نویسنده = حجت دهقانزاده

ارزیابی نرم‌افزارهای آموزشی علوم تجربی سوم ابتدائی بر اساس عناصر انگیزش درونی

دوره 13، شماره 45، پاییز 1396، صفحه 121-145

https://doi.org/10.22054/jep.2017.8147

حجت دهقانزاده، حسین دهقانزاده

چکیده پژوهش حاضر، با هدف ارزیابی نرم‌افزارهای آموزشی علوم تجربی پایه سوم ابتدائی بر اساس عوامل انگیزش درونی انجام شد. برای رسیدن به این هدف از روش پژوهش تحلیل محتوا استفاده شد. همچنین برای به دست آوردن اطلاعات و داده‌های پژوهش از پرسشنامه انگیزش درونی مالون شامل مؤلفه‌های چالش، کنجکاوی، کنترل و فانتزی بهره گرفته شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه نرم‌افزارهای آموزشی درس علوم تجربی پایه سوم ابتدائی موجود در بازار در سال 1395-94 بود که کل جامعه به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. یافته‌های پژوهش نشان داد نرم‌افزارهای میشا و کوشا، رهپویان دانش و دبیردسا از لحاظ انگیزش درونی در یک مؤلفه (کنجکاوی) در دامنه نسبتاً مطلوب قرار دارند و در سه مؤلفه دیگر در سطح نامطلوب می‌باشند؛ درحالی‌که سایر نرم‌افزارهای آموزشی گروه خوارزمی، نکته به نکته و لوح دانش در هر 4 مؤلفه، در سطح نامطلوبی قرار دارند. به‌طورکلی هیچ‌یک از شرکت‌‌های تولیدکنندۀ نرم‌افزارهای آموزشی به انگیزش درونی در سطح مطلوب نپرداخته‌اند. با توجه به نقش انگیزش به‌ویژه انگیزش درونی در یادگیری و همچنین با توجه به این‌که تولید چند رسانه‌ای‌های آموزشی در موضوعات و مقاطع مختلف روزبه‌روز در حال افزایش هستند، پیشنهاد می‌شود شرکت‌های تولیدکننده نرم‌افزارهای آموزشی در تحلیل محتوای نرم‌افزارهای موجود و طراحی نرم‌افزارهای جدید به مؤلفه‌های انگیزش درونی توجه بیشتری داشته باشند.

مقایسه‌ی اثربخشی الگوهای طراحی آموزشی رایگلوث، گانیه و روش مرسوم در یادگیری دانش آموزان

دوره 12، شماره 39، بهار 1395، صفحه 119-134

https://doi.org/10.22054/jep.2016.4120

حجت دهقانزاده، حسین دهقانزاده، داریوش نوروزی، محمد حسن امیرتیموری

چکیده هدف پژوهش حاضر، مقایسه­ی میزان اثربخشی الگوهای طراحی آموزشی رایگلوث و گانیه با همدیگر و با روش مرسوم در یادگیری درس حرفه وفن سوم راهنمائی بود. برای رسیدن به این هدف از روش شبه­آزمایشی و از طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعه این پژوهش تمامی دانش­آموزان سوم راهنمائی پسر شهرستان قدس و نمونه آن 59 نفر از این جامعه بود که از طریق نمونه­گیری خوشه­ای انتخاب شدند و در سه گروه گواه، گروه الگوی طراحی آموزشی گانیه و  گروه الگوی طراحی آموزشی رایگلوث قرار گرفتند. برای هر سه گروه پیش­آزمون، پس­آزمون و آزمون یادداری اجرا شد. برای تحلیل داده­ها در بخش آمار توصیفی، شاخص­هایی نظیر میانگین و انحراف استاندارد نمرات، محاسبه شد و در بخش آمار استتنباطی و برای بررسی فرضیه پژوهش از آزمون تحلیل کوواریانس بهره گرفته شد. نتایج به­دست آمده نشان داد که تفاوت بین گروه­های آموزش مرسوم و الگوهای طراحی آموزشی رایگلوث و گانیه در سطح معناداری 95درصد معنادار می­باشد ولی بین الگوهای طراحی آموزشی گانیه و رایگلوث تفاوت معناداری مشاهده نشد.