نویسنده = امید شکری
روانشناسی یادگیری

نقش واسطه‌ای نیازهای بنیادین روان‌شناختی در رابطه والدگری توانمندساز و رفتارهای تحصیلی مولد وغیرمولد در نوجوانان.

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 26 خرداد 1405

https://doi.org/10.22054/jep.2026.87302.4227

زهرا مهدوی، امید شکری، مسعود شریفی

چکیده نوجوانی به‌عنوان یکی از مراحل حساس رشد انسانی، نقشی حیاتی در شکل‌دهی شخصیت، انگیزه‌ها و رفتارهای فرد ایفا می‌کند. نقش نیازهای بنیادین روان‌شناختی به‌عنوان میانجی در‌رابطه والدگری توانمندساز و رفتارهای تحصیلی، موضوعی است که می‌تواند به درک بهتر فرایندهای تأثیرگذار والدگری بر رفتارهای تحصیلی نوجوانان کمک کند. در این پژوهش از نوع همبستگی و به روش مدل‌یابی معادلات ساختاری انجام گرفت. جامعه آماری شامل کلیه دانش‎آموزان دوره متوسطه دوم منطقه یک تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ بودند که از این تعداد ۳۷۵ نفر (۱۹۳ دختر و ۱۸۲ پسر) به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. شرکت‌کنندگان به مقیاس والدگری توانمندساز (Jach et al., 2018)، مقیاس نیازهای بنیادین روان‌شناختی (La Guardia et al., 2000) و مقیاس رفتارهای سبک زندگی تحصیلی سلامت‌محور (صالح‌زاده‌ و همکاران، 1396ب) پاسخ داده‌اند. یافته‌ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری تحلیل شد و نتایج نشان داد که مدل مفروض از برازش مطلوبی با داده‌ها برخوردار است. همچنین، نیازهای بنیادین روان‌شناختی نقش میانجی معناداری در ارتباط بین والدگری توانمندساز و هر دو نوع رفتار تحصیلی مولد و غیرمولد ایفا می‌کنند؛ به‌گونه‌ای که والدگری توانمندساز از طریق ارضای نیازهای بنیادین روان‌شناختی موجب تقویت رفتارهای تحصیلی مولد و کاهش رفتارهای تحصیلی غیرمولد می‌شود. به‌طور کلی، یافته‌های پژوهش تأکید می‌کند که والدگری توانمندساز از طریق ارتقای نیازهای بنیادین روان‌شناختی نوجوانان، می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در بهبود عملکرد و سلامت تحصیلی آنان ایفا کند.

فراتحلیل اثربخشی آموزش کفایت‏های هیجانی و اجتماعی بر کاهش آشفتگی روان‌شناختی و بهبود بهزیستی عاطفی معلمان

دوره 21، شماره 75، بهار 1404، صفحه 123-156

https://doi.org/10.22054/jep.2024.74854.3883

بهاره السادات حیدریه زاده، امید شکری، جلیل فتح آبادی، شهریار شهیدی، سعید اکبری زردخانه

چکیده در مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی کاربرد مداخلات مبتنی بر کفایتهای هیجانی و اجتماعی و شناسایی تعدیلگرهای چندگانه در این قلمرو مطالعاتی، از روش فراتحلیل استفاده شد. پس از تصریح ملاکهای ورود و خروج، تلاشهای مداخلهای مبتنی بر برنامههای کفایتهای هیجانی و اجتماعی از بانکهای اطلاعاتی استخراج و از این طریق 30 پژوهش و 162 اندازه اثر برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. دادههای پژوهش حاضر با استفاده از ویرایش دوم نرمافزار جامع فراتحلیل (CMA2) تحلیل شدند. نتایج تحلیل دادهها نشان داد که اندازه اثر کلی اثربخشی مداخلات مبتنی بر کفایتهای هیجانی و اجتماعی بر بهزیستی عاطفی معلمان 598/0 به دست آمد. همچنین نتایج تحلیل نشان داد که بین اندازه اثر مطالعات موردبررسی با توجه به جنسیت شرکتکنندگان، تعداد جلسات آموزشی و برحسب مؤلفه‌های متغیر وابسته تفاوت معناداری وجود دارد. به‌طورکلی نتایج نشان داد که اگرچه مداخلات آموزشی مبتنی بر کفایتهای هیجانی و اجتماعی نقشی مؤثر در افزایش بهزیستی عاطفی و کاهش آشفتگی روان‌شناختی معلمان دارد؛ اما تمرکز بر نقش تبیینی برخی از تعدیلگرها نظیر جامعه هدف، ماهیت متغیرهای وابسته و تعداد جلسات آموزشی از نقش تعیینکنندهای برخوردار است.
واژگان کلیدی: فراتحلیل، تعدیل‌گرها، کفایت‌های هیجانی و اجتماعی، بهزیستی عاطفی

روانشناسی یادگیری

مدل‌یابی روابط خوش‏بینی تحصیلی، هیجان‌ها و تعامل معلم ـ دانش‏آموز

دوره 20، شماره 71، بهار 1403، صفحه 107-142

https://doi.org/10.22054/jep.2023.68772.3661

غلامرضا امیری دهج، امید شکری، جلیل فتح آبادی

چکیده پژوهش حاضر با هدف آزمون نقش واسطه‌ای هیجانات معلم در رابطة خوش‏بینی تحصیلی معلمان و رابطة بین‌فردی معلم ـ دانش‏آموز انجام شد. در پژوهش همبستگی حاضر، 306 معلم به مقیاس خوش‏بینی تحصیلی معلمان (وولفولک هوی، هوی و کارز، 2008)، سیاهه هیجانات معلم (چن، 2016) و پرسشنامه تعامل معلم (لارداسمی و کنی، 2001) پاسخ دادند. از روش آماری مدل‌یابی معادله ساختاری برای آزمون مدل مفروض میانجیگری هیجانات معلم در رابطة خوش‏بینی تحصیلی معلمان و رابطة بین‌فردی معلم ـ دانش‏آموز استفاده شد. نتایج نشان داد که رابطه بین خوش‌بینی معلم با هیجانات مثبت و رفتارهای مثبت رابطه بین‌فردی مثبت و معنادار و با هیجانات منفی و رفتارهای منفی رابطه بین‌فردی، منفی و معنادار بود. همچنین، نتایج مربوط به آزمون مدل مفروض نشان داد که مدل مفروض واسطه‌مندی کامل هیجانات معلم در رابطة بین خوش‏بینی معلمان و رابطة بین‌فردی معلم ـ دانش‏آموز با داده‌ها برازش مطلوبی داشت. در مجموع، نتایج پژوهش حاضر نشان داد که تلاش برای فهم ظرفیت‌های تفسیری خوش‌بینی تحصیلی در پیش‌بین مدل‌های مثبت و منفی رفتار رابطه بین‌فردی معلم ـ دانش‌آموز می‌تواند در بستر تمایزیافتگی در تجارب هیجانی مثیت و منفی معلمان معنا شود.

اثربخشی گشتالت‌درمانی گروهی بر احساس تعلق به مدرسه در دانش‌آموزان پسر پایه دهم شهر تهران

دوره 17، شماره 60، تابستان 1400، صفحه 271-294

https://doi.org/10.22054/jep.2022.58441.3273

محمد کهربائی کلخوران علیا، مسعود شریفی، امید شکری

چکیده احساس تعلق به مدرسه ویژگی روان‌شناختی مهمی است که بر سایر مولفه‌های مربوط به تحصیل موثر است. هدف از انجام این پژوهش بررسی اثربخشی گشتالت‌درمانی گروهی بر احساس تعلق به مدرسه در دانش‌آموزان پایه دهم منطقه 4 شهر تهران بود. پژوهش حاضر از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه کنترل و آزمون پیگیری بود. جامعه آماری شامل دانش‌آموزان پسر پایه دهم منطقه 4 شهر تهران در سال 98-1397 بودند.17 نفر با توجه به آزمون غربالگری و ملاک‌های ورود به پژوهش به عنوان نمونه انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش(9نفر) و کنترل(8نفر)جایگذاری شدند. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه‌ای، تحت مداخله گشتالت‌درمانی‌گروهی قرار گرفت و گروه کنترل هیچ مداخله‌ای دریافت‌نکرد. سپس پس‌آزمون و همچنین بعد از 3 ماه از هر دو گروه آزمون پیگیری دریافت شد و نتایج با یگدیگر مقایسه گردید. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد به طور کلی احساس تعلق به مدرسه در گروه آزمایش بیشتر از گروه کنترل است(001/0=P و 08/19=F). همچنین اثربخشی مداخله بعد از گذشت 3 ماه پایدار بوده است(001/0=P و 72/46=F). براساس یافته‌های مطالعه حاضر می‌توان چنین نتیجه گرفت که گشتالت‌درمانی گروهی بر افزایش احساس تعلق دانش‌آموزان پسر پایه دهم موثر است و این اثرگذاری از پایداری معناداری برخوردار است؛ به همین جهت از این روش مداخله می‌توان برای بهبود وضعیت احساس تعلق به مدرسه در دانش‌آموزان پایه دهم استفاده نمود.

رابطۀ هدف گزینی اجتماعی و سازگاری با مدرسه:نقش واسطه ای نشخوار فکری، همدلی و بخشایش

دوره 17، شماره 59، بهار 1400، صفحه 57-92

https://doi.org/10.22054/jep.2021.58222.3251

اکبر نصیری، امید شکری، جلیل فتح آبادی، مسعود شریفی

چکیده پژوهش حاضر با هدف آزمون نقش واسطه‌ای نشخوار گری فکری، همدلی و بخشایش در رابطۀ هدف‌گزینی اجتماعی و سازگاری با مدرسه انجام شد. در پژوهش حاضر، 404 دانش‌آموز پسر در مقطع متوسطه اول با روش نمونه‌گیری خوشه-ای چندمرحله‌ای انتخاب و به مقیاس اهداف پیشرفت اجتماعی ( ریان و شیم، 2008)، نشخوارگری فکری دربارۀ یک خطای بین‌فردی (وید، ووگل و گلدمن ، 2008) همدلی ( بار-آن، 1997)، صفت بخشایش (بری، وورثینگتون، اوکانر، پاروت و وید، 2005) و پرسشنامه سازگاری دانش‌آموزان دبیرستانی (سینها و سینگ، 1993) پاسخ دادند. نتایج نشان داد که الگوی مفروض واسطه‌مندی کامل نشخوارگری فکری، همدلی و بخشایش در رابطۀ اهداف پیشرفت اجتماعی شامل رشدیافتگی اجتماعی، آشکارسازی رشدیافتگی اجتماعی، اجتناب از آشکارسازی رشدنایافتگی اجتماعی و سازگاری عاطفی، اجتماعی و تحصیلی از برازش مطلوبی برخوردار بود. علاوه بر این، تمامی ضرایب مسیر بین متغیرها بجز مسیرهای مستقیم بین رشدیافتگی و سازگاری هیجانی، آشکارسازی رشدیافتگی و سازگاری تحصیلی، اجتناب از آشکارسازی و سازگاری اجتماعی-تحصیلی، از لحاظ آماری معنادار بودند. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که هدف‌های پیشرفت اجتماعی از طریق پیش‌بینی افزایش همدلی و بخشایش و کاهش نشخوارگری های فکری در تبیین سازگاری هیجانی، اجتماعی و تحصیلی دانش‌آموزان از نقش مهمی برخوردارند.

تجربه زیسته دانش‌آموزان از پدیده بی‌انگیزگی تحصیلی: یک مطالعه پدیدارشناختی

دوره 16، شماره 56، تابستان 1399، صفحه 197-234

https://doi.org/10.22054/jep.2020.46348.2761

فاطمه رشیدی پور، امید شکری، جلیل فتح آبادی، حسین پورشهریار

چکیده اگر چه محققان مختلفی مانند کلر (2018) کوشیده‌اند با توسعة مدل‌های نظریِ جامعی مانند مدل طراحی انگیزشی، فهم روان‌شناسان و متخصصان تربیتی را از تمایز در نیمرخ انگیزشی یادگیرندگان تعمیق بخشند، اما به دلیل تأکید صرف بر پارادایم تجربه­گرایی و تمرکز محض بر منطق پژوهش‌های کمی، به‌طور مسلم در فرایند توسعة برنامه‌های آموزشی برای تقویت مواضع انگیزشی دانش‌آموزان از فهم عمیق و همه‌جانبة رفتارهای بازدارندة سبک زندگی تحصیلی سلامت‌محور آن‌ها بازمانده‌اند؛ بنابراین، محققان در این پژوهش کوشیدند با استفاده از روش پژوهش پدیدارشناسی توصیفی به این سؤال پاسخ دهند که اهمّ عناصر پیشایندی نقصان انگیزشِ دانش‌آموزان ایرانی کدامند. برای این منظور، از بین دانش­آموزان شهر ری در استان تهران تا حد رسیدن به اشباع اطلاعات، 50 دانش‌آموز در پایه‌های تحصیلی هفتم و هشتم انتخاب و در قالب 12 گروه کانونی 4 تا 5 نفره با آن‌ها مصاحبه شد. پس از ضبط و بازنویسی مصاحبه­ها، داده­های موجود با استفاده از روش کلایزی مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. از تحلیل داده­های به دست آمده هشت مضمون اصلی شامل ارتباط ادراک‌شده با زندگی، خودباوری تحصیلی، احساس کنترل و اجبار شدید، روابط صمیمانه، ادراک بی­انصافی، عدم علاقه و توجه به درس، خودتنظیمی و تجربه هیجانات در کلاس درس، استخراج شدند. درمجموع، نتایج مطالعة حاضر ضمن همراستایی با زوایای فکری مدل جامع طراحی انگیزشی کلر، شواهدی تکمیلی در دفاع از نقش تفسیری عنصر اطلاعاتی هیجان، در پیش‌بینی نقصان انگیزشی یادگیرندگان ایرانی فراهم کرد. علاوه بر این، نتایج مطالعة حاضر نشان داد که بهبود مدل رفتار رابطة بین‌فردی دانش‌آموز/معلم/ والد با تأکید بر درک و بهبود تجارب هیجانی یادگیرندگان مؤثرترین راه بهبود نیمرخ انگیزشی آن‌ها تلقی می‌شود.

روانشناسی یادگیری

رابطه باورهای خودکارآمدی تحصیلی با بهزیستی تحصیلی:نقش واسطه‌ای تنیدگی تحصیلی ادراک شده و هیجانات پیشرفت

دوره 14، شماره 49، پاییز 1397، صفحه 53-84

https://doi.org/10.22054/jep.2019.10366.1388

سهراب صحرایی، امید شکری، مهدی خانبانی، الهام حکیمی راد

چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف آزمون نقش میانجیگر هیجانات پیشرفت و استرس تحصیلی ادراک شده در رابطة باورهای خودکارآمدی تحصیلی و بهزیستی تحصیلی در بین دانشجویان انجام شد. روش: 339 دانشجوی مقطع کاشناسی (142 پسر و 140 دختر) به پرسشنامة باورهای خودکارامدی تحصیلی (ASEBQ، زاژاکوا، لینچ و اسپنشادا، 2005)، پرسشنامة استرس تحصیلی ادراک شده (زاژاکوا و همکاران، 2005)، نسخة کوتاه پرسشنامة هیجانات پیشرفت (عبدلله‌پور، 1394)، فهرست مشغولیت تحصیلی (SEI، سالملاـ آرو و آپادایا، 2012) و سیاهة فرسودگی تحصیلی (SBI، سالملا ـ آرو، کیورا، لسکینن و نورمی، 2009) پاسخ دادند. در مطالعه همبستگی حاضر، به منظور آزمون روابط ساختاری بین منابع اطلاعاتی چندگانه در مدل‌های مفروض از روش آماری مدل‌یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که الگوهای مفروض واسطه‌مندی نسبی هیجانات پیشرفت مثبت و منفی و استرس تحصیلی ادراک شده در رابطه بین باورهای خودکارآمدی تحصیلی و بهزیستی تحصیلی برازش مطلوبی داشتند. علاوه بر این، نتایج نشان داد که در هر دو مدل واسطه‌مندی هیجانات پیشرفت مثبت و منفی، تمامی وزن‌های رگرسیونی از لحاظ آماری معنادار بودند و در مدل واسطه‌مندی هیجانات مثبت و استرس تحصیلی به ترتیب 33 و 22 درصد از پراکندگی مشغولیت تحصیلی و فرسودگی تحصیلی و در مدل واسطه‌مندی هیجانات منفی و استرس تحصیلی به ترتیب 33 و 20 درصد پراکندگی مشغولیت تحصیلی و فرسودگی تحصیلی تبیین شد. نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می‌دهد که بخشی از پراکندگی مشترک بین حلقه‌های مفهومی باورهای خودکارآمدی تحصیلی و بهزیستی تحصیلی از طریق هیجانات پیشرفت مثبت و منفی و استرس تحصیلی ادراک شده قابل تبیین است.

سبک زندگی تحصیلی سلامت‌محور: ایده‌ای نوظهور در روان‌‌شناسی سلامت تحصیلی

دوره 13، شماره 46، زمستان 1396، صفحه 1-30

https://doi.org/10.22054/jep.2018.8474

پروین صالح زاده، امید شکری، جلیل فتح‌آبادی

چکیده مرور مبانی نظری و شواهد تجربی پیرامون آخرین تحرکات فکری در محدوده تلاش محققان علاقه‌مند به قلمرو مطالعاتی انگیزش پیشرفت، ضرورت واکاوی بیش‌ازپیش دلایل تمایزدهنده مدل‌های رفتاری منتخب به­وسیله فراگیران در محیط‌های پیشرفت را به‌وضوح مورد تأکید قرار می‌دهد. مطالعه مدل‌های رفتاری مزبور از طریق تلاشی سیستماتیک با هدف تمرکز بر اَشکال ارجح این مدل‌های رفتاری، هرگونه تمایزیافتگی در سبک زندگی تحصیلی فراگیران را مستدل می‌سازد. ظرفیت‌ تفسیری نظریه‌های معاصر انگیزش پیشرفت، بستر اطلاعاتی توانمندی را پیرامون ظهور و بروز مدل‌های رفتاری تسهیل‌کننده و یا بازدارنده سلامت تحصیلی فراگیران فراهم می‌آورد. بی‌شک، با تکیه‌بر آموزه‌های مفهومی برآمده از رویکرد روانشناسی سلامت تحصیلی، هرگونه تلاش در جهت تأکید بر بنیان‌های تئوریک رفتارهای سبک زندگی تحصیلی، علاوه بر ضرورت پروراندن مرزهای دانش نظری، فرصت‌آفرینی برای شناسایی ظرفیت‌های کاربردی این قلمرو مطالعاتی نوظهور را موجب می‌شود. مطالعه حاضر علاوه بر جهت‌دهی به فعالیت‌های علمی محققان تربیتی، از نقش انکارناپذیر در بهسازی نشانگرهای ذهنی اثربخشی محیط‌های پیشرفت برخوردار است. محققان در این مطالعه، ضمن تلاش برای ارائه ایده‌‌ای نوظهور در قلمرو روانشناسی سلامت تحصیلی با عنوان سبک زندگی تحصیلی سلامت‌محور، می‌کوشند با تأکیدی بجا بر توان تفسیری رویکردهای نظری معاصر در قلمرو مطالعاتی انگیزش پیشرفت، در جهت کمک به مفهوم‌سازی و متعاقب آن، عملیاتی‌سازی مفهوم نوپای «رفتارهای سبک زندگی تحصیلی سلامت‌محور» گام‌های استوار بردارند. بدین‌ترتیب، پژوهش تحلیلی حاضر، با تکیه‌بر نظریه‌های معاصر انگیزش پیشرفت، به ارائه مدلی مفهومی از رفتارهای فراگیران در محیط‌های پیشرفت می‌پردازد که هریک به میزانی و بسته به ماهیتشان، سلامت تحصیلی فراگیران را تسهیل و یا آن را بازداری می‌کنند. هدف از طراحی این مدل، که با عنوان «رفتارهای سبک زندگی تحصیلی سلامت‌محور» نام‌گذاری شده است، مطالعه ابعاد انگیزشی فراگیران در مبادرت به انتخاب الگوهای رفتاری مختلف در موقعیت‌های تحصیلی، با تکیه‌بر اجتماع نشان‌گرهای نهفته در رویکردهای معاصر انگیزش پیشرفت است به‌گونه‌ای که امکان پیش‌بینی و ترسیم نیمرخ انگیزشی فراگیران میسر گردد.

تحلیل عاملی تائیدی و همسانی درونی مقیاس‌های هیجان مرتبط با کلاس درس (CRES)

دوره 12، شماره 40، تابستان 1395، صفحه 129-150

https://doi.org/10.22054/jep.2016.5556

بهزاد ستاری، حسین پور شهریار، امید شکری

چکیده در نظریه کنترل- ارزش، هیجان­های پیشرفت به­عنوان هیجان­هایی که با فعالیت­ها و پیامدهای پیشرفت پیوند خورده­اند تعریف می­شوند. تأثیر هیجان­های پیشرفت بر جوانب مختلف زندگی و پیشرفت تحصیلی در پژوهش­های متعددی به اثبات رسیده است. بااین‌حال تمرکز صرف بر هیجان اضطراب و عدم توجه به این دسته از هیجان­ها در نظام آموزشی و فقدان ابزار مناسب جهت سنجش آن­ها در ایران از مهم‌ترین مسائل این حوزه است. جامعه آماری شامل همه دانشجویان مقطع لیسانس دانشگاه شهید بهشتی در سال تحصیلی 94-93 به تعداد 9421 و نمونه آماری 221 نفر دانشجوی رشته­های مختلف تحصیلی است که با استفاده از روش «نمونه­گیری تصادفی» گزینش و با روش «توسعه­ای پیمایشی» مورد مطالعه قرارگرفتند. پژوهش حاضر به بررسی شاخص­های روان­سنجی ازجمله روایی، اعتبار و همسانی درونی «مقیاس­های هیجان مرتبط با کلاس» پرداخته است. در این پژوهش سؤالات پرسش­نامه «مقیاس­های هیجان مرتبط با کلاس درس» (CRES) باهدف رواسازی آن برای مطالعه هیجان­های پیشرفت جامعه دانشجویان ایران مورد تجزیه ‌و تحلیل قرار گرفتند. بر اساس نتایج تحلیل عاملی تائیدی بیشتر شاخص­های مقیاس­های مذکور ازجمله CFI، GFI، AGFI از مقدار مطلوبی برخوردارند و ضرایب مسیر تمامی مقیاس­های آن­ها معنی­دار می‌باشند. همبستگی بین هیجان­های مختلف کلاسی و همسانی درونی مقیاس­ها معنی­دار برآورد گردید. با توجه به برازش مدل، از مقیاس­های مذکور می‌توان جهت بررسی هیجان­های کلاسی دانشجویان ایرانی استفاده کرد.