نویسنده = احمد برجعلی

اثربخشی آموزش فرزندپروری با رویکرد آدلر - درایکورس بر همدلی و جرأت‌ورزی دانش‌آموزان

دوره 21، شماره 76، تابستان 1404، صفحه 79-110

https://doi.org/10.22054/jep.2025.75059.3931

مهدی خانجانی، مریم السادات لاریجانیان، احمد برجعلی

چکیده پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی آموزش فرزندپروری با رویکرد آدلر - درایکورس بر همدلی و جرأت‌ورزی دانش‌آموزان دبستان دخترانه زهرا مردانی 2 با طرح پژوهشی نیمه‌آزمایشی از نوع پیش‌آزمون - پس‌آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه مادرانِ دانش‌آموزان مقطع دبستان زهرا مردانی 2 شهر تهران در سال تحصیلی 1398-1399 بود و از روش نمونه‌گیری در دسترس استفاده گردید. گروه نمونه شامل ۳۰ نفر از مادران، به‌صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند و به پرسشنامه علاقه اجتماعی علیزاده و همکاران (1394) پاسخ دادند. گروه آزمایش، در یک دوره‌ی 10 جلسه‌ای 60 دقیقه‌ای فرزندپروری با رویکرد آدلر - درایکورس شرکت داده شدند و در پایان دوره‌ی آموزشی، گروه کنترل و آزمایش 15 نفره مورد پس‌آزمون قرار گرفتند. کلیه آموزش‌ها و آزمون‌ها به‌صورت مجازی صورت گرفت. داده‌ها به کمک SPSS تحلیل شد. نتایج تحلیل کوواریانس برای مقایسه همدلی و جرأت‌ورزی در گروه‌های آزمایش و کنترل در مرحله پس‌آزمون نشان داد به ترتیب سطح معناداری با مقدار 001/ 0 و 011/0 در دو گروه دارای تفاوت معنادار هستند. با توجه‌ به بالاتر بودن میانگین نمرات گروه آزمایش در پس‌آزمون، می‌توان نتیجه گرفت که آموزش فرزندپروری با رویکرد آدلر درایکورس بر همدلی و جرأت‌ورزی کودکان تأثیر معناداری داشته و باعث افزایش همدلی و جرأت‌ورزی در کودکان شده است.

مقایسه دقت آماره‌های برازش شخص مبتنی بر مدل راش در شناسایی سبک‌ پاسخ‌دهی تصدیق

دوره 20، شماره 73، پاییز 1403، صفحه 69-90

https://doi.org/10.22054/jep.2025.42356.2678

طیبه دهقان نیری، نور علی فرخی، احمد برجعلی، ابراهیم علیزاده

چکیده هدف پژوهش حاضر، بررسی دقت آماره‌های برازش شخص مبتنی بر مدل راش (Up ، Wp‌، lp‌ وlzp) در شناسایی سبک پاسخ-دهی تصدیق می‌باشد. دو حجم نمونه(2000 و 500 نفر) در چارچوب مدل امتیاز پاره‌ای راش شبیه‌سازی شد. دقت شناسایی آماره‌های برازش شخص در چهار موقعیت متفاوت شامل حجم نمونه، طول آزمون، درصد سؤال‌های متأثر از سبک‌های پاسخ-دهی و درصد پاسخ‌دهندگان با الگوهای پاسخ ناهمسان مقایسه شد.به منظور بررسی دقت آماره‌های برازش شخص، از فضای زیر منحنی راک استفاده شد. یافته‌های پژوهش نشان داد، آماره Up و Wp‌، در شناسایی سبک پاسخ‌دهی تصدیق کردن در داده-های چند ارزشی‌، دقت بالایی دارد. تقریباً در تمامی موقعیت‌ها می تواند با دقت زیادی(بالاتر از 90/.)، الگوهای پاسخ همسان و ناهمسان را از یکدیگر متمایز کند. آماره‌های lp‌ و lzp، در بیشتر موقعیت‌ها، دقت پایین‌تراز 50/. داشت و نتوانست سبک پاسخ-دهی تصدیق را شناسایی کند. پیشنهاد می‌شود، در شرایطی که احتمال سبک‌پاسخ‌دهی تصدیق وجود دارد، مانند موقعیت‌های استخدام، که داوطلبان سعی دارند خود را موجه جلوه دهند، از آماره‌های برازش شخص Up و Wp‌ استفاده شود.

شناسایی ویژگی‌های روان‌شناختی در انتخاب معلمان ابتدایی

دوره 16، شماره 57، پاییز 1399، صفحه 282-301

https://doi.org/10.22054/jep.2021.46550.2770

سیدعلی شریف زاده، احمد برجعلی، حسین اسکندری، نورعلی فرخی، فرامرز سهرابی

چکیده چکیده
این پژوهش با هدف شناسایی ویژگی‌های روانشناختی در جذب معلمان ابتدایی انجام گرفته است، از آنجائی‌که آموزش وپرورش دوره ابتدایی در تکوین رشد شناختی، عاطفی، و اجتماعی کودکان، نقش مهمی بعهده دارد، بدیهی است که معلمان دوره ابتدیی هم به جهت دانش و هم به لحاظ مهارت‌های فنی باید سرآمد معلمان دوره‌های دیگر تحصیلی باشند. تحقیق حاضر به روش کیفی انجام شده، و از فرایند کد گذاری برای دسته بندی داده‌ها استفاده شده است، جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 12 نفر از صاحب نظران تعلیم وتربیت کشور بوده است، نمونه‌گیری بصورت هدفمند، ابزار پرسشنامه نیمه‌ ساختارمند، گردآوری داده‌ها در مصاحبه با 12 نفر از صاحب نظران در نظام تعلیم وتربیت کشور که مسلط به دانش روانشناختی بودند، به اشباع نظری رسید. یافته‌های این پژوهش را می‌توان در سه دسته بیان کرد، دسته اول ویژگی‌های شناختی شامل: قدرت تحلیل، درایت، خلاقیت و نوآوری، تفکر انتقادی، هوش بالا و حافظه قوی. دسته دوم ویژگی‌های عاطفی شامل: خوش‌رویی و خوش‌خلقی، علاقه به معلمی، ثبات عاطفی، فروتنی و انصاف. و دسته سوم ویژگی‌های شخصیتی شامل: صداقت، مسئولیت‌‌پذیری، سعه‌صدر، آراستگی، مدیریت کلاس، وارستگی، تعامل اجتماعی بالا، مثبت اندیشی و عزت‌نفس است. مهم‌ترین نتایج این تحقیق بیانگر تاثیر ویژگی روانشناختی معلمان، در ارتقای کفایت و صلاحیت حرفه‌ای آنان بوده و به کارائی و اثریخشی نظام آموزشی منجر خواهد شد، و لذا توجه به این ویژگی‌ها معلمان شایسته تری را جذب نظام تعلیم وتربیت می‌نماید.

بررسی روابط ساختاری خلاقیت، خودکارآمدی و روش کنارآمدن با سلامت روان

دوره 6، شماره 17، تابستان 1389، صفحه 88-108

علیرضا پیرخائفی، احمد برجعلی، علی دلاور، حسین اسکندری

چکیده زمینه:درمرور دیدگاه‏های موجود سلامت روان نگاهی یکپارچه برای ارتباط دادن مفاهیم خلاقیت، خودکارآمدی و روش کنارآمدن به سلامت روان دیده نمی‏شود. هدف: این پژوهش به منظور تعیین روابط ساختاری خلاقیت، خودکارآمدی و روش کنارآمدن با سلامت روان تحت یک مدل یکپارچه انجام شد.روش پژوهش:طرح پژوهش از نوع همبستگی بود و تحلیل داده‏ها با استفاده از روش رگرسیون چندمتغیره و لیزرل انجام گردید. نمونه شامل 120 دانشجوی دانشگاه‏های شهر تهران بود که با روش نمونه‏گیری خوشه‏ای چند مرحله‏ای به‏صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش:شامل آزمون خلاقیت تورنس، پرسشنامه سلامت روان گلدبرگ، مقیاس کنارآمدن لازاروس و مقیاس خودکارآمدی شرر بود که شاخص‏های روان‏سجی آن‏ها مورد تأیید قرارگرفت.یافته‏ها:بر پایه تحلیل‏های روش رگرسیون بین متغیرهای خلاقیت، خودکارآمدی و روش کنارآمدن ارتباط درونی مثبت و معنی‏داری وجود داشت. این روابط بین متغیرهای خلاقیت، خودکارآمدی و روش کنارآمدن با سلامت روان منفی و معنی‏داری بود. مدل‏های برازنده شده لیزرل نیز نشان داد که بین خلاقیت و خودکارآمدی با سلامت روان از یک طرف و خودکارآمدی و روش کنارآمدن با سلامت روان از طرف دیگر روابط درونی منفی و معنی‏داری وجود دارد.نتیجه‏گیری:از مجموع تحلیل‏های روابط ساختاری می‏توان نتیجه گرفت که متغیرهای خلاقیت، خودکارآمدی و روش کنارآمدن از قدرت پیش‏بینی کنندگی قابل قبولی برای سلامت روان برخوردار هستند.

بررسی و مقایسه ویژگی های نقاشی خانواده در کودکان طلاق و کودکان غیر طلاق در دوره پیش دبستانی (دوره آمادگی) منطقه ۱۱ شهر تهران، سال تحصیلی ۸۶-۱۳۸۳

دوره 2، شماره 4، تابستان 1385، صفحه 221-241

https://doi.org/10.22054/jep.2006.5984

زهرا فایض، احمد برجعلی

چکیده این پژوهش با هدف بررسی و مقایسه ویژگی های نقاشی کودکان طلاق و کودکان غیر طلاق، بررسی و مقایسه ویژگی های نقاشی کودکان دختر و پسر طلاق با کودکان دختر و پسر غیر طلاق انجام شد. جامعه آماری این تحقیق شامل کودکان دوره آمادگی (دوره پیش از دبستان)، در مراکز پیش دبستانی تحت پوشش اموزش و پرورش منطقه ۱۱ شهر تهران می باشد که با روش نمونه گیری در دسترس تعداد 40 نفر از کودکان که شامل 20 کودک طلاق و ۲۰ کودک غیر طلاق در طیف سنی ۷-۹ سالگی می باشد انتخاب شدند. روش تحقیق در این بررسی، ابزار مورد استفاده در این تحقیق تست ترسیم خانواده است. این مطالعه نشان داد که بین ویژگی های نقاشی کودکان طلاق و کودکان غیر طلاق از لحاظ ترسیم خطوط راست، حذف خود، حذف اعضاء خانواده (پدر، مادر، خواهر و برادر) جدا کشیدن یک یا چند شکل از بقیه، ترسیم نشانه های منفی احساسات از طریق صورت، نوع والدی که بزرگتر ترسیم می گردد تفاوت معنادار آماری وجود دارد و از لحاظ ترسیم خطوط منحنی و ترتیب نقاشی (ترسیم شکل پدر به عنوان شخص اول) تفاوت معنادار آماری وجود ندارد.