مقدمه ای بر مبانی رویکردهای جدید اندازه گیری در حوزه روان شناسی و علوم تربیتی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی سازمان سنجش

2 دانشجوی دانشگاه تهران

چکیده

امروزه در حوزه اندازه گیری دو نظریه غالب وجود دارد. نظریه کلاسیک اندازه گیری، که به وسیله اسپیرمن مطرح گردید و نظریه سوال پاسخ که سر منشأ آن به نظریه خصیصه مکنون باز می گردد. در واقع، زمانی که نظریه خصیصه مکنون برای اندازه گیری متغیرهای دو ارزشی مورد استفاده قرار گرفت، به نظریه سوال پاسخ مشهور شد. اگرچه مبانی پیچیده ریاضی این نظریه، در مقایسه با نظریه کلاسیک، باعث شده که پژوهشگران تمایل کمتری برای کاربرد این نظریه داشته باشند، ولی مفروضه های زیربنایی آن منطقی تر از نظریه کلاسیک هستند. امروزه در چارچوب این نظریه، دو رویکرد مختلف به اندازه گیری وجود دارد. رویکرد اول که مدل های خانوداه راش از آن تبعیت می کنند، هدف اصلی اش اندازه گیری میزان خصیصه افراد است: در حالی که رویکرد دوم با هدف تحلیل سوال و برآورد پارامترهای آنها شکل گرفته است و از مدل هایی نظیر مدل ۲ و ۳ پارامتری برای این منظور استفاده می کند. با وجود تفاوت های موجود بین این دو رویکرد، کمتر منبعی به این تفاوت ها اشاره می کند و پژوهشگران نیز کمتر از این موضوع اطلاع دارند. در مقاله حاضر به بررسی مبانی شکل گیری نظریه سوال پاسخ،

کلیدواژه‌ها