموزان می‌شود.

بررسی روابط خودکارآمدی و سبک های اسنادی در دانشجویان

دوره 9، شماره 29، پاییز 1392، صفحه 47-68

https://doi.org/10.22054/jep.2013.6101

حسین بیگدلی، سمیه علی مددی

چکیده هدف کلی این پژوهش بررسی رابطه خودکارآمدی و سبک های اسنادی در میان دانشجویان بود. روش: جهت دستیابی به این هدف، 363 نفر (205 نفر دختر و 158 نفر پسر) دانشجوی مقطع کارشناسی به روش تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. دانشجویان در دانشکده های علوم انسانی و فنی- مهندسی دانشگاه آزاد تهران شرق در سال تحصیلی 1391-1390 مشغول به تحصیل بودند. پرسشنامه های سبک های اسنادی (1981. ASQ)، مقیاس خودکارآمدی عمومی (شرر و همکاران، 1982). و پرسشنامه مشخصات جمعیت شناختی برای نمونه انتخاب شده اجرا گردید. همبستگی پیرسون نشان داد که در رویدادهای مثبت؛ سبک های اسناد درونی، پایدار و کلی با خودکارآمدی رابطه دارد. نتایج آزمون t گروه های مستقل را نشان داد که خودکارآمدی دانشجویان علوم انسانی و فنی- مهندسی، با هم تفاوت معنادار دارند و دانشجویان علوم انسانی نسبت به دانشجویان فنی- مهندسی خودکارآمدی بالاتری دارند. در پایان آزمون تحلیل واریانس نشان داد که تفاوت بین سبک های اسناد رویدادهای منفی در دو بعد پایدار و کلی، در میان دو گروه علوم انسانی و فنی- مهندسی معنادار است. به طور کلی دانشجویان مایلند خود را به عنوان عامل موقعیت های مثبت به حساب آوردند، در نتیجه هنگام موقعیت، اسناد درونی، پایدار و کلی خواهند داشت. درونی بودن عوامل اسنادی در رویدادهای مثبت می تواند زمینه های شناخت کافی از عوامل مختلف را فراهم ساخته و در کسب پیروزی های بیشتر و کاهش عوامل آسیب زا به دانشجویان کمک کند. هم چنین افراد می دانند که می توانند موفقیت ها را تکرار کنند. به این ترتیب، اعتماد به نفس و خودکارآمدی آنها افزایش می باید. در پایان به مسئولین آموزشی و مشاوران پیشنهاد می شود به دانشجویان کمک کنند تا در مواجهه با شکست ها و موفقیت ها از اسنادهای مناسب استفاده کنند و با اسنادهای مناسب، خودکارآمدی شان را بهبود بخشند.

بررسی تأثیر آموزش راهبردهای خودتنظیمی (شناختی و فراشناختی) بر باورهای انگیزشی (انگیزش تحصیلی، خودکارآمدی، اضطراب آزمون) دانش‏آموزان دبیرستان

دوره 9، شماره 27، بهار 1392، صفحه 50-64

ناهید محمدی درویش بقال، حمیدرضا حاتمی، حسن اسدزاده، حسن احدی

چکیده این پژوهش به منظور ارتقای باورهای انگیزشی دانش‏آموزان با تاکید بر نقش راهبردهای خود تنظیمی انجام شده است. پژوهش، نیمه آزمایشی و جامعه آماری شامل کلیه دانش‏آموزان دختر سال اول دبیرستان شهرستان اسلامشهر بودند که 56 نفر از آنها به عنوان نمونه انتخاب و به شکل تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جای گرفتند. در ابتدا هر دو گروه به پرسشنامه‏های خودکار آمدی، اضطراب آزمون و انگیزش تحصیلی پاسخ داده سپس گروه آزمایش ده جلسه تحت آموزش راهبردهای خودتنظیمی قرار گرفت اما گروه کنترل از این آموزش‏ها بهره‏مند نبود در نهایت هر دو گروه مجددا پرسش نامه‏های فوق را تکمیل کردند. تجزیه و تحلیل داده‏ها نشان داد که آموزش راهبردهای خودتنظیمی سبب ارتقای انگیزش درونی، احساس خودکارآمدی شده و اضطراب آزمون را کاهش می‏دهد.

اثر بخشی الگوی تدریس کاوشگری بر باورهای خودکارآمدی دانش آموزان در حل مسائل درس فیزیک

دوره 7، شماره 22، زمستان 1390، صفحه 1-20

https://doi.org/10.22054/jep.2012.6054

حسین جعفری ثانی، حمیده پاک مهر

چکیده بسیاری از دانش آموزان معتقدند درس فیزیک، یک موضوع انتزاعی است که یاد گرفتن آن مشکل می باشد. لذا باور فراگیران به توانایی خود در زمینه حل مسائل فیزیک یک ضرورت است. در این میان استفاده از راهبردهای یاددهی- یادگیری فعال، مورد تأکید بسیار می باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر روش تدریس کاوشگری بر باورهای خودکارآمدی دانش آموزان در حل مسائل درس فیزیک صورت پذیرفت. این پژوهش، شبه آزمایشی و از نوع طرح پیش آزمون- پس آزمون با دو گروه کنترل و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه اول دوره متوسطه شهر فریمان (واقع در استان خراسان رضوی) در سال تحصیلی 90-89 می باشند. نتایج آزمون t همبسته در زمینه بررسی اثرگذاری الگوی کاوشگری بر میزان خودکارآمدی نشان داد که بین میانگین نمرات در پیش آزمون و پس آزمون گروه آزمایش تفاوت معنا داری وجود دارد (t= -4/44 p<0.001) به طوری که میانگین نمرات خودکارآمدی دانش آموزان مورد بررسی و سایر مؤلفه های آن در پس آزمون از میانگین نمرات در پیش آزمون بیشتر بود. با توجه به یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که ارائه الگوی کاوشگری، عملکرد دانش آموزان را در زمینه خودباوری نسبت به توانایی هایشان در خصوص حل مسائل درس فیزیک، افزایش می دهد. لذا بکارگیری این الگو در تدریس درس فیزیک توصیه می گردد.

بررسی اثربخشی دو روش آموزش شناختی- رفتاری و مهارت های تنظیم هیجان بر خودکارآمدی و سازگاری تحصیلی دانش آموزان دارای اضطراب امتحان

دوره 7، شماره 22، زمستان 1390، صفحه 21-42

https://doi.org/10.22054/jep.2012.6055

عباس ابوالقاسمی، پروین بیگی

چکیده اضطراب امتحان شامل تجربه ناخوشایند نگرانی و هیجان پذیری در موقعیت هایی است که فرد امتحان و یا ارزیابی را احساس می کند. هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی دو روش آموزشی شناختی- رفتاری و مهارت های تنظیم هیجان بر خودکارآمدی و سازگاری تحصیلی دانش آموزان مبتلا به اضطراب امتحان بود. این مطالعه از نوع آزمایش میدانی با پیش آزمون- پس آزمون و گروه گواه است. نمونه این پژوهش 60 دانش آموز دارای اضطراب امتحان بود که به طور تصادفی از میان دانش آموزانی که به عنوان مبتلا به اضطراب امتحان تشخیص داده شده بودند، انتخاب گردیدند. آزمودنی ها به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و یک گروه گواه گمارده شدند. دو تکنیک برای آموزش دانش آموزان بکار برده شد: آموزش شناختی- رفتاری و آموزش مهارت های تنظیم هیجان. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه بالینی، پرسشنامه اضطراب امتحان، مقیاس خودکارآمدی و آزمون شخصیتی کالیفرنیا استفاده شد. نتایج تحلیل واریانس چند متغیری نشان داد که هر دو روش شناختی- رفتاری و مهارت های تنظیم هیجان، در کاهش اضطراب امتحان و افزایش خودکارآمدی و سازگاری تحصیلی دانش آموزان به طور معنی داری مؤثر بوده اند. این نتایج تلویحات مهمی در زمینه آموزش راهبردهای شناختی- رفتاری و مهارت های مقابله با هیجان ها در پیشگیری از اضطراب امتحان و ارتقاء سلامت روان دانش آموزان دارد.

بررسی روابط ساختاری خلاقیت، خودکارآمدی و روش کنارآمدن با سلامت روان

دوره 6، شماره 17، تابستان 1389، صفحه 88-108

علیرضا پیرخائفی، احمد برجعلی، علی دلاور، حسین اسکندری

چکیده زمینه:درمرور دیدگاه‏های موجود سلامت روان نگاهی یکپارچه برای ارتباط دادن مفاهیم خلاقیت، خودکارآمدی و روش کنارآمدن به سلامت روان دیده نمی‏شود. هدف: این پژوهش به منظور تعیین روابط ساختاری خلاقیت، خودکارآمدی و روش کنارآمدن با سلامت روان تحت یک مدل یکپارچه انجام شد.روش پژوهش:طرح پژوهش از نوع همبستگی بود و تحلیل داده‏ها با استفاده از روش رگرسیون چندمتغیره و لیزرل انجام گردید. نمونه شامل 120 دانشجوی دانشگاه‏های شهر تهران بود که با روش نمونه‏گیری خوشه‏ای چند مرحله‏ای به‏صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش:شامل آزمون خلاقیت تورنس، پرسشنامه سلامت روان گلدبرگ، مقیاس کنارآمدن لازاروس و مقیاس خودکارآمدی شرر بود که شاخص‏های روان‏سجی آن‏ها مورد تأیید قرارگرفت.یافته‏ها:بر پایه تحلیل‏های روش رگرسیون بین متغیرهای خلاقیت، خودکارآمدی و روش کنارآمدن ارتباط درونی مثبت و معنی‏داری وجود داشت. این روابط بین متغیرهای خلاقیت، خودکارآمدی و روش کنارآمدن با سلامت روان منفی و معنی‏داری بود. مدل‏های برازنده شده لیزرل نیز نشان داد که بین خلاقیت و خودکارآمدی با سلامت روان از یک طرف و خودکارآمدی و روش کنارآمدن با سلامت روان از طرف دیگر روابط درونی منفی و معنی‏داری وجود دارد.نتیجه‏گیری:از مجموع تحلیل‏های روابط ساختاری می‏توان نتیجه گرفت که متغیرهای خلاقیت، خودکارآمدی و روش کنارآمدن از قدرت پیش‏بینی کنندگی قابل قبولی برای سلامت روان برخوردار هستند.

بررسی اثربخشی آموزش مؤلفه‏های یادگیری خودگردان مبتنی بر مدل پینتریچ، بر‏خودکارآمدی

دوره 4، شماره 12، تابستان 1387، صفحه 66-87

دکتر علی مصطفایی، دکتر یحیی مهاجر

چکیده هدف‏پژوهش بررسی اثربخشی مؤلفه‏های راهبردهای ‏یادگیری‏خودگردان بر‏خودکارآمدی دانش‏آموزان پسر پایه سوم دبیرستان بوده است. جامعه‏آماری شامل تعداد 1093 دانش‏آموز پایه سوم دبیرستان بود که از این تعداد، 60 نفر به صورت نمونه‏گیری خوشه‏ای و تصادفی ساده انتخاب، و به صورت‏تصادفی در سطوح‏مختلف متغیر‏مستقل (چهار‏سطح) و کنترل قرار داده شدند. ‏به گروه‏یک راهبردهای‏شناختی، گروه‏دو‏راهبردهای‏فراشناختی، گروه‏سه راهبردهای انگیزشی و به گروه‏چهار راهبردهای مدیریت‏منابع‏آموزش داده شد. ابزار به‏کار‏رفته در پژوهش، آزمون خودکارآمدی شرر[1] بوده است که به صورت پیش‏آزمون و پس‏آزمون بر روی آزمودنی‏ها اجرا گردید. نتیجه پژوهش نشان‏داد که آموزش مؤلفه‏های راهبردهای یادگیری خودگردان بر‏خودکارآمدی مؤثر بوده و آن را افزایش داده است.
[1].Sherer

مطالعه اثربخشی خودمتمایزسازی بر افزایش خودکارآمدی

دوره 3، شماره 10، زمستان 1386، صفحه 116-126

سولماز مبسم

چکیده پژوهش حاضر به بررسی اثربخشی خود متمایزسازی برافزایش خودکارآمدی دانش‌آموزان دختر می‌پردازد. فرضیه این پژوهش عبارت است از: آموزش خودمتمایزسازی بر افزایش خودکارآمدی مؤثر است. برای آزمون فرضیه 30 نفر از دانش‌آموزان به طور تصادفی انتخاب شده و در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. 10 جلسه آموزش خود متمایز­سازی برای گروه آزمایشی انجام شد و در مورد گروه گواه هیچ مداخله‌ای صورت نگرفت. ابزار اندازه‌گیری این پژوهش پرسشنامه خودکارآمدی می‌باشد که توسط شرر تهیه شده است. جهت تحلیل داده‌ها از آزمون t برای گروه‌های مستقل استفاده شد. نتایج بدست­آمده نشان دادند که آموزش خود­متمایزسازی بر افزایش خودکارآمدی دانش ‌آموزان مؤثر است.ر

بررسی رابطه بین خود کارآمدی، حمایت اجتماعی و اضطراب امتحان با سلامت روانی دانشجویان دختر و پسر دانشگاه علامه طباطبایی

دوره 3، شماره 7، بهار 1386، صفحه 73-92

https://doi.org/10.22054/jep.2007.6004

مرضیه میرسمیعی، صغری ابراهیمی قوام

چکیده هدف: این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین خودکارآمدی، حمایت اجتماعی و اضطراب امتحان با سلامت روان در دانشجویان دختر و پسر دانشگاه علامه طباطبایی انجام شده است. روش: این پژوهش، از نوع همبستگی است. آزمودنی های پژوهش ۳۰۰ دانشجوی دختر و پسر (۲۱۰ دختر و ۹۰ پسر) مقطع کارشناسی دانشگاه علامه طباطبایی در سال تحصیلی ۸۵-۸۴ را تشکیل می دادند، که بر اساس روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده اند و به کمک پرسشنامه های خودکارآمدی شرر (۱۹۸۲)، پرسشنامه حمایت اجتماعی (۱۹۸۶)، پرسشنامه اضطراب امتحان (۱۳۷۵)، پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ (۱۹۷۹) مورد ارزیابی قرار گرفته اند. داده های پژوهش با استفاده از آزمون آماری ضریب همبستگی و t مستقل تحلیل شده اند. یافته ها: این بررسی نشان داد که رابطه بین خودکارآمدی و سلامت روان و نیز رابطه بین حمایت اجتماعی و سلامت روان مثبت بوده و رابطه بین اضطراب امتحان و سلامت روان منفی است. همچنین دریافتیم که بین میانگین های خودکار آمدی، حمایت اجتماعی و اضطراب امتحان در دو جنس ، تفاوتی وجود ندارد، با این وجود میانگین سلامت روان دانشجویان پسر به طور معنی داری پایین تر از میانگین سلامت روان دانشجویان دختر است. نتایج: به طور کلی نتایج پژوهش نشان دادند که خودکارآمدی و حمایت اجتماعی در ارتقاء سلامت روانی مؤثر بوده و اضطراب امتحان سلامت روانی را کاهش می دهد